پراکنده گویی های عصرگاهی !

سلام :

                         با دوستی در درمانگاه داشتیم از مردم صحبت میکردیم و اینکه چرا مردم ما اساسا با هر نوع رژیمی عوض نمیشوند و گله داشت که تاریخ ما همیشه همینطور میماند یعنی یکی میرود و یکی بدتر می آید ولی مردم عوض نمیشوند ! خب این حرف درستی است بعد از من پرسید : خب پس به نظر تو چرا ما از تاریخ درس نمیگیریم ؟ خب بنده هم گفتم : به نظر من ایراد کار این است که تاریخی که ما ازش به عنوان تاریخ نام میبریم اصلا تاریخ مردم و حکایت تحول مردم نیست که مردم از آن درسی بگیرند یا در حافظه ی آنها چیزی باقی بماند . تاریخ موجود ما تاریخ سردمداران و حکومت گران است اصلا مردم در این تاریخ ها دیده نمیشوند مخصوصا در تاریخ شرق و به ویژه تاریخ این سرزمین  هرکس زور و قدرتی داشت اسمش ثبت شده حالا میخواهد جلاد باشد میخواهد خیلی نرم ولطیف ! تاریخ ایران تنها روایت تغییراتی است که در سطح سران و سلاطین رخ میداده و عده ای آدم علاف یا الاف بنام مورخ  می نشستند و خبر رسانی میکردند ! اساسا تاریخ شرقی ها اینطوری است یعنی تنها راوی تغییراتی است که در لایه های بالای جو حاکم رخ میداده و قرار هم نبوده مردم عوض بشوند ! کسی روی مردم مطالعه نمیکرده است جز اندکی مثل ابن خلدون آنهم بصورت محدود . مردم این وسط  موجوداتی مصرفی بوده اند و به همین خاطر هم همیشه دلال ظلمه بوده اند گروهی در خدمت این طرف و گروهی در خدمت آن طرف  بقول دکتر شریعتی مردم بینوای  بدبخت با هم می جنگیدند بدون اینکه همدیگر را بشناسند و از هم کینه ای واقعی به دل داشته باشند برای کسانی که با هم مستقیما نمی جنگیدند و همدیگر را خوب می شناختند و از هم کینه به دل داشتند ! همین !  کارهای بزرگ بنام کس دیگری ثبت میشده و میشود و خواهد شد نمیگویند چه کسی فلان قصر را ساخت یا فلان سد را یا در فلان جنگ چه کسانی جان خودشان را فدا کردند ؟ اصل آن شازده ی بالایی است که راحت در قصر خود یا بیت خودش نشسته و حال اش را میبرد ! به همین خاطر هم زندگی اکثر اندیشمندان در هاله ی ابهام است بر خلاف دیکتاتورها و احمق ها که همیشه در هاله ی نور است !  دیگر اینکه مردم دارد چه بلایی سرشان می آید یا از نظر فرهنگی و رشد مخ شان در چه وضعی است  برای تاریخ نگار مهم نبوده ! مهم حضرت اجل بوده و بس ! این است که مردم در نظر حاکمان و زورداران رعیت محسوب میشدند و سواد و اجازه ی تحصیل شون هم طبعا بستگی به کرم خان داشته دیگه چه برسد به حقوق شهروندی شان !!!!‌ ... نمونه ی بارزش طبقه ی کاست ها بوده که بقیه ی جانداران مملکت رو اعم از دو پا و چهار پا را داخل آدم نمیدانستند ! تاریخ وقتی واقعی است که حکایتگر تحولات همه ی قشرهای جامعه باشد مثل تاریخ های جدید مثل  تاریخ تمدن و یا تاریخ علوم تجربی و انسانی جدید که غربی ها نوشته اند و از رطب و یابس هر تحولی که در ذهن مردم شان جریان داشت - متولد شد  و هر تغییرمهمی در رفتار و باور مردم شان داشته را ثبت کردند تا رسیدند به رنسانس و بعد به دوران عصر حقوق بشر ! و آزادی بیان و غیره و ذالک و بعد نقد کردند تجربه کردند و آموختند ! بر خلاف تاریخ ما که از همه ی حرکات مزخرف شاهان ازدستشویی رفتن قبله ی عالم تا تعداد زنان حرم و ختنه سورون ملیجک (‌ البته با کمی سانسور ! )  توی آن ثبت و صحبت شده الا وضعیت مردم بدبخت که چه میخوردند چه می پوشیدند و در باره ی دنیا چه فکر میکرده اند ؟؟! 

                                        ***********

                     دوست میوه فروشی از مرحوم ارحام صدر نقل میکرد که توی مکه باهاش بودم وقتی رسیدیم به رمی جمرات (‌ همون جایی که به شیطان سنگ میزنن !! )‌ دیدم هی سرش رو انداخته پایین و اسغفرالله و لااله الا الله میگه و میخنده ! گفت با تعجب ازش پرسیدم چیه جناب ارحام چرا سرت رو تکون میدی و میخندی تازه لااله الله هم میگی ؟  قهقه خندید و گفت : آخه میدونی ما ناسلامتی عمری شاگردی ایشون رو کردیم حالا اومدیم اینجا تازه سنگ بهش بزنیم !!‌ عجب موجودات نمک به حرومی هستیم ما !!!‌ ....

/ 9 نظر / 9 بازدید
آخرين عشق

نوشته های یک مبارز: هيچوقت به اين موضوع فكركرده اید كه قبل از انقلاب ودر زمان محمدرضاپهلوي چه مدت زمان مديدي از اعتراضات خياباني مردم گذشت تا شاه وعواملش دستور دادند كه مردم را هدف گلوله قرار دهند؟ چقدر مردم شعارمرگ برشاه دادند...؟چقدرساختمانهاي دولتي را به آتش كشيدند...؟ فكرميكنيد اگر شاه از روز اول مثل اين آقايون عدالت پرور واسلام گستر عمل ميكرد هيچوقت اين انقلاب پا ميگرفت؟ كه اتفاقاً تنها تفاوتي كه اين حكومت با رژيم شاه سابق دارد اينست كه در زندانها نه تنها همه رامورد شنكنجه قرار ميدهدبلكه خانواده هايشان نيز از تهديد و ارعاب دور نيستندوديگراينكه اينان از شاه نگون بخت بخوبي درس گرفتندكه اگر مردم معترض رانكشند وصداي اعتراض را در نطفه خفه نكنند سرنوشتي به مراتب بدتراز شاه خواهند داشت) 10 محرم منتظر حضور سبزتان!!![گل] نمیخوام به وبلاگم سر بزنی! فقط رو حرفام فکر کن!

سپیده

خوبه دیگه شما بشینین اونجا خوش و بش کنین ما بریم سپر بلا بشیم وباتوم بخوریم اینه عدالت؟!!![چشمک]

فريبا

سلام رضا جان. جوابها: در وضعيت سركوب فعلی امكان تشكيلات ثابت برای جنبش سبز وجود نداره ، نظريه های جنبش های اجتماعی شش خصيصه دارند كه چهار تاش رو اين جنبش داره و دو تاش رو نه، يكی متشكل بودن جنبشها كه جنبش سبز ايران فاقد تشكله. دو رهبری واحد تشكيل شده كهه باز فاقد آنست. اما نظريه های جديد به جای تاكيد بر سازمان تاكيد بر شبكيه هاي اجتماعی دارند و اين رو به دليل محدوديتهايی كه رژيم پيش آورده جنبش سبز داراست، و اين به سود جنبشه چون تشكيلات رو به راحتی می شه منهدم كرد اما شبكه رو هيچ كاريش نمی شه كرد، به فرض جنبش زنان در سالهای اخير كه نبايد دستاوردها رو كاهش بديم و انكار كنيم و سالهای اوليه ی هفتاد به فرض تلاشهاشون در مجمع تشخيص نظام تاثير گذاشت كه مرد و زنی كه طلاق می گيرند نصف حقوق مرد در طول سالهای همزيستی به زن تعلق بگيره. بعضيها تفكرشون اينه كه جمهوری اسلامی همه ی كارهاش بد باشه و مردها به فرض زنان رو بزنن و وقتی اين رژيم رفت از فرداش قانون حمايت بذارن، در حاليكه اگر با اين اقدامات خرد خرد بشود كاری كرد بايد جلو برويم. بنابراين شبكه ای بودن حسن جنبشه بيشتر. در مورد رهبری اين مشكل وجود داره اما رفته رفته اي

فريبا

اما رفته رفته اين جنبش به نظر من رهبری تثبيت يافته پيدا خواهد كرد و نبايد عجله كنيم و تجربه ی انقلاب پنجاه و هفت رو يادمون نره، كه چطور با انهدام رژيم وقايعی كه ديديم اتفاق افتاد، بايد مدام گفتگو كنيم، برای همه مون توافقاتی صورت بگيره، مثل همين اعدام كه می بينيم وقتی كسی رو اعدام می كنند همه بسيژ می شن برای اعتراض و اين يك گام به پيشه. و اين توافقات هست كه خيلی خيلی به جنبش كمك خواهد كرد در آينده، بخشيش اين هست كه ايده ها رو در جامعه جا بندازيم البته به گمان من جنبش سبز از ضعف تئوريك رنج می بره، نه اينكه آدم نداريم كه بحث تئوريك كنه و اين چيزها رو بلد نباشه، ولی اين بحث ها در قلمرو عمومی بايد اتفاق بيافته، بحث، نقد، گفتگو بايد بكنيم... زن و شوهری كه از دوستانم هستن و هر دو چپن خانومشون عملا با زنان داخل ايران در حال كار كردنه و شوهرشون نه، وقتی بيانيه ای می نويسيم در مورد اعتصاب غذا و جنايات بشريت به خانوم نشون می دهيم می گه اين خيلی تنده، نه ! همه شو خط بزن.به شوهرشون نشون می ديم می گه اين چيه؟ خيلی محافظه كارانه است همه شو خط بزن، همين امشب بايد ترتيب رژيمو داد. وقتی كسی درگير كار عملی با ايران هست می گه م

فريبا

وقتی كسی درگير كار عملی با ايران هست می گه ما داريم گام به گام پيش می ريم، شبكه درست می كنيم و اگه رعايت نكنيم همه چيز نابود می شه. اينها چيزهايی هست كه در كار عملی خود به خود ساخته می شه. من كه اينجا نشستم و با هيچ كس هم ارتباط ندارم به هركس دلم خواست فحش می دم. در شورای نگهبان اگر يك رای كم و زياد می شد به زيان زنها می شد ( به روايت يكی از حقوقدانهای شورا) كه زنگ می زنن به خانمهای يكی از افراد شورای نگهبان و بعد از كلی خوش و بش می گن حاجيه خانم ما مسئله ای داريم به سود زنانه و مشكل داريم و خانوم می گم ما حلش می كنيم،( منظور تاثيرات ويژه روی حاجی آقاست، توضيح از خودم) خوب فرض كنيم ايشون از اين راه تونسته حل كنه ما بگيم نه آقا و ... كسی كه درگير عمله می دونه چه بايد بكنه و چه نه

فريبا

بسياری از افراد می رفتن زندانها و اينها مقاومت می كردن، معمولا رهبران اينطوريه كه زودتر می برن، و بچه ها بايد همه تا آخر مقاومت می كردن، خوب بابا همه چی لو رفته بود. يكسری از خود بچه ها هم، نه رژيم می رفتن می گفتن بابا همه چی لو رفته تو هم بگو تا كمتر كابل بخوری، منطق مبارزه تعيين می كنه از چه راههايی بره می تونه به مقصود برسه در يك مبارزه اصلا اينطوری نيست كه حكمهای مطلق داد. پيشرفتهای جنبش تا الان خيلی خيلی خوب بوده ولی اين نبايد ما رو فريب بده، رژيم دستگاه سركوب گسترده داره، سپاه، بسيج، نيروی انتظامی، وزارت اطلاعات. رژيم استقلال مالی داره و دويست و هشتاد ميليارد دلار نفت در اين چهار سال گذشته فروخته. ما چی داريم؟ يك دلار هم نداریم. الان ما می خوايم بريم دادگاه شهروندی جهاني درست كنيم و چهل پنجاه تا از وكلای جهانی رو بياريم، ما در اون دادگاه محدوديتهايی داريم از سال دوهزارو دو به بعده، قانون اون دادگاهو من و شما كه ننوشتيم، نقد نوشته بودن گنجی می خواد اعدامهای قبل از دوهزار و دو رو توجيه كنه، انگار من قانون اون دادگاهو گذاشتم، ولی اگر دادگاه شهروندی رو تشكيل بديم دست خودمونه و می تونيم از پنجاه و هفت به بع

فريبا

و می تونيم از پنجاه و هفت به بعد رو بررسی كنيم، برای همين پنج هزار دلار پول می خواد يعنی پنج هزار نفر، نفری صد دلار بدن بودجه ی اينكار درست می شه اما نمی كنن و اعتماد نمی كنن در حاليكه اينجا ايران نيست كه هر كس بتونه هر كاری دلش می خواد بكنه، همه چيز شفافه و ...

رضا منصورزاده

فریبا جان سلام ... خیلی خیلی از اینهمه زحمت و محبت ات تشکر . خیلی نکات جالبی رو اکبر آقا اشاره کرده .