حرفهای پراکنده ... قسمت چندم

سلام :

                        سلام گویا خداوند میدانست انسان چه جانور کنجکاو و چموشی است و به هیچ شکل نمیتوان او را به قید و بند در آورد این بود که او را بر جایگاهی بنام زمین فرود آورد که شکلی کروی شکل دارد و این یعنی انسان هرچه افقی بدود و بسوی افق حرکت کند به هیچ جایی نمیرسد جز آنجا که بود ! و از طرفی هم نمیتواند بطوری عمودی بسمت بالا حرکت کند و پرواز کند  چرا که با زنجیر نامرِئی ای بنام جاذبه به زمین چسبیده است و تکان نمیتواند بخورد ! ... این است که نه راه افقی برای گریز دارد و نه نه عمودی .... اسیر این سیاره ی کروی است .... آیا زندانی از این بهتر ؟ 

                                            ***************

                   چه خوب است که چیزی بنام هنر هست ! چقدر این هنر همراه خوبی برای انسان در طول تاریخ بوده است همراهی نجیب ! هنر تبلور زیبا دوستی انسان است و زیبایی غذای روح بی قرار انسان است و به همین خاطر هنر به راستی ضیافت روح انسان است اعم از موسیقی و شعر و عکس و فیلم و نقاشی و هرچه که انسان انتزاع کند ! همین وجود هنر خود دال بر این نکته است که انسان ولو برای رفاه و آسایش عمری را مبارزه کند ولی واقعیتی که هست آن است که روح او از مادیات بدون هنر ارضا نمیشود حتی پلیدترین انسان ها هم قادر به حذف هنر یا خواست هنر از زندگی خویش نیستند ( البته تبصره گفتم انسان نه حیوان پس کسی از دوزخیان داعشی بر سخن ما مثل نیاورد که آنان اساسا انسان نیستند اگر انسان هنوز ذره ای انسانیت و روج خداوند در وجودش باقی مانده باشد همیشه در پیشگاه هنر لب به تحسین میگشاید !... نه وحشیانه و سبوعانه دست به تخریب بزند ! ) ولو آنکه عمری را به تمسخر هنر و هنرمندان گذرانده باشند ... چه کسی میتواند موسیقی نقاشی و طراحی و .... از زندگی خود محو کند و مثلا جای آن صدها گونی اسکناس بگذارد ؟ اگر هنر نبود زندگی چه جهنم بدشکلی میشد !

                                        *******************

            صحبت های دکتر سروش برای من جالب بود در مورد عصر حاضر یعنی عصر حقوق در برابر عصر گذشته یعنی عصر اخلاق .... به گفته ی ایشان عصر گذشته عصر اخلاق بود و بایدها و نباید های اخلاقی !.... ولی حالا عصر حقوق است ...

                       توضیح این سخنان این است که در عصر امروز با روند رو به رشد علم و روانشناسی ما شاهد پدیده ی عصر حقوق انسان هستیم به این معنا که باور انسان امروز این است که هر بشر حقوقی دارد که لزوما به کسی ربطی ندارد و هر روز این حقوق بیشتر و بیشتر کشف و ابراز میشود مثل ازدواج های با هم جنس یا حق زندگی ... حق داشتن عقیده ی مخصوص به خود حق انتخاب و .... این حقوق دایره ی اختیار انسان را روز به روز بیشتر و بیشتر میکند و نتیجه آنکه بشر خود محور تر و خودخواه تر میشود ... این است که خیلی از شرایط اصول اخلاقی در جوامعی که حقوق غالب است از نظر اخلاقی رعایت نمیشود و دلخور از بی احساسی و بی اخلاقی نمیشوند در حالیکه در گذشته جوامع بر پایه ی اخلاق بود و باید ها و نباید ها بر پایه ی اخلاق تعیین میشد .

                 

/ 1 نظر / 27 بازدید
نادی

سلام در اصل قرار نبوده مسیر حرکت ما افقی یا عمودی باشد و مسیر کروی تذکری برای جلوگیری از یه اشتباه تکراری ماست..و این گردش مسیر اصلی رو که از دروازه های درون مان آغاز میشه را نشان می دهد.و هنر و زیباشناسی یکی از دریچه های این جهان درونی است. ممنون ♧