بیماری چرند مظلومیت !

سلام :

                         خیلی جالب است که تولید انبوه جوک ها و مطالب طنزی که به میمنت موبایل و اینترنت این روزها بصورت انبوه تولید میشود آنقدر زیاد شده که راستش را بخواهید دیگر کمتر کسی دیگر رغبت میکند که مطالب جدی بخواند یا به آن توجه کند ! برای دوستی یک شعر جذاب و داغ فرستادم بعدا با پیامک بعد از کلی فکر کردن جوابم را داده که فلانی این جوک رو به مناسبت بازی ایران و آرژانتین فرستادی ؟!!!!.... خنده ام میگیرد خودمانیم ملت بامزه ای داریم و در عین حال که شوخیم و ساده دل با کلی بامزگی ولی دیشب حین بازی فهمیدم  عملا احساس کردم که وای با اینحال چقدر با اینکه ما خودمان را مردمی با عاطفه و جوانمرد و پهلوان منش میدانیم ولی از آن طرف این قاب شیشه ای بسیاری از مردم دنیا با ما اگر نگوییم دشمن اند به راستی بیگانه اند حرف ما را دیگر درک نمیکنند و فریادهای ما برای آنان مثل فریادهای شیرهای باغ وحشی است برای بازدیدکنندگانی که هیچ احساسی نسبت به شیرها ندارند  تنها برایشان جالب است که شیرها چطوری غرش میکنند !!!  خب دلم برای بچه های عزیزمان سوخت فریادهای اعتراض شان را تنها مربی شان میفهمید چقدر مظلوم بودیم اما نه از این واژه خوشم نمی آید برای هیچکس ! مظلومیت واژه ی تحقیرآمیزی است که عزت نفس انسان را به لجن میکشد ! دوست ندارم در هیچ شرایطی مظلوم باشم ولو حق با من باشد نه اینکه ظالم باشم نه ! بلکه عزت نفسم را حفظ کنم تا بتوانم قوی و قدرتمند در هر عرصه ای ظاهر شوم .

             بعضی ها از پدیده ی مظلوم نمایی و مظلومیت دیوانه وار کیف میکنند انگار افتخاری است که در موضع ظلم قرار بگیرند تا کسی به آنان به ناحق تعدی و ظلم کند و بعد اینها از دیدن اشک و آه و گریه ی دیگرانی که ناظر این ظلم اند یا به نحوی در جریان این واقعه قرار میگیرند و متاثر میشوند و بحال اینها دلشان به درد می آید کلی کیف میکنند !!!! لذت ناشی از درد ! حاضرند حتی سیلی بخورند و له شوند تا خلق الله ببینند و دل شان به درد آید و لابد برای کمک به اینها وارد میدان شوند یا دست به دعا بردارند و اما خود این افراد چی ؟ هیچ مجسمه های بی دست و پایی که به دنبال لقمه ی تزویر مظلوم نمایی اند ! من حتی از کسانی که امامان ما را به این شکل تحقیر میکنند که اشکی بگیرند بیزارم چقدر شان و حرمت این بزرگواران که شجاع و دلیر و اهل خیزش بودند را با اینکار زیر سوال میبرند . خلاصه که انسان مظلومی که از مظلومیت اش لذت ببرد کرم زبون و حقیری بیش نیست انسان آزاد منتظر یاری و دلسوزی یا گریه ی کسی برای غمهایش نمیشود حتی از اینکه با عنوان مظلوم عزت نفس اش را لگدکوب کنند مبارزه میکند نه اینکه دست به ظلم بزند بلکه فریاد اعتراض بر می آورد و در جایی که حتی دربند است با سکوت و اراده و صبر بدون زاری حرفش را به کرسی می نشاند !‌

/ 1 نظر / 21 بازدید
م.ر

سلام متنتان مرا یاد این جمله انداخت به قول بزرگی ما زندگی می کنیم که ارزش پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم نشکر از توجهتان به دنیای اطراف و یادآوریتان برای خواننده ها