اندر مذمت طمعکاری خلق لر!

 در همین راستا چند روز پیش نزدیک ظهر یک پیرمرد لاغر سیه چرده ای که معلوم بود مثل دولت اهل عمل است سراغم آمد و خیلی شاکی وارد اتاق شد  از لهجه اش معلوم شد که از ملت همیشه در صحنه ی لر بود گفتم چی شده ؟ اون بابا هم با لحن حق به جانبی داد و بیداد میزد که :

         -    آقای دکتر آمپولی که اون هفته واسه ام نوشتین زدم ولی کو ... ببخشید باسنم درد گرفته و ورم کرده ( البته ایشون از واژه ی دیگه ای استفاده کرد که ما در اینجا این قسمت رو به علت بد آموزی بصورت شطرنجی و ویرایش شده آوردیم  !!‌ ) منظورم اینه که جای آمپول ورم کرده و اصلا پام رو فلج کرده !! تازه اون آقای دکتری که آمپول ام رو همینجا زد گفته که این آمپول چون بزرگه باید با سرم میزدی اش ! 

         منم سوال کردم : خب آقای عزیز میشه بگی چه آمپولی بود ؟

        گفت :‌از این آمپولا که واسه شل شدن عضلات میدن !

       فهمیدم که منظورش این آمپول های روباکسین یا متوکاربامول هست که شیشه ی آمپولش بزرگه و چون ده سی سی هست باید نصف اش کرد و دو طرفه به مریض تزریق کرد ولی نیازی به تزریق داخل سرم نداره . گفتم خب کی بهت گفت این آمپول سرم میخواد عزیزم ؟

      گفت :‌ همین آقایی که بهم زد !‌

      گفتم : الان هستش ؟

      گفت : آره امروزم هست !‌

      فهمیدم همکار بهیارمون رو میگه که اتفاقا اون هم لره ! گفتم خب برو صداش کن بیاد ببینم چی میگه چون اینجورهام که تو میگی نیست ! خلاصه رفت و بعد دیدم صدای داد و فریاد میاد . اون همکار تزریقاتی مون یا بقول معروف دکتر آمپول زن مون اومد و گفت دکتر این بابا الکی میگه تازه چون معتاده میخواد یک چیزی هم بعنوان خسارت از ما بگیره خرج عملش کنه ! وقتی دوباره رو در رو با مریض صحبت کردیم دیدیم بعله این بابا یک قصه ای از خودش در آورده و بعدش هم لنگ لنگان اومده درمانگاه به خیالات واهی و اینکه لابد علی آباد هم شهریه ! 

   خلاصه این بگو مگوی اون مریض با همشهری اش خیلی داغ شد تا اینکه این بهیار ما بهش گفت : من مسئولیت اش رو قبول نمیکنم اگه میخوای برو شکایت کن !

   دیدم دوباره مریض برگشت پیش من که آقای دکتر میخوام بخاطر این آمپول ازش شکایت کنم حالا باید چیکار کنم ؟  منم که حسابی از حرفهای متناقض اش قاطی کرده بودم گفتم : ببین پدر جان این آمپول مشکلی نداره شاید مشکل دیگه ای داری . دیدم داد و فریاد زد که نه تقصیر شماها بوده  منم دیدم فایده نداره گفتم : خب برو عزیزم شکایت کن !‌

  گفت : واسه شکایت چیکار کنم ؟

  منم گفتم : خب برو یه عکس رخ و نیمرخ یا یه فتوکپی از ماتحت مبارک ات بگیر که  محل حادثه بصورت برجسته ای پیدا باشه و توش کروکی محل تورم ات رو کشیده باشی تا ضمیمه ی پرونده ات کنیم و  همراه با یک فقره عکس یا فتوکپی با لبخند از باسن مبارک قبل از حادثه تا بفرستیم دادسرای عالی قزوین یا شهرضای خودمون کارشناس میاد بررسی میکنه اگه سی بک هات مشکل داشت که تقصیر از خودت بوده ولی اگه لاستیک سابی داشتی اشکال از طرف ماست !‌

        دیدم پیرمرد بیچاره گفت : برو بابا تو که از اونا دیونه تری !

/ 0 نظر / 8 بازدید