خصلت مخفی کاری در انسان .....

سلام :

                مطلبی را که میخواهم عرض کنم شاید تازه باشد شاید هم نباشد ولی خب از آنجایی که ما آدمیزادیم و آدمیزاد است و هزاران راز نهفته ! بد ندیدم در مورد آن صحبت کنم . راستش اوایل که بیماران معتاد را ویزیت میکردم نکته ی خاصی که خیلی توجه ام را جلب میکرد که آن همین خصلت مخفی کاری در زندگی آنان بود .   به این معنا که این حضرات معتاد برای آنکه زندگی پردردسر خودشان را بگذرانند مجبورند بشدت به این رویه از زندگی بچسبند یعنی مخفی کاری !!!! همراه با عوارض و البته عواقب آن از قبیل استاد شدن در نقشه کشی - فوق دکتر در دروغهای شاخ دار ... فوق ستاره در نمایش و بازیگری و از همه مهمتر فرو رفتن در دنیای مخفیانه با نقشه های تازه مثل اینکه یواشکی کجا مواد بکشم ؟ از کی یواشکی مواد بگیرم ؟ به خانه که رسیدم چطور هاشا کنم؟  و چطور موقعیتی برای دود کردن مخفیانه بوجود بیاورم ؟ ووووو.... خلاصه شرایطی بسیار پر استرس و دلهره آور و البته بی هدف ! ....اوایل که برخورد میکردم خیلی برایم جالب بود که این خصلت اگرچه در معتاد جماعت بارزتر است ولی اینطور نیست که دیگران حتی ماها با این خصلت ناآشنا باشیم !!!! همه ی ما اهل مخفی کاری هستیم حالا یا به شکل مثبت و خدا پسندانه اش با هزاران دلیل و توجیه و یا به شکل غیرخداپسندانه اش با هزاران دلیل و توجیه ! البته در شکل منفی قضیه بدبختی بزرگی است حتی میخواهم عرض کنم که شاید  یکی از عمده علتهای اضطراب بشر امروز همین مخفی کاری است یعنی مخفی کردن چیزهایی در درون که برایمان در عین حال قابل تحمل نباشد و همیشه از بر ملا شدن اش در هراس مطلق باشیم !!!  اتفاقا یکی از عذابهای زندگی این است که انسان مجبور شود چیزهایی را از دیگران و مخصوصا از نزدیکان مخفی نگهدارد ( خودمانیم ترس ما از نزدیکان عموما خیلی در این موارد بیشتر است چرا که دیگران آیند و روند ولی نزدیکان آیند و نروند تازه ممکن است ما مجبور شویم تشریف ببریم .....!)

                            اما خب واقعیت این است که همیشه مخفی کاری عذاب آور نیست تازه بعضی وقتها انسان از اینکه چیزهایی را که دوست دارد از دیگران مخفی کند کیف هم میکند تازه لذت اش هم مضاعف است جالب است که از همان بچگی یاد میگیریم یادم هست بچه که بودیم شکلاتی که میخریدیم در هزاران سوراخ مخفی میکردیم که مبادا چشم اجنبی به آن بیفتد !!!! این خصلت حتی جالب است که در بزرگسالی البته خیلی هنرمندانه تر هم میشود !! مخصوصا اگر موقعیت دندانگیری فراهم شده باشد هزاران هزار نبوغ من شما و ایشان اصولا بر پایه ی همین محور مخفی کاری است که چه ترفندهایی بکار ببریم تا چیزهایی که از دیگران مخفی میکنیم یا دلمان میخواهد مخفی نگهداریم اصولا هرطور شده مخفی بماند .!!!

                       گرچه همه ی این مخفی کاری ها بد نیست تازه شاید هم برای هدفهای خاصی اتفاقا خیلی ارزشمند هم باشد مخصوصا وقتی هدفی داری که شاید برای دیگران نه تنها جذاب نیست که تازه بعلت سلایق شخصی با بی احترامی یا تمسخر با آن برخورد میکنند و تو را از رسیدن به آنچه ذوقش را داری و دوست داری به آن برسی متزلزل یا ناامید میکنند در این حالت صد البته مخفی کاری لزوما نه تنها عذاب آور نیست  بلکه خیلی هم خوب است اما برعکس در مواردی که برای امور بیهوده یا اساسا ضد عرف باشد مخفی کردن منویات درونی شدیدا موجب اضطراب و نگرانی است تا جایی که شخص حاضر میشود خودش را تسلیم سرنوشت و حتی مجازات کند به شرط آنکه از این حس تلخ رهایش کنند ! و به جزیره ی آرامش برسد . بعدها فهمیدم که این حس غریب مخفی کاری خصلت عمومی بشر است همه ی ما به شکلی درگیر مخفی کاری هستیم ! راستش را بخواهید یک جورایی از آن لذت هم میبریم تازه باعث بروز خلاقیت هم میشود مثل وقتهایی که بچه بودیم و وقتی خوراکی های خوشمزه ای مثل شیرینی و شکلات یا تنقلات از راه میرسید مادرم یا مادربزرگم بعد از رونمایی اولیه فورا آن را مخفی میکردند مبادا دست اجانب به آن برسد و جالب بود که هربار هم یک ترفند تازه بکار میبردند غافل از آنکه ما همه ی راه های رفته یا نرفته ی آنها را بلافاصله آنالیز میکردیم و وقتی درست از آب در می آمد ما هم مخفیانه هر روز کمی تا قسمتی از آن را کش میرفتیم تا روزی که یکباره گندش در می آمد و جنجالی راه می افتاد مثل روزهایی که مهمان ناخوانده ای از راه میرسید و مادرم دچار یک شوک شدید میشد که ای ورپریده ها دوباره که ...... !!!‌

                     جالب است که خصلت تنهایی ذاتی بشر باعث میشود که اصولا انسان حتی با پیشرفت بیشتر بیشتر درگیر این خصلت مخفی کاری شود خب شما اسمش را بگذار حریم خصوصی یا شخصی ولی در خیلی از موارد ما دوست داریم در دنیای مخفی خودمان لذت ببریم از یک کتاب خواندن گرفته تا یک شیرینی خوشمزه را با دل درست خوردن یا دیدن فیلمهای آنچنانی و این چنینی !! ..... هرکس نمیخواهد لزوما لذت اش را عمومی کند طبعا به مخفی کاری پناه میبرد حتی دیدن فیلم هم از سینماها به درون خانه ها کشیده شده و از تصدق سر تکنولوژی به محض اینکه تهیه کننده گان فضا را امن دیدند شروع به نشان دادن صحنه هایی کردند که اصولا شرایطی دارد که باید مخفیانه دید..... !!! تازه با اینهمه وسایل تازه  اصلا خیلی وقتها برای این مخفی کاری از طرف آنان تشویق هم میشویم ! از همین موبایل و اینترنت گرفته تا اتاق اختصاصی و خیلی چیزهای دیگر ویژه ! .... گرچه اینها در روزگار ما وسایل شخصی و حریم شخصی تلقی میشود ولی ما ناخودآگاه می آموزیم که میشود مخفی کاری کرد .... نه لزوما به معنای منفی کلمه ! بلکه مخفی کاری هم میتواند شامل جوانب خوبش باشد که همان حس استقلال و تنهایی ذاتی انسان است و هم میتواند بیقرار کننده باشد و دلهره آور بستگی دارد به خیلی چیزها....

                اما دنیای مخفی ما همانجایی است که دیگران را در خفا  در آن ارزیابی میکنیم و حتی خودمان را ! همانجایی است که ذهن شما پیژامه به تن دارد و یا حتی لخت و عریان است و چهره ها اعم از خودمان و دیگران در آنجا بدون نقاب میشوند همانجاست که ظرفیت فکری بی نهایتش باعث میشود وقتی از چیزی یا کسی ناراحتید  آنقدر در آن  بگردید تا به راه حل نسئله یا برخورد با دیگران دست یابید همانجاست که باعث میشود شبها سر یک مسئله خوابتان نبرد اینها نمونه هایی از مخفی کاری است در جایی که همه خوابند اما شما بیدارید و بشدت مشغول ! اینجا جایی است که نیت ها شکل میگیرد و نقشه ها کشیده میشود همانجا که قرآن میگوید یعلم ما یسرون ..... همانجاست که وجدان ما عریان میشود و بی وجدانی البته به جانش می افتد . به اعتقاد بنده اصل باورهای ما در این دنیای مخفیانه است همان که با آن زندگی میکنیم چرا که اصولا هرچه رفتار کنیم به آن باور داریم نه هرچه باور داریم لزوما به آن عمل میکنیم !! هرکس فرزند رفتار خودش است هرچه باور دارد را در رفتارهایش باید دید نه در ادعاهایش و مخفی کاری مصداق بارزی است از این دنیای عمل همان که عمری را با آن طی میکنیم .

/ 1 نظر / 6 بازدید
سارا

با سلام و خسته نباشید خدمت آقای منصورزاده من زیاد سراغ اینترنت نمیام ولی وقتی هم که فارغ از دنیای واقعی به این دنیای مجازی پناه می آورم. از اولین جاهایی که بعد از چک کردن ایمیلم بهش سر میزنم، وبلاگ شما با مطالب زیبا، پرمعنای و ملموس اش است. وقتی مطالب شما را میخوانم در اکثر مواقع انگار خودم دارم حرف میزنم. پایدار باشید و شادِ شاد...