بازگشت از تهران ....

سلام :

         از تهران برگشتم و خوشبختانه علی رغم مصیبتهای شهری این کلان شهر که حقیقتا حکم یک کشور را دارد  موفق شدم علاوه بر خرید کتاب که عمده تلاش بنده در این دو روز بود و سه بار طول خیابان انقلاب را از میدان انقلاب تا چهار راه ولی عصر را با اشتیاق جهت خرید کتاب توی این دو روز مثل صفا و مروه طی کردم (خب بیشتر صفا بود تا مروه ! ) و البته کتابهای خوبی هم به پستم خورد همچنین موفق به دیدار دوستان عزیزی هم شدم . مخصوصا در معیت دوست بزرگوارم جناب دکتر زمانیان که باشی که دیگه فرصت مغتنمی است برای تفکر و تفرج و نقد کتاب . خلاصه بسی به ایشان و خانواده ی محترم شان زحمت دادیم و همین جا بسیار تشکر از ایشان دارم.  زیارت ایشان برای بنده که بدون زیارت نامه خدمت شان رسیدم قطعا سعادتی بود که لابد امام رضا بنده را طلبیده بود. همچنین موفق به زیارت بعضی از دوستان عزیز دیگر مخصوصا سپیده خانم گرامی هم شدم و بعضی را هم که بعلت گرفتاری و بعد مسافت نشد ببینم و حیف شد خب قسمت نبید دیگه ! .  ولی حقیقتا زندگی در تهران آدم را یاد فضای رمان ١٩٨۴ می اندازد دقیقا با همان ازدحام و گوناگونی افکار ظواهر مردم و آداب و همهمه و گاهی گوشه ی دنجی برای آرامش و دیدن بعضی صحنه های عجیبا غریبا ! .... بگذریم امیدوارم مردم تهران آرامش واقعی داشته باشند نه فضایی سراسر ازدحام و تشویش و اضطراب و گیر کردن در خیابانهایی که آدمها و ماشینها از سر و کول هم بالا میروند .                        

/ 4 نظر / 6 بازدید
رضا منصورزاده

خدمت استاد عزیز جناب عالی پیام گرامی عرض سلام و ارادت دارم و بابت ناهماهنگی های برنامه ام که باعث شد در تهران نتونم خدمت شون برسم عذر خواهی میکنم . [گل]

عالی پیام (هالو)

چیز عجیبیه دکتر. اکثر کسانی که از من شماره می گیرند و ارتباط ها پیامکی می شه ارتباط وبلاگی شون قطع می شه. مثل شما که گم شدن شماره ام باعث شد دوباره در وبلاگ سرافرازمون کنید. شماره را دوباره می گذارم به شرطی که باز بی وفایی پیشه نکنید و راه این کلبه ی درویشی رو گم نکنید. سبز باشید.[گل]

سپیده

سلام پسر خاله خوشحالم که سالم رسیدی به شهرتون[زبان] چرا فیلتر شدم خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟