آیا مردم بدون ایده ئولوژی راحت تر زندگی میکنند ؟؟

سلام :

           اینروزها با دیدن اینهمه شور و حال و اشتیاق بحثهای سیاسی و فکری که در هر جایی که می نشینم می بینم از خودم می پرسم آیا این عقیده که مردم دوباره به حضور دوباره ی ایدئولوژی میل پیدا کرده اند حقیقت نیست ؟ سالها بود که کسی بحثهای سیاسی و عقیدتی و ایدئولوژیک نمیکرد سالها بود بحث رایج مردم اقتصاد بود و پول در آوردن و خریدن جنسهای لوکس خارجی و جمع کردن سرمایه و حرص و طمع بود برای خریدن فیشهای موبایل و ماشین و زمین و اینجور چیزها (‌ البته برای تضمین آینده ی موهوم !! ) در عین حال که کسی واقعا دلش خوش نبود تنها تفریح بود و تفنن و خالی نبودن عریضه ! همه هم میدانستند لذتی در پس پرده نیست تنها ظاهر سازی است برای حرف دهن مردم ! و این احساس که از قافله ی تمدن عقب نیستی !! در حالیکه مفهوم تمدن این چیزها نیست ... افتخار افراد این بود که هرکس چقدر ماشین اش موبایل اش وسایل خانه اش لوکس و پیشرفته است یا چند سفر خارجه رفته و در چند کنسرت ابی و اندی و .... شرکت کرده یا جدیدترین کنسرت دوبی یا ترکیه چیست و .اینها وقتی دل آدم خوش نباشد چه فایده ای دارد تنها مسکن موقتی بود برای خود فراموشی از عدم وجود احساسات و عواطف انسانی مان ... حتی مذهبی ها هم تعداد سفرهای حج عمره و کربلا و .... را به رخ هم میکشیدند و در این میان هرکس به فکر کشیدن گلیم خویش بود از این آب گل آلود و خداوند هم البته همیشه غایب از مجلس تنها وسیله ای بود برای هدف !‌حتی رقابت طبقه ی تحصیلکرده هم برای بدست آوردن موقعیت شغلی دهن پر کن بود و گاهی که هنوز هم هست تلاش برای زیر آب هم قطاران را زدن برای احراز سمتی در جایی ولو به هر قیمتی بود ولو پاچه خواری از مسئول مافوقی که سر و ته اش دو زار هم نمی ارزید !‌ کسی در این میان رقابت نه وقت و نه حوصله ی بحثهای ایدئولوژیک را نداشت . همه به هم میگفتند بمن چه که بقیه مشکل دارند ؟؟ خب حتما حق شونه ! ... یادمه که همکاران خودم هم با همین حس شدیدا خشم و عتاب های بدی میکردند  همینطور بیمارانم هم نسبت بهم ایضا !! .... یادم هست که دیگر این اواخر حتی احساس ملیت ایرانی ام را کاملا از دست داده بودم و بسیاری وقتها حتی از اینکه مثل خیلی ها پست و مقامی بدست نیاورده ام سخت مورد شماتت آشنایان قرار میگرفتم و از شما چه پنهان در خودم احساس خنگ بودگی  !! ولی حالا احساس میکنم  باز از نو مردم به شکلی به همان بحثهای ایده ئولوژیک روی آورده اند و احساس همدلی بیشتری میکنند خیلی از آن منم منم کردنها رنگ باخت و حتی اگر اغراق نباشد باید بگویم مردم تشنه ی شرایطی هستند که به نوعی وحدت و نزدیکی ملی برسند و آن اسباب تفاخر و کورس های کاذب برای رقابتهای مالی و اجتماعی را که جامعه ی بیمار ما را به ورطه ی اختلافات طبقاتی وحشتناکی کشانده دور بریزند و فکر برای کشور بطور کلی بکنند . فعلا بزرگترین مانع همین تک صدایی رژیم است که تاب شنیدن ایده های مختلف را ندارد ! و الا اگر در جامعه ای ایده های مختلف شنیده شود خودش زمینه ی پویایی و خلاقیتهای محشری میشود . در کنار این مسئله به نظر میرسد که میل کلی جامعه به داشتن ایدئولوژی است نه حذف ایدئولوژی منتهی قصه اینجاست که این ایده ئولوژی نه باید تک صدایی باشد و نه تحمیلی . جامعه ی بدون ایدئولوژی ظاهرا افراد را خرد میکند و آنچه از همان ابتدا از میان میبرد حس انسانیت و اخلاق است در حالیکه همه ی ما آدمها بطور ناخود آگاه علاقه داریم به هم نزدیک شویم بدون اینکه مانع پیشرفت هم شویم و در عین حال نیز بخاطر رقابت های فردی بین مان اختلافات و شکافهای عمیقی بر اساس قدرت مالی یا قدرت اجتماعی یا قدرت سیاسی و ... به وجود نیاید و ما را تبدیل به انسانهای بی روح و خود خواه و بی تفاوت نکند . نسل جوان ما که دستش به هیچ موقعیت شغلی دهن پر کنی بند نیست یا خیلی هاشان تمکن مالی چندانی ندارند که پدرشان برای آنان جدیدترین مدل بی ام و از نوع روبازش را بخرد یا هنوز مثل نسلهای قبل از خودش آلوده به زندگی رقابتی و محافظه کار نشد در این رویدادها نشان داد بشدت به وجود یک ایده ئولوژی وحدت بخش و مردمی نیاز دارد تا کولاک کند البته داشتن ایده به معنی بروز هرج و مرج و انقلابهای لحظه و تصمیم گیریهای آنی و شتابزده نه !!‌ بلکه به معنی گرد هم آوردن انسانهای مختلف با خلق و خوی مختلف زیر یک پرچم که باعث دوست داشتن و مودتی شود که باعث گردد آدمها بی هیچ چشمداشتی پشتوانه ی هم در همه ی زمینه های مالی سیاسی فرهنگی و اجتماعی شوند و قلبا به هم احترام بگذارند و مشترکا از کشور و شهر و دیار لذت ببرند نه اینکه مثل این سالهای اخیر همه ی رفتارمان تظاهر به خوبی و مهربانی و بقول این مجریها رفتار خدا پسندانه ی الکی باشد که در پس آن هیچ چیز نباشد جز ریا و تفاخر و تکبر و بی تفاوتی و تقلب و سر هم کلاه گذاشتن !‌.... این سالها واقعا روحمان کثیف و لجن شده  بود این هم از ثمرات ولایت فقیه و خودی غیر خودی و نخودی کردن اینها بود که شدیدا میل داشتند جامعه طبقاتی شود ....

                                         *************

                       این جمله ی آلبر کامو قدس الله نفسه زکیه را خیلی دوست دارم :

              «  انسان تنها موجودی است که نمی خواهد آنچه را که هست را بپذیرد ! » و علت این انکار و نپذیرفتن وضع موجود هم بقول داریوش مهرجویی در آگاهی و دانایی اوست . 

                                         **************

                   بعنوان پیام بازرگانی امروز در آبدارخانه دوستی اس ام اس زد که : در مورد مظلومیت زن جومونگ همین بس که اینهمه گوشت داره و صداش میزنند سویا !! ...

                بعضی از این پیرمردهای مذهبی چقدر از خود متشکرند ! یکی شون امروز وسط این ازدحام بیماران بدون اینکه نوبت اش باشه زده اومده تو و وقتی با اعتراض من روبرو شد که پدر من شما با این سن و سال ات و این ریش سفیدت چرا حق اون چند تا زن رو که نوبت شون بود رعایت نمیکنی و خودت رو بدون اجازه کردی تو !؟؟ با لحن طلبکارانه ای میگه : منو بخاطر خدا ببین !! میگم : چه ربطی داره !!؟ مرد حسابی رابطه ی گودرز و شقایق می بافی !!؟  می بینم داره غرغر میکنه و طعنه میزنه بمن که امان از دست آدمهایی که خدا را نشناسند !! .... میگم : آره راست میگی من خدا را نشناختم تو شناختی اش !!!!!؟؟؟؟ اگه شناختی اش سلام منو هم بهش برسون !! ..

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهيد

سلام دكتر قدري آرام !!! آقا من اومدم اينجا بگم داروي تپش قلب چيه ؟ از اون مناظره هاي لعنتي ارث بد گيرمون اومده ميبينم شماها بيشتر به آرامش نياز داريد !!! بايد به آينده اميدوار بود . آينده اي كه از پس اين بيداري خواهد آمد . در مورد متن زيبابتون كه طبق معمول نوآورست بايد گفت كه اولين ارمغان دين براي كشور ما اين بوده كه هر موقع مردم آرامش گرفتند و به فكر پيشرفت و آينده ي بچه هاشون افتادند جوي خون راه افتاد و فرياد زدند كه اي غافله ي در خواب مانده كجائيد كه پيشرفت و تكنولوژي را در آن دنيا به كار نايد . گرد هم آييد و جهاد كنيد و بكشيد و بميريد . ما تبديل شديم به مردمي كه در سالروز جنگ به مناطق مي روند و براي برگشتن آن روزهاي نحس دعا و ندبه مي كنند . اما در پس موج آگاهي كه در جريان است آينده اي زيبا در انتظار خواهد بود كه البته در دفتر خاطرات ما جايي ندارد . شايد براي نوادگانمان [نیشخند]

ناهيد

ببخشيد اومده بودم بگم با اولين پست " موسيقي و زندگي در خدمتم اما يادم رفت [ناراحت] . در اين روزهاي بحراني هنر نيز از پنجه ي بيدادگران در امان نمانده اما اميدوارم لحظه اي بتوانيد با آن آرام شويد سرويس اياب و ذهاب دم در منتظره با بروبچه ها تشريف بياريد . البته لباستون سبز باشه بهتر پذيرائي ميشيد . انتخاب با شماست [نیشخند]

ناهيد

http://musicnahid.blogfa.com/ سرويس دير كرد ببخشيد . تقصير اين راننده ي فراموشكاره [خجالت] [خجالت][خجالت]

حامد

تکبیر....! (جهت یادآوری بود)[نیشخند][شوخی][شیطان][تماس][خوشمزه][خنده]

ناهيد

سلام دكتر جان . اگه افتخار بديد وب شما رو در " موسيقي و زندگي " ثبت كنم . مرسي

Farda

سلام، و بعد خستگی هایت را به باد بسپار آنگاه که دستان مواجش در گیسوانم شکن شکن خاطره را یادآوری میکند . بر سینه ام ببار باران باران بغض نشکفته ات را میخواهم مرهمی باشم بر درد چشمانی که سالهاست سر گریستن دارند. دستانت را به دستان پینه بسته ام پیوند بده همراه همیشه همپایم تا پرواز مان به آشیانه ی خورشید راه دراز است و ما فریاد و ما عصیان در امتداد خون سرخ یاران صبور باش مهربان!

سپیده

سلام دکتر جون تو رو خدا زیاد بالا بالاها پرواز نکن این روزها زود بال و پر می چینن بعدشم پایان نامه که تموم شد و ارایه شد و نمره صادر شد تازه شم یه ترانه گفتم خوشگل ترجیح بندش اینه کنجشک پر کلاغ پر شقایقای باغ پر خورشید کوره داغ پر مهتاب چلچراغ پر تموم شد برات می نویسم یه قر غمگنانه باهاش بدی به نظر من تو شرایط بد روحیه ها باید بیشتر رسیدگی بشه خلاصه سپیده ست و خنده های همیشگی چه کنم بضاعتم بیش از این نیست راستی سلام به همه دوستان حتی به جناب زمانیان که هیچوقت منو تحویل نگرفت[نیشخند] و فردای عزیز که فقط کامنتهای مخالفت و نصیحت واسه من میذاره و حس شاعریش رو اونجا رو نمیکنه و خلاصه فریبا جون و ناهید و نازنین غایب و دوست قدیمی خوب خودم مبهوت و غیره و غیره... مخلص همه دوستان[گل]

سپیده

سلامون علیکوم بر مرد دکتر یکی اینکه مواظب باش یه بار شکل هلو نبینندت مرض مهموت جون چون نماینده خدا روی زمینه مسریه مقلدینش هم گرفتار شدن که توی کهریزک بعله! هر چی جوون و نو جوون بوده هلو دیدن که صدای شیخ در اومد! خلاصه اینکه هلو[خنده] دو اینکه توی کامنتدونی پست جدید غیبتت رو کردم برو بخون و حلال کن حلالم نکردی موهوم نیست همون حاج خانومای کابینه به همه حلالن کافیه...راستی فاطی جون رجبی هم اعلام کرده من مردم ! شنیدی؟ چه اتفاقاتی میفته این روزها! دوره آخر زمونه یکی ... میشه و دلش هلو میخواد / لنکرانی خوردنی میشه ( ناز بشی الهی) یکی بعد از سالها اعتراف میکنه مرده!!!! یکی هم مث من مدام گیر میده به دکتر[نیشخند] سلام به همه دوستان

ناهيد

سلام دكتر با مطلب " جزيره " به روزم تشريف بياريد بلكم كمي آروم بشيد [پلک]

سپیده

سلام مجددن روز پزشک مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک[گل][گل][گل]