خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش ( 2)

سلام :

        خیلی از تصمیمهای ما قمار است چرا که با همه ی هوش و ذکاوتی که به خرج میدهیم باز از نتیجه ی کار اطمینان نداریم و این در باب عشق و دوست داشتن بسی ملموس تر است . ما دیگری را دوست داریم چرا که در ورای آن مایلیم دوست داشته شویم خیلی ها دوستدار دیگری میشوند چرا که مایلند دوست داشته شوند ! برای چنین افرادی اگر دوست داشته نشوند حس عشق یا دوست داشتن هیچ طعمی نخواهد داشت و طبعا در عشق قمار خواهند باخت و شکست خواهند خورد اما عده ای نیز می آیند که همه چیز را بظاهر ببخشند و قمار کنند این عده قمار را خواهند برد مثل درختانی که هر پاییز و زمستان برگ و بار خود را به زمین می بخشند و همه چیزشان را از دست میدهند و عریان میشوند و قمار میکنند اما در هر بهار دوباره این قمار را می برند با کلی افزونی شاخ و برگ و بر ! درختی که هر بار می بخشد و سبک میشود دوباره پر میشود و در این قمار پیاپی رشد میکند و به آسمان میرسد ..... انسانهایی هم که می بخشند گرچه قمار میکنند اما در این قمار بیشتر ثروتمند میشوند و پر بارتر میشوند شاید تمثیلی که در قرآن هست که انفاق کنید یا به خداوند قرض بدهید تا زیادش کند و به شما بازگرداند همین باشد انسان که ذاتا بسیار به آنچیزهایی به آن دلبسته است وابسته است و به این راحتی آن را حتی برای قرض دادن به کسی نمیدهد باید خیلی اراده ی قویی داشته باشد که چنین قماری کند چرا که ممکن است اصل سرمایه بازگردد یا نگردد اما وقتی با خدا قمار میبازی قطعا برنده ای ! اما شرطش این است که اهل قمار کردن باشی ! در عشق برنده ای شرطش این است که اهل قمار کردن باشی ! در بخشیدن برنده ای شرطش این است که اهل قمار  باشی .....

                   و همه ی اینها یعنی اینکه یک طرفه ببخشی و توقع بازگشت نداشته باشی ! اهل  حساب و کتاب کردن نباشی که در آن صورت تردید میکنی و دست و پایت برای بخشیدن عاطفه ات - مال ات - آرامش ات - هستی ات سست میشود ! و  نمی بخشی پس انتظار هیچ رشدی نداشته باش همین میمانی که هستی ! مثل خار بیابان که نه می بخشد و نه میگیرد جز آتشی که برای هیزم افروخته باشند ! اینجاست که به سخن مولانا میرسیم که :

                 خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش

                                                   بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر !

/ 4 نظر / 86 بازدید
سارا

تفسیر زیبایی ست، البته این توصیف با عشق آسمانی بیشتر همخوانی دارد تا عشق به موجودات زمینی ای که اکثریت آنها اهل داد و ستد و معامله هستند. هر دیده که عاشق است خوابش ندهید هر دل که در آتش است آبش ندهید دل از بر من رمیده از بهر خدا گر آید و در زند جوابش ندهید.

fariba

[لبخند] [گل]

م.ر

سلام خیلی جذاب بود. تا حالا عشق را با دریچه انفاق نگاه نکرده بودم. ممنون از تجارب خوبتان که در اختیار خوانندگان قرار می دهید

بهزاد

اقای رضا ، خیلی از نوشته های شما لذت می برم . خداوند نگهدار شما باشد کلام شما از دل بر میآید و بر دل می نشیند آزاد و رها باشید و با سپاس از این کلام که نشان از آگاهی عمیق دارد