یادواره ی ایام ...

سلام :

                   باز این ایام را به سوگ عزیزانی نشسته ایم ! نه برای حسین که او نیازمند ما نیست  نیازمند اشک ما نیست که اینها همه وقتی خودش را نفهمی و نشناسی کشک است و آفتابه لگن ! که خدا رو شکر برادران همه دارند !! اون هم هفت دست !!‌  نه مخصوصا نیازمند  حمایت جنایتکارانی که به اسم دفاع از اسلام دست به کشتار میزنند و به منافقین و شیطان بزرگ و ستاره ی قطبی و قمر در عقرب و اینا نسبت میدهند نیست . والله خودمونیم اخوی ! داری جوش خودتون رو میزنین نه کلک چشمک؟؟! نه بابا امام حسین نیازمند سوگواری مزوران و مزدوران نیست .. چهره ی شهر مرا بیاد ایام حکومت نظامی دوران این انقلاب لعنتی می اندازد !  پر از سربازها و چماق به دستانی که آنروزها هم مردم معترض را تهدید میکردند  همیشه تهدید میکنند اصلا کارشان همین است ! فحش میدهند و بعد میزنند و  شیشه ی ماشینها رو می شکستند !! و مجبورت میکردند عکس شاه رو روی برف پاک ات نصب کنی و الا با چماق و باتوم شیشه ات رو خرد میکردند .

                                  خنده داره دیروز یکی از این معتادهای حرفه ای که همیشه دیدین یک دستمالی به مچ شون میبندند که باهاش بعدا عند اللزوم فین کنند برداشته بود مثل همیشه دستمال سبزش رو بسته بود به مچ دستش و به خیال خودش رفته بود یه جای دنجی پیدا کنه و خلوت کنه و سیگاری دود کنه که ماموران ویژه ریخته بودند سرش و بعنوان یکی از اغتشاشگران اصلی برده بودنش اماکن !!! در حالیکه آب دماغش رو داشت بالا میکشید هرچی داد زده بود : شردار بابا من از عناشر اختشاش نیشتم ( ترجمه به زبان دری : سردار بابا من از عناصر اغتشاش نیستم ) کسی به خرج اش نرفته بود ! مجبورش کرده بودن استشهاد محلی بیاره ! خلاصه آشناهاش جمع شده بودند و کلی استشهاد محلی تهیه کردن که نه بابا این آقا  در راستای اهداف سازندگی کشور سالهاست به شغل شریف معتادی اشتغال داره و هرگونه فعالیت فرهنگی غیر از این عمل شریفِ دود گرفتن رو بشدت اونم بشدت ها تکذیب و هرگونه وابستگی به جناحهای وابسته به بیگانه غیر از جناح عدالتخواه رو بشدت  انکار میکنه !! (  آخه قبلا که میبردنش کلی استشهاد محلی پر میکردن که نه بابا کی گفته این معتاده ؟؟ شایعه است آقا - دروغ میگن ماها شاهدیم !! ‌ولی الان ... (می بینید اینها چقدر آشفته شدند !  )‌

                          خلاصه اون زمان هم وقتی شاه گیر کرده بود  درست همین وضع بود بیم و امید !  اما خب برادران حالا دیگه خیلی الحمدالله پیشرفت کردند و لباسهاشون فرق کرده - ریش گذاشتند و امکانات امروزی و دیگه بعله .... مجهز شدند خب قدیم امکانات نبود دیگه ولی حالا بجای چماق که دیگه از مد افتاده از باتوم استفاده میکنند - بی سیم و اینا !! بابا تکبیر !! خیلی ترمیناتور شدی با اون ریش و پشم ات اخوی ! تازه حریف ات هم دیگه روحانیون نیست  مثل اون موقعها  مثل همون زمانها باز هم مردمند بازم داری مردم رو میزنی ای ولله ....بلکه همین دختران و زنهای مردم اند ! خیلی شجاعی بابا واسه کی این همه فداکاری میکنی ؟ که چی ؟... و هر حکومتی وقتی سیاست مداران و مسئولین اش کم بیاورند دست به دامن آجانها یا به تعبیر امروزی اش نیروی انتظامی میشن ! خب اون موقعها شعبان بی مخ ها هم بودند که هم زورخانه داشت و هم  مسجد و قمه کش که کسی بر علیه اعلیحضرت حرفی نزنه ! ... ولی خب مسئله اینه که مردم بچه نیستند که کسی با لولو اونا رو بترسونه ! ... وقتی نهایتا چنگ و دندان یک حکومتی رو دیدند به بدتر از اون فکر میکنند و میرن جلو ! ... 

                   امروز توی درمانگاهمون همه در مورد کشتارهای اخیر پچ پچ میکردند آخه بین ماها هم خب از این ذوب ولایتی ها هست ! چه میشه کرد مردم دو دسته شدند ! عده ای اینور جو عده ای هم اونور جوب ! از نظر اونا امثال کسانی که مثل ماها مخالف این حضرات هستیم مشتی از خدا بیخبر و مزدور بیگانه ایم و از ایادی دشمن و اینا ... از این حرفهای کلیشه ای سیمای میلی ! دیگه حوصله ام از دست یکی شون سر رفت بهش گفتم برو خدا روزی ات رو جای دیگه ای حواله بده ! اینقدر پرتی که دیگه نمیشه باهات حرف زد ! خب اینقدر مردم به اینها حرف نزدند که این حضرات افراطی و متعصب فعلی به خیال خودشون اینها بودند که انقلاب کردند اینها بودند که جنگ رو اداره کردند و اینها هستند که فقط ایرانی اند نه بابا نیستین !! شماها هیچی نیستین ! ... خسته شدیم از اینهمه ادای مسلمانی با اون الفاظ و القاب و اصطلاحات مسخره ! خسته نباشی حاجی !!! بفرما سید !! ... تقبل الله !! ... اینها دیگه نخ نما شده مثل اون جای مهرها روی پیشونی تون - اون تسبیح لای انگشتای آلوده به خون تون - اون یقه های بسته و موهای اتو کشیده تون ! ... اینها نماد مسلمانی بود ؟ دیگه نیست واسه کسی مهم نیست اینها نشانه های ریاکاری شما شده ! حال آدم رو بهم میزنید .... بوی لجن میگیره هر فضایی که شماها توش باشید . دلم واسه ی خیلی از دوستان ساده دلم توی جنگ میسوزه !‌ واسه ی دل شکستنهامون توی اون کوران انقلاب وقتی یک ساواکی با یک کلت تق و تق و تق شلیک کرد و من که تازه یازده ساله ام بود وحشت زده مونده بودم مگه اینجا فیلم وسترنه که این یارو وسط خیابون تیراندازی میکنه ؟؟  ولی جان برادر بیا حالا رو ببین ! آب آوردن و تیمم رو باطل کردن ! مشکل شون رقص وسط عاشوراست !!؟؟ نه بابا گیجی مملکت داره از بین میره - دین رو خراب کردین اون وقت چسبیدین به این ظواهرش ؟؟؟  فکر کردین دارین به حسین احترام میذارین ؟؟ به اسم خدا آدم میکشین اون وقت اسمش رو میذارین حمایت از اسلام ؟؟ کریه تر از اونی هستین که چهره های پشمالوتون نشون میده !! با آب زمزم هم تطهیر نمیشین ! نه شما تکیه تون به زوره ! تعطیلی مطبوعات که کسی علیه تون حرف نزنه ! فیلتر کردن اینترنت تا کسی نقدتون نکنه !! فحش دادن که مشکل واسه شما نیست شماها فحاشهای قدری هستین ماشالله اون وقت بهتون برمیخوره مردم علیه تون شعار میدن ؟؟ تازه به این میگین فحش !!!؟ توهین ؟ نه بابا کجاشو دیدین ! خون مردم رو به جوش آوردین ! لطفا دیگه از امام حسین و امام زمان مایه نذارین که شماها نماینده ی هیچکسی نیستین فقط خودتونید که واسه خودتون نوشابه باز میکنید ! ولی اینقدر تارعنکبوت بستین که دیگه کپک زدین !

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريبا

radio farda عباس میلانی، ایران‌شناس، مورخ و استاد دانشگاه ساکن آمریکا در باره واکنش‌های کشورهای غربی به رادیو فردا می‌گوید: گمان می‌کنم اولین واکنش همین قدمی است که کشورهای غربی، انگلستان، اتحادیه اروپا، آمریکا، شخص آقای اوباما برداشته‌اند: اخطار به رژیم جمهوری اسلامی دایر بر این که دنیا بی‌طرف نیست، دنیا صرفا ناظر نخواهد بود، دنیا رژیم را در قبال مردم ایران مسئول می‌شناسد. می‌دانم که رژیم ادعا خواهد کرد که این‌ها دخالت در امور داخلی ایران است. ما در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم. یعنی در قرنی که همه شهروند یک دنیا هستیم. هیچ دولتی در هیچ جای دنیا مالک مطلق سرنوشت مردمش نیست. همین رژيمی که الان به آمریکا می‌گوید که چرا ابراز نگرانی از وضعیت حقوق بشر در ایران می‌کنید، وقتی که مسلمان‌ها را در اروپای شرقی می‌کشتند، آمریکا را به عدم دخالت متهم می‌کرد.»

فريبا

آقای میلانی، اشاره کردید به این که تقیبح و محکومیت رفتار جمهوری اسلامی با مردم ایران گام اول بود. به نظر شما گام‌های بعدی چه باید باشد؟ من فکر می‌کنم که گام‌های بعدی ایجاد ممنوعیت برای سفر سران رژیم به دنیا است. به گمان من بلوکه کردن حساب‌های سران سرکوب و سران این فتنه است که میلیاردها دلار باید گفت پول را دزدیده‌اند و در بانک‌های خارجی گذاشته‌اند. بلوکه کردن آن حساب‌ها به گمان من گام بعدی است. اگر این رژیم در همین مسیر ادامه پیدا کند، به نظر من جهان باید، همانطور که به آفریقای جنوبی گفت، که حق ندارید سیاهان آفریقای جنوبی را به عنوان شهروند درجه دوم تلقی کنید، جهانیان به این رژیم هم خواهند گفت که حق نداری با مردم ایران این چنین رفتاری بکنی. مگر جهان صدام حسین را آزاد گذاشت که هر غلطی دلش می‌خواست با مردم خودش بکند؟ اتفاقا اگر دخالت نکند، اگر اظهار نگرانی نکند، اگر اقدام‌های جدی در جهت محدود کردن این خشونت برندارد، به نظر من از مسئولیت خودش کوتاهی کرده است. جهان قرن بیست و یکم جهان به هم پیوسته‌ای است. همانطور که مشترکا تصمیم می‌گیریم که جهان را بایستی از آلودگی نجات دهیم، جهان را باید از آلودگی استبداد هم

فريبا

جهان را باید از آلودگی استبداد هم نجات داد. مردم ایران شهروندان قرن بیست و یکم هستند و به اندازه هر شهروندی در هر جای دیگر حق دارند، ازجمله حق اعتراض. جهان واکنش نشان می‌دهد؛ «هیچ دولتی مالک سرنوشت مردمش نیست»

3pd

بعد 4 سال ویرانی و طالعی نحس / خواستیم باور کنیم که هنوز طلوعی هس روز شادی بود، آزادی و حضور سبز / همصدا باهم از اینور و اونور مرز مهربون و شاد گفتیم عمو زنجیر باف / دیگه نمیخواییم تو رو برو دروغ نباف یکی زخمی و غمگین با سنگی به دست / جغد شوم تاریکی روی بومی نشست ببین رد خونو روی زمین سخت / جوونی با قلب پاره به روی تخت و تو مزدوری و دنبال سلاح و جنگ / جهان فراموشت نمی کنه یه لکه ننگ بشین و نگاه کن که این خس و خاشاک / کودتای کثیفتو میکشه زیر خاک و تاریخ تکرار میشه بدون شک / صبح پیروزی ما یه روزی میشه حک پشت دیوار تاریکی ماها اسیر و زندونیم / ولی تو راه آزادی ته مسیرو میدونیم همون پرنده ی فراری از هراس بیرونیم / توی زندان اوین شعر پروازو می خونیم آسمونو نگاه کن ببین یورش سنگ / تو شیفته خشونتی و سلاح و جنگ و بیش از این نمی بینی سکوت و صبر / ماها کبوتریم همه در پوست ببر اما می بینم که میلرزی از فریاد رشک / یه روز از جا میکندت این سیلاب اشک تو از ایران ساختی یک زندان غم / ماها آماده ی جنگ در کنار هم ولی فردا مال ماست با طلوعی سبز / تو محکومی و نابود ای فاسد هرز پیر فرزانه تو نیستی ظالم پست /

3pd

پیر فرزانه تو نیستی ظالم پست / نشون دادی چقدر خدا تو باورت هست یه مشت مرید جلاد صفت داری و ننگ / کی گفته اسلام دین قتل و مرگ بگو بوی خون چرا میده عبای تو/ کیو پنهون داره میکنه این ردای تو حکم سرکوب چرا دادی به این فریاد حق / سهم مردم نبود باتوم و برق اما بدون نزدیکه این فردای دور / حکومتی نمی مونه با نفرت و زور پشت دیوار تاریکی ماها اسیر و زندونیم / ولی تو راه آزادی ته مسیرو میدونیم همون پرنده ی فراری از هراس بیرونیم / توی زندان اوین شعر پروازو می خونیم

3

فریبا جون بگی نگی با این تنای خسته و این همه بدبختی شب و روز دنبال یه لقمه نون واسه صابخونه مکرمه و محترمه کلثوم خانوم دیگه وقت و توان تو خیابون رفتن نداریم... اما خداییش میخوام واسه شماها آشوبگرای بی دین و ایمون از خدا بی خبر که حرمت عاشورا رو می شکونین یه شعر بنویسم که دیگه قصد آشوب به سرتون نزنه ...اغتشاشگرای ضد ولایت فقیه ... نمک نشناسی هم حدی داره اینجا حق منو خوردن تقصیر رفقاس / یکی اسپانسرم بشه شعرنیس باقلواس [خنده][خنده] کی کلیپ و شعرای خوشگل میخواد هزینه ی یه ای دی اس ال به شدت پر سرعت واسه منو بدین تا ساخته های جدید رو براتون میل بزنم[قهقهه][قهقهه][خنده]

سپیده

به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلیمن به قول برادران و خواهران ارزشی : با خامنه ای کسی نگردد گمراه او در شب فتنه می درخشد چون ماه

سپیده

آّب طلب نکرده همیشه مراد نیست از آن بترس که قربانی ات کنند... اینم حسن ختام سخنرانی امروزم

فريبا

سلام بچه ها. رضا جان ممنون كه با دقت می خونی و جواب می دی، من با نظراتت كاملا موافقم. با اين صحنه هايی كه از ايران می بينيم حالمون خيلييييييييييييی خرابه. اما اينجا كه ميام انرژی می گيرم ازتون. سپيده جان تبليغ می كنم برات شايد اتفاقی افتاد [نیشخند]

سپیده

تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده، اجاق کینه ی پاییزی گلاتو سوزونده تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو برده، پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده چشات مث شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مث پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل ..... .... چرا به سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ " داریوش" بر و رچ یه فنجون شعر مورد دار دعوتین تشریف بیارین به کافی شاپ فوق [چشمک]