گفتاری در لذت ...

**************

                                دارم زیر خروارها کتاب تازه - مجله و مقالات تازه رسیده - و دهها سی دی و دی وی دی های تازه مدفون میشوم ! .... وای که چنین غرق شدنی چه لذتی دارد !!! چقدر شیرین است !  کلی کتاب و آهنگ و فیلم خریدم بدون اینکه حساب کتاب آخرت حقوقم را بکنم !! ....کاش میشد تا ابدیت خواند - تا جاودانگی زیبایی دید و شنید و لذت برد - تا اوج شعف  آهنگی شنید و تا مرز جنون فیلمی دید و لذت هنرش را چشید .... احساس میکنم اینها برایم روز به روز چقدر حیاتی تر و ضروری تر میشود .... درست مثل طعم حضور یک دوست یک دیر آشنای دوست داشتنی و قابل ستایش در این وانفسای زندگی امروزی و پر از تیرگی و تزویر ....

                                          ************

           دوران سیاه و تاریکی را میگذارنیم و سخت تر اینکه در این ظلمت وحشتناک نه میتوان دست کسی را به راحتی گرفت و نه کسی دست مان را میگیرد .... وقتی همه ی رشته های وابستگی ام را به آدمهایی که روزی گمان میکردم با همین تارها مرا با خود به این سوی و آن سوی میکشند  از جان خود بریدم تازه آن لحظه بود که فهمیدم بودنم برای خودم چه طعم شیرینی دارد !! .... راستش دیگر برایم مهم نیست چه در باره ام فکر میکنند ! به جهنم هرچه میخواهند بگذار فکر کنند ! .. دیگر در انتظار کسی یا خبری یا چیزی نیستم !! انتظار یعنی خود را ندیدن نچشیدن و خود را فروختن برای چیزی یا کسی که در راه است ! ولی اگر نباشد چه ؟ اصلا گیریم که باشد باز هم میرود !

                                          ***********

                         فیلمهای خلاق و جدید  و روز دنیای بیرون در این سالها آمیخته ای از زیبایی های روح و جسم را به نمایش میگذارد ولی خب برای جامعه ای  مثل جامعه ی ما که هنوز نه زیبایی های روح را درست برای خود هضم کرده است و نه با زیباییهای جسم کنار می آید طبعا نمایش و دیدن چنین فیلمهایی جز حیرت چیزی برایش نخواهد داشت !                                  

/ 3 نظر / 8 بازدید
عارفه

سلام لذتش رو درک میکنم . من هم در این رابطه نوشتم...

سپیده

مسافر غریب یه شهر بی نشونم میخوام برم گم بشم اینجا دیگه نمونم /هوای اینجا واسه نفس کشیدن کمه برای زخم کهنه رها شدن مرهمه... دل من ازغروب اینجا داره میگیره خورشید اینجا توی دستای شب اسیره / عشق همیشه ناجی پیدا نمیشه اینجا تو شوره زار نمیشه دل بزنی به دریا ... اینه برادر ، حتی مادر عیسی هم تو این ماتمکده کم میاره[چشمک]

ناهيد

[رویا]