آیا بنیان های اولیه ی انقلاب دچار یک دگر ریسی اساسی نشده است ؟

سلام :

        اینروزها اتفاقات جالبی در حال شکل گیری است  خیابانها و محلات و شهرها اساسا به بهانه ی انتخابات صحنه ی برخورد نسلها و افکار عمومی با مسائل و مشکلات کشور است که تبلور آن را هر چهار سال یکبار به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران می بینیم . اما اینبار بعد از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و محاسبه ی همفکران و حامیان ایشان که بعد از به دست گرفتن قدرت (‌ آنهم با هزاران ابهام و تشکیک )‌ و ترکتازی قصد در اختیار گرفتن اختیار ملت غیر خودی را داشتند یعنی همه ی آنانی که خود را قیم همه ی ملت میدانستند و از پشتیبانی علنی و همه جانبه ی مقامات بالاتر نیز برخوردار بودند  حوادث به گونه ای رقم خورده است که نمونه ی مفتضح آن را در مناظره ی شفاف کسی که عنوان ریاست جمهوری یک ملت را به زور بر روی شانه ی خود بدوش میکشد دیدیم ! تفسیر و توضیح این واقعه ی کم نظیر در طی این سی سال را بسیاری نوشتند اما نتایج این برخورد بگونه ی جالبی باعث شده بسیاری از کسانی که در این ده سال عملا کنار کشیده بودند و یا انتخابات را تحریم کرده بودند تصمیم بگیرند فعالانه شرکت کنند و به میرحسین موسوی رای بدهند !  

                 نکته ی جالب دیگر اینکه باید بخاطر آوریم که نسلهای تازه ی بعد از انقلاب یعنی متولدین دهه های شصت و هفتاد یعنی همانزمانی که نسلهای ما درگیر جنگ و افکارهای خاص آن دوران بودند که خالی از شور انقلابی نبود وارد گود شده اند آنهم نه بصورت منفعل و محافظه کار که بصورتی کاملا فعال و بی مهابا و بدون داشتن افکاری که از کاریزمای خاصی وام گرفته باشند بر خلاف ما که تحت تاثیر ایده هایی که ذهنیت محدود آنزمان مسئولین وقت به جامعه ی محدود و بی خبر از همه ی عالم تزریق مینمود  بودیم و باعث میشد افکار عمومی آن زمان بخاطر خیلی ملاحظات دینی - سیاسی و فرهنگی در مقابل ایده های اولیه ی انقلاب که خالی از اشکالات محتوایی و عملی نبود  منفعل و بی اراده برخورد کند  که پرواضح است که عوارض و هزینه های گزافی برای کشور بهمراه داشت و جامعه عملا راه سکوت و مدارا با پیش بگیرد ولی امروزه نسلهای تازه که قدرتی اجتماعی قابل توجهی بدست آورده اند و حجم قابل ملاحظه ای از جامعه را در بر میگیرند به میدان آمده اند قشری که برخلاف نسلهای پیش از خود که درگیر انقلاب و جنگ و افکار کاریزماتیک زمان خود بودند  نیستند و بدون اینکه درک شفاف از وضعیت نسلهای قبل از خود داشته باشند شجاعانه و بی پروا به میدان آمده اند و بطور منطقی به نقد و پرسش از انقلاب و آرمانها و اهداف اش می پردازند و نقش قدرتهای سیاسی موجود را غیر قابل هضم می پندارند ! ضمن اینکه حاضر به زیر سیطره رفتن خیلی از این افکار و رفتارها نیستند . این ها نه به توصیه های مسئولین نظام وقعی مینهند که سرتعظیم فرود آورند و راه سکوت و محافظه کاری را در پیش بگیرند و نه نه به هشدارهای مخالفین دل می سپارند که راه تحریم و شورش های بی سرانجام را در پیش بگیرند و خود را از مسائل مملکت و روندی که همه ی آنانکه در داخل زندگی میکنند و آنرا با پوست و استخوانشان لمس میکنند کنار بکشند . عرصه ی رقابت بین میرحسین موسوی و احمدی نژاد تبلور آینده ی انقلاب و کشوری است که سی سال است تحت فشارهای قشر خاصی که خود را صاحبان کشور و انقلاب و ثروت مملکت میداند و بخاطر خیلی از تهدیدها ارعابها و نهایتا باندهای قدرت مخالفین خود را در خفقان نگهداشته بود ولی اکنون به وضعیتی رسیده ایم که بسیاری از بانیان و سرمداران سابق انقلاب به لزوم تغییراتی اساسی در روشها و افکار و برخوردهای سیاسی رسیده اند و حتی بسیاری از آنان دست به عدول از افکار و ایده های اولیه ی خود زده اند . این روند نشان میدهد کشور ما حقیقتا کشوری غیر قابل پیش بینی است و اگر همت مردم همراه با جسارت آنان و دست برداشتن از روحیه ی محافظه کاری به میدان آید میتوان به آینده امیدوار بود . همزمان در طیف موافقین و سینه چاکان نظام نیز بعد از به قدرت رسیدن احمدی نژاد و آزمودن ناکارآمدی افکار و ایده های نخ نمای انقلابی که توام با شعار زدگی و روحیه ی خود بزرگ بینی و دشمن تراشی و خیال پردازی های واهی بوده نیز سوالات بیشماری به ذهنها رسیده که آیا مسئولین و رهبران انقلاب در خیلی از مسائل داخلی و طرح خودی و غیر خودی اشتباه و فاجعه های مهیبی نکرده اند و حمایت از این افکار و رفتارها کشور را به سقوط نکشانده است ؟ 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
امیر دبیری مهر

دوست گرامی اقای دکتر منصور زاده امیدوارم از این پس بیشتر مطالب شما را بخوانم .

1pars.com

بزگترین مجله اینترنتی و بزرگترین چت ایرانی WWW.1PARS.COM

عقيق

سلام بسيار عالي و به قول خودتان تكبير! اميدوارم مجبور نباشيم كه 4 سال ديگآينده را هم به باد بدبختي حرام كنيم

Farda

سلام آقا رضا من تو مفهوم انتخابات و این جور چیزا نمیرم. به دلایلی که شاید خودت قسمتیشون روبدونی وبرمیگردم به موضوعی که تبش به یه دور و زمان خاص منتهی نمیشه یعنی عشق. خدا و انسان. برمیگردم به کامنتم روی ئست قبلیت! من منظورم این نبود که خدا از ما دور میشه منظورم این بود که انسان وقتی با این همه مواهب زمینی رویرو شد یادش رفت که اون عاشق اولیه اش کی بود و انسان معشوق/معشوقه ی چه کسی بوده .همه کاینات به تسبیح او مشغولند ولی این معشوق فراموشکار به حمد و ثنای بقیه اجزای طبیعت. اینه معنای هبوط به نظر من. اینه معنای از خود بیگانگی. یادت بره که کی بودی. یادت بره معشوق / معشوقه ی کی بود . یادت بره بعد از خلقتت گفته شده فتبارک الله احسن الخالقین بعد میای میشی احمدی نزاد ، کروبی، میر حسین موسوی، خاتمی، رضایی، و... راستی کجایند آن مردان بی ادعا!!! که نه شال سبزی داشتند و نه دستبند سفیدی. پرچم ایران سلاحشان نبود بلکه کفنشان بود. بگذریم! ( اینم یه گریز بود به صحرای کربلا، اونقدر از صب تا شب واسه کارمندام و دانشجوهام موعظه میکنم شدم یه پا شیخ!!!)[نیشخند]!!! [گل]