پراکنده گویی هایی برای هیچ ...

سلام :

                            اینروزها که بحث مناظره ها رایج شده احساس خاصی دارم اینکه قدرت میتواند چقدر فسادکننده باشد مخصوصا وقتی اخلاقی در میان نباشد . بهانه ی خدا و پیغمبر و خیر و صلاح خواستن بهانه است وقتی که رفتارها گویای خلاف آن باشد . رئیس جمهوری که مثل ریگ دروغ بگوید بجای رفع اتهام از خود طرف مقابل خود را متهم میکند البته که همه میدانیم قدرت بخودی خود زیبا نیست بلکه آنچه آن را وسوسه کننده و اغواگر میکند آمیختگی آن به ثروت است و آنچه از عوارض این قدرت است تلاش برای حفظ ثروت و قدرت از طریق گسترش بسط آن از طریق زیردستان و باندهای قدرت است . به نظر میرسد این شبها جنگ بین باندهای قدرت است . اما چرا کار به اینجا کشید ؟ شاید بخاطر اینکه حمایتی از پایین دیگر نیست ؟ و از طرفی هم بخاطر از بین رفتن اخلاق هیچ حس اعتمادی نیز به کسی در داخل حلقه ی قدرت نیست ! اینها درس عبرتی است برای آنانکه دست شان به مسئولیتی بند است مسئولیتهای فریبنده و وسوسه کننده !

                                                   ************

               چقدر کیف میکنم وقتی به افرادی برخورد میکنم که کارشان را درست انجام میدهند مثل آن مکانیک اتومبیل که صادقانه کارش را درست انجام داد . پیرمرد بیخیال دستمزد بود فقط دلش میخواست کارش را درست تمام بکند وقتی که سماجت مرا برای شتاب در کار دید عصبانی شد ! خیلی جالب بود میتوانست کارش را ماستمالی کند پولش را بگیرد و بعد شانه هایش را بالا بیندازد و به ریشه من بخندد ولی نکرد و عصبانی شد !  بعد که آرام شد پرسید : خب اینهمه عجله داشتی واسه چی ؟ حالا ماشین ات درست شد گازش رو بگیر و برو میخوای به کجا برسی و تا رسیدی مثلا چه شاهکاری میکنی ؟ ... حقیقت همین است همه ی شتاب ما برای چیست ؟ برای رسیدن به مرگ ؟؟ بقول آن دوست  اینهمه شتابزدگی ما برای مردن است  ! همه ی این اضطراب و دلشوره ها برای زود تر مردن است گویا یادمان رفته است که آمده ایم که با اندکی حوصله کمی تامل کنیم و بایستیم تا خود را دریابیم ! ولی ما عجله داریم برای رفتن عجله داریم برای خوردن عجله داریم برای خوابیدن عجله داریم برای تمام کردن و تمام شدن ! ما راه را از دست میدهیم تا تنها چشممان به هدفی که نمی بینیم بیفتد و بعد تازه آنرا هم تنها لحظه ای می بینیم و میگذریم .......چون وقت نداریم عجله داریم ! ...

                                        ********************

                        مولانا میفرماید آدم زنده و بیدار بیقرار است و همه ی عالم برایش تنگ است و این مرده ها هستند که تنگ گور را نیز احساس نمیکنند . وی معتقد است که  خیلی از آدمها طالب هوشیاری نیستند دنبال خوابند دنبال مشغولیاتند خیلی از مشغولیات ما مثل کار کردن - خوابیدن - حتی گوش کردن به موسیقیهای تند و تیز و شهرت - ثروت و .... همه و همه برای آن است که میخواهیم نفهمیم بر ما چه میگذرد ! اینها همه نوعی مستی میدهند که ما را از خود فراموش مان کند . حتی برخلاف تصور ما طالب آزادی نیستیم بنوعی میتوان گفت که ما طالب نوعی اسارتیم . در واقع از آزادی خویش میهراسیم گویی آزاد بودن مطلق به ما نوعی سردرگمی میدهد تکلیف مان را مشخص نمیکند و نمیدانیم با خود چه کنیم ؟ و همه ی رفتارهای ما برای خود فراموشی تلاشی است که میکنیم که خود را مقید کنیم حتی برای خود تکلیف تعیین میکنیم و وقتی تکلیفی نداریم دچار نوعی سردرگمی و هرج و مرج میشویم .

                      

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده (خدایی تازه می خواهم)

سلام چه طورین؟ در اعماق سفر میحالیدم که باز هم پول وسوسه برانگیز شد. تلفن زدن و گفتن به سرعت نور یه شعری ترانه ای چیزی در وصف میر حسین میخوان که بخونن و موزیک بذارن ماشالله تعالی پول پرداخت کنند. گرچه یه کم سخته مداح باشی و یه کم سخت تره بخوای واسه چیزی یا کسی بنویسی که بهش اعتقاد نداری اما پول مشکل گشاست و این مشکل رو هم حل میکنه خلاصه بیزنس این حرفا سرش نمیشه به سرعت نور در کمتر از نیم ساعت نوشتم و پسندیدن و نگفتن که کی میخواد بخونه و کجا؟؟؟؟؟؟؟؟[تعجب] عجبا از این روزگار اما چه ایهامی توش گنجودم و که بگم بعله ما هم خبر داریم که!!![خنده]

سپیده (خدایی تازه می خواهم)

یه قسمتهایی اش رو براتون می نویسم ببینین مدح دقیقه ای چی از آب در میاد!!! موج سبز آرزوهایم بهارانم تویی تک چراغ روشن فردای ایرانم تویی میر عشقی سرزمینم با تو عاشق تر شده دشت سر سبز غرورم پر شقایق تر شده بی کرانی تا افق ها روشن و دریا دلی زورق بی تاب مردم را امید ساحلی از تبار هاشمی ها با علی داری نسب از دیار آفتابی شوکت پایان شب غرق امیدی در انبوه نگاه سبزها تا به عشقت می تپد هردم تمام نبض ها .... .... چه طور بید؟ صد تومن وده! [خنده] اینو پسندیدن یکی دیگه سفارش دادن !! خب اگه موسوی برنده بشه احتمالن منم به یه پست وزارتی می رسم دیگه[چشمک][قهقهه][خنده]

سپیده (خدایی تازه می خواهم)

و اما از هر چه بگذریم... این رژیم باید قدر ضرغامی و مشاورینش رو خیلی خوب بدونه! بهترین ترفند رو زد برای کشوندن مردم پای صندوق های رای واقعن تاثیر داشت گرچه من همچنان رای نمیدم اما حتی از راه دور میشه تاثیرات رو حس کرد! واقعن شگرفه! این مناظرات مث فیلم هندی ها عواطف ملت احساساتی ایران رو قلقلک و نظرات رو تغییر داد و این ابتکار صدا و سیماست!!! چرا مردم نمیخوان متوجه بشن که هر کسی بیاد فرقی نمیکنه اینا همه نخشون تو دست آقاست! کار کار انگلیساست[چشمک]

م

سلام مطلبی رو با عنوان "حرفه ای ها همیشه حرفه ایند"نوشتم اگه فرصت داشتین تشریف بیارین خوشحال میشم نظرتونو بدونم.

زمانیان

سلام و اما بعد 1- چند وقتی است که سرم شلوغ و انبوهی از کار بر دوش دارم. و این دلیل و بهانه ای است که بگویم نتوانستم خدمتتان برسم. این ساعت را فرصتی داشتم تا عرض سلامی بکنم 2- چند ساعتی است که بلاگفا را دچار مشکل شده است.( یکی را از مدرسه اخراج کردند می گفت ما را از مدرسه بیرون رفتیم). شما نیز منتظر باشید . یروقتتان خواهند آمد. البته اطلاع دارم که قرار است اگر بتوانند اینترنت و اس ام اس را در روزهای انتخابات ببندند 3- گرچه مناظره ها به ظاهر ژسندیده نبود و برخی اثرات بسیار منفی بر جای گذاشت اما به هر تقدیر نتایج مثبت نیز داشت. با یکی از دوستان قرار داریم که ژس از انتخابات به جامعه شناسی مناظره بژردازیم و احتمالا کتابی را در این مورد منتشر کنیم. 4- هم باید کار خوب کرد و هم خوب کار کرد. خوب کار کردن همان چیزی است که به آن اشاره کرده اید. صادقانه و به نحو کامل کاری را انجام دادن.

رضا

دوست بسیار عزیزم جناب زمانیان سلام ... متاسفانه این فیلترینگ بلاگفا هم از سوی دولت مهرورزی از جمله رفتارهای جانگولری ریاست جمهوری است که مدعی است فرهنگ در دولت مستعجل ایشان ابدا مورد تهاجم قرار نگرفت ( مدارک موجود است !! ) اصلا ایشان لابد میگویند زمینه ی عدالت ورزی و توسعه ی عزت وبلاگستان را کران تا کران مهیا کرده اند !! بقول تکیه کلام ایشان : من تعجب میکنم چطور مدعی میشود که بلاگفا بسته است ؟ این توهین به مقدسات یعنی دولت مهرورزی است !! اگر خواستید نمودارهای رشد و توسعه ی وبلاگ را در این چهار ساله همین الان محمود خان بکشند تا خلاف مدعای شما ثابت شود !! تکبیر !! .... آقا من نمیدونم چرا بعضی ها هنوز به این تحفه یعنی چوپان دروغگو اعتماد میکنند و حتی دلبستگی نشان میدهند !!؟؟ هذا شی عجیب !! ...

سپیده (خدایی تازه می خواهم)

سلام اسپانسر و مشوق گرامی! ترانه دوم هم ساخته شد خواننده ها مهران محمدی و آرا هاشمی نمیدونی چی شده دکتر!!! خودمم یه جورایی با این ترانه جو گیر شدم چنان ایران ایرانی توش داره که نگو فردا تو ستادها ی جناب موسوی پخش میشه! همه جا پرچم سبز/ همه در جوش و خروش می رسد بوی امید/ نغمه صبح به گوش دشت سر سبز غرور/ وطن پاک و صبور از خزر تا به خلیج/ غرق در شادی و شور ایران ایران ایران ایران دست در دست همه/ هر طرف صحبت مهر گشته خورشید پدید/ از فراسوی سپهر و..... .... رویش آینه ها/ موسم یاری و داد رقص یک پرچم سبز/ موج در دامن باد ایران.... چه می کند این سپیده[نیشخند]

سپیده (خدایی تازه می خواهم)

چه خلاقند این ملت!!! چقدر خندیدم به دکتر محمود شصتچی[قهقهه][خنده] و شعارجوونا که میگن: دو دو تا ده تا[قهقهه] من همچنان هیچ طرفی ام [چشمک]

Fariba

سلام، فرستادم رضا جان. شايد يكی از مشكلات ما اينه كه هميشه آنچه كه باهاش مواجه هستيم رو دست كم گرفتيم، مثل احمدی نژاد. تا اينجايی كه مناظره ها رو ديدم هيچ اشاره ی كوتاهی نه به قتل های زنجيره ای و نه به اصلاح قانون نه مسائل زنان و ... شده. احمدی نژاد خيلی زيركانه از زير پاسخ دادن به دستگيرشدگان و يا توضيح براي هزينه های بالايی كه صرف امنيت نظام می شه خالی می كنه و خود رو به كارنامه های مثبتش ارجاع می ده. ما هميشه با احمق پنداشتن طرف مقابل فرصتهای زيركانه انديشيدن رو از خود گرفتيم.

زمانیان

برای آن که ما را خس و خاشاک خواند. شعری سروده ام و فرموده ام: