سخنی در شناخت دوباره ای از میلاد پیامبر اکرم ص .....

  سلام :

        امروز روز میلاد پیامبر ماست پیامبری که احساس میکنم بسیار نزد ما مسلمانان مخصوصا نزد ما شیعیان ناشناخته مانده است پیامبری که به صفاتی موصوف است که به باور همه ی عارفان و مخصوصاً محی الدین ابن عربی و حضرت مولانا عصاره و جامع همه پیامبران پیش از خویش بود و پیامبران پیش از او هریک تجلی نامی و صفتی از نامها و صفات خداوند پس در حقیقت کهکشانی از تجلیات خداوند است و چه عظمتی با اینحال او یک انسان بود و انسان بودنش برای مردم ملموس تر و بسیار دوست داشتنی و باور پذیر که خود پله ای میشد برای درک تجلی خداوند! شناخت تاریخ پیامبران چنانکه در قرآن یا کتاب های آسمانی پیش از قرآن یعنی تورات و انجیل آمده است در واقع دو نوع شناخت برای هر مخاطبی در خود دارد یکی شناخت عمومی پدیده ی رسالت که در طی تاریخ از حضرت آدم تا پیامبر اکرم ص به شکل تاریخ زندگی انبیا ذکر شده و در طی آن ما با سختی ها و روانشناسی رفتاری قوم هر پیامبری آشنا میشویم و از آن درسهای عملی می آموزیم مانند شروع شکل گیری حضرت آدم و سپس هبوط و فرود ایشان به زمین و بعد قصه ی فرزندان ایشان و اولین فاجعه ی انسانی که در تاریخ شکل گرفت تا حضرت نوح و ابراهیم و لوط و سپس یعقوب و یوسف و آنگاه موسی و شعیب سایر انبیای بنی اسرائیل تا حضرت عیسی و ذکریا و یحیی و ..... تا برسیم به پیامبر گرامی اسلام هریک تاریخ و نقش تاریخی بزرگی در برابر رفتارهای مختلف بشر ایفا نمودند که در قرآن به آن اشاره شده است و این نقش و تاثیر ابدی هر پیامبر بوده است که مورد تاکید و توجه قرآن است تا هر انسانی که تشنه ی دریافت حقیقت زندگی بشر است با شناخت آن در برهه های مختلف زندگی از آنان تاسی بگیرد به همین دلیل نیز در قرآن به آنان که ایمان قلبی به خداوند دارند تاکید و توصیه شده است که در مورد پیامبران هیچگاه و در هیچ شرایطی احساس چندگانگی یا بیگانگی نسبت به پیامبر اکرم ص در ذهن نداشته باشند بلکه همه ی آنان را مرواریدهای رشته ی پیامبری بدانند و به این دانستن ایمان و باور قلبی داشته باشند و بین آنان فرق نگذارند ( لانفرق بین احد منهم .... ) گرچه یکی کشتی میسازد و دیگری مرده زنده میکند و آن دیگری عصا را بمار تبدیل میکند و ..... اما هریک به نسبت آگاهی مردم زمانه ی خود نقش خاصی را پذیرفته اند و آن رسالت را به انجام رسانده اند اما ثمره ی آن بالاتر رفتن سطح آگاهی و شناخت عمیق تری از زندگی و خداوند بوده است و جدی تر گرفتن واقعیت هایی که دین در نزد مردم شود . این نکته را یاد آوری کنم که دین اسلام چنانکه در قرآن ذکر شده اصطلاحی است کلی که در قرآن از آن با نام عمومی اسلام از آن یاد شده است و لزوما تنها به معنای دینی که پیامبر اکرم آورده اند نیست بلکه این دینی که حضرت محمد ص آورده اند در حقیقت  حلقه ی آخری است از زنجیره ای بنام اسلام در طول تاریخ که همه ی پیامبران در آن مشارکت داشته اند . از طرفی مردمی که با رشد فکری درطول تاریخ البته در هر دوره عوض میشوند متمدن تر میشوند و طبعا پرسش ها و نیازهای عمیق تر و فکورانه تری از پیامبران زمان خویش مطرح میکردند و البته شکل معجزات نیز هر بار تغییر تازه ای کرد اما اینها همه نیازهای زمان مردم خویش است ولی برای کل انسانها درس زندگی دارد چرا که همه ی آنان نقش های متفاوتی را ایفا کرده اند اما برای یک هدف واحد ! اما در زمانه ی پیامبر ما معجزه از حالت روش هایی که عموما عینی و ظاهری بود تبدیل به کتاب شد و این نکته ی اساسی است که عظمت کار پیامبر اکرم را نسبت به پیشینیان است چرا که بشر از زمان ایشان بطور گسترده ای رشد فکری و اجتماعی داشت و این مسئله خود نیاز به دقت و توجه به ظهور ایشان و رسالت عظیم ایشان دارد چرا که ایشان به همین دلیل بایستی به گستردگی همه ی انسانها پیامی داشته باشند و روشی که جامع همه ی ادیان پیشین هم باشد و این مسئله مستلزم آن است که ایشان جامع و عصاره ی همه ی شخصیت و صفات پیامبران قبل از خود باشند البته نه در زمینه ی معجزات که شیوه ای است وابسته به هر دوران و به اراده و انتخاب پروردگار که عموما در زمینه ی صفات و توانایی های هر پیامبر که البته به باور قرآن پیامبر اکرم جامع همه ی توانایی های انبیای پیش از خویش اند ولی از مجموع آنان شکل متعالی تری از شخصیت شکل گرفت که لازمه ی ایفای نقش یک پیامبر خاتم است .

                    اما شکل لطیف تر و عمیق تری از شناخت پیامبران هم در عین حال که به تاریخ ظاهری آنان اشاره شده در قرآن به لطافت اشاره شده که البته چنین شناختی همان تجلی اسم و صفت خداوند در ظهور هر پیامبر است چنانکه مثلا  حضرت آدم را صفوت الله میکند و ابراهیم را خلیل الله میکند و موسی را کلیم الله و عیسی را روح الله و ..... پیامبر اکرم را حبیب الله اینها تنها تعارفات ظاهری نیست که تنها برای تمجید از هر پیامبر عرضه شده باشد بلکه خود حاوی حکمتی عمیق و شناخت عمیق تری از عظمت هر پیامبر می نماید چنانکه محی الدین عربی این حکمت ها را در قالب کتاب فصوص الحکم یا مرواریدهای حکمت مورد بحث و دقت قرار داده است ( در عظمت این کتاب همین بس که نزدیک به یکصد و بیست شرح از بزرگان عرفان بر آن نوشته شده است با اینکه کتاب محدود و کوچکی است ) چنانکه وی با استناد به آیات قرآن ظهور صفت حکیم بودن خداوند  یا تجلی حکمت خداوند را در ظهور حضرت آدم عنوان میکند و بحث بسیار شیرینی دارد ( که شاید روزی در باره ی آن بنویسم )  یا ظهور صفت سبوحی خداوند را در ظهور حضرت نوح میداند و یا ظهور صفت نور را در حضرت یوسف یا صفت احدیت خداوند را در حضرت هود .... و هریک را حکمتی میداند که هر انسان سالک باید به درک آن نایل آید تا عظمت هر پیامبر را به درستی درک کند ....

               وقتی با دقت به نکاتی که در ظهور هر پیامبری نهفته است آشنا میشویم تازه عظمت شخصیت کسی چون پیامبر ص را شاید بهتر بتوان درک نمود و شان و مرتبه ای که ایشان نزد خداوند دارند تا جایی که در مقام محاوره با خداوند در قرآن به این جمله بر میخوریم که ... و لعمرک انهم فی سکرتهم یعمهون ( حجر - 72) .... بجان تو که آنان در مستی خود سرگردان بودند ! .... یک لحظه تامل در شیفتگی و صمیمیت این خطاب آن هم از سوی خداوند به یک انسان کافی است که انسان را متحیر کند ! چه چیز باعث میشود خداوند در مورد ایشان از خطاب بجان تو استفاده کند ؟ اگر گفتگو خداوند به شیوه ی انسانی است تا انسانها آن را درک کنند و آن خالق عظیم که عظمت وجودش به کمند ذهن ما در نمی آید در مقام صحبت کردن از عبارت به جان تو استفاده کند این نشانه ی رفعت مقام و عظمت مخاطب نیز هست که در پیشگاه خداوند به چنین شرفی دست یافته است گویی گفتگویی میان دو دوست نزدیک است که یکی جان دیگری را برای حقیقت مطلبی است که راجع به آن اشاره میکند ! به همین خاطر است که ایشان حبیب خداوند بوده اند و به مقام محمود رسیده اند و خداوند و ملائکه بر ایشان صلوات میفرستند و همه ی انسانها را دستور میدهند به این عظمت بشری که اسوه و الگوی یک انسان مورد نظر خداوند نیز هستند سلام و صلواتی دائمی بفرستند و عشق و محبت به این انسان برگزیده ( مصطفی ) ملاک عشق و محبت به خداوند باشد ( قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبب کم الله و یغفر لکم ذنوبکم ... آل عمران - 31) .... پیامبر به انسان ها بگو اگر ادعا میکنید خدا را دوست دارید پس از پیروی کنید تا خداوند هم شما را دوست بدارد ! ....

               اینها که عرض شد مقدمه ای است بر عظمت شخصیتی که سراسر قرآن با احترام و عظمت از ایشان یا با ایشان سخن رفته است اما افسوس که ما هم وجود مبارک ایشان را و هم تاکید اساسی قرآن مبنی بر شناخت و تبعیت از ایشان را تحت تاثیر فرقه گرایی های افراطی همواره مورد غفلت قرار میدهیم و دینی که ایشان با این عظمت بپا داشت در سایه ی همین بی حرمتی ها و نخواندن قرآن اکنون بشدت دچار بیماری تفرقه و تعصب شده است تا جایی که خود قرآن تاکید دارد این وجود مبارک که جامع رحمت و حکمت و صبر و ... همه ی پیامبران است و گنجی است که باید عاشقانه ایشان را فهمید و هر لحظه به ایشان اندیشید امروزه به شکل مرموزی قربانی برجسته کردن فرقه گرایی و مذاهب گوناگون اسلامی شده است ! که اصل لفظ مذاهب اسلامی خود توهینی است به ساحت قرآن و پیامبر ص پیامبری که روزی از دست امت خویش به خداوند شکایت خواهد که ان قومی اتخذوا القرآن مهجورا ! ....

/ 2 نظر / 19 بازدید
ستاره

تعبیری که در مورد آیه "و لعمرک انهم فی سکرتهم یعمهون" داشتین برایم جالب و جذاب بود.

نادی

سلام پیامبران پیشین آمدند تا فهم ودرک بشر را پرورش دهند تا به مرحله حضور خاتم آماده شوند من همیشه با یه مثال ساده گفتم که این تسلسل را به دوره ابتدایی مدرسه تشبیه کردم که هر کدام از این پیامبران سطحی از فهم و شعور را تدریس کردن تا به کلاس پنجم رسیدیم اینجا به بعد با میزان دانشی از خواندن و نوشتن و فهمیدن میتوان باقی راه را رفت ینی اختیار و انتخاب را می آموزیم که در پی آن تفکر هم می آید. ممنون از شیوایی کلامتون که به جان می نشیند ضمنا بحث قبلی ادامه که دارد؟؟