سلام :

                   امان از وقتی که خواندن هیچ کتاب امید بخشی غم درون سینه ات را تسکین ندهد مگر خواندن شعر شورانگیزی و صدای فرح بخش موسیقی روح نوازی ! .... بعضی از آهنگ ها عجیب به موقع اند ! نواهای آنها بگونه ای عجیب با تار و پود روحت عجین میشوند که نیاز داری و این هماهنگی مرا یاد فیزیک می اندازند و داستان دیاپازن ها که وقتی هم فرکانس باشند با ارتعاش یکی همه ی دیاپازن هایی که هم فرکانس اند به ارتعاش در می آیند و این هم رقصی و هم ارتعاشی تو را به وجد در می آورد ! آدمها هم چنین اند بعضی چیزها بعضی اتفاقات بعضی شعرها بعضی موسیقی ها بعضی صحنه ها عجیب با روح ما هم نوا و یا بقولی امروزین اش هم بسامد اند و وقتی روح مان نیاز به یک جنبش اساسی دارد اینها هستند که با وقوع شان روح جمود یافته ی ما را به پرواز در می آورند . شاید به همین دلیل باشد که روح ما که از یکنواختی و در جا ماندن میگریزد با مواجه شدن با این چیزها به خروش در می آید و پرواز میکند . بر عکس هرچه بوی تکرار و عادت و ماندگی بدهد روح مان را می آزارد و خمودش میکند مانند چهار دیوار اتاق یک زندانی که بدترین عذاب تکرار است و محروم شدن از حرکت !

/ 3 نظر / 13 بازدید

سلام ای بابا ! کسی که نباید شب تولدش دلش گرفته باشه وغم توی دلش باشه.اینقد این سالها بیاد وما انسانها نباشیم.پس این چند روز عمرا بهتره به غم اجازه ندیم توی دل ما خونه کنه.تازه اهنگای غمناکم به ما حق میدن که غمناک باشیم وغم ما را توجیه میکنن.به هر حال که ادم باید شب تولدش شاد باشه چون خدا نعمت زندگی را بهش داده.تبریک وشادباش

دریا

سلام جناب منصورزاده بعد از مدتی برگشتم و می بینم که تولدتون هست و شیرینی درکار نیست[نیشخند] به هر حال تبریک میگم خدمتتون و البته اصلا هم به من مربوط نیست که الان چنددهمین سال تولدتون هست و اینا[نیشخند] حرف شما رو با طیب خاطر تایید میکنم چرا که با تمام وجود احساسش کرده ام.موسیقی رو مخصوصا که فلسفه ی وجودیش خالی از هر شکی است . البته موزیک داریم تا موزیک [نیشخند] حالا چرا من اینقد از نیشخند وبلاگی خوشم میاد بماند[خجالت] ولی اگه کتاب نبود و اگه موسیقی نبود و اگه شعر نبود چه چیز این دنیای مسخره میتونست یک لحظه ی سکون زندگی رو به سرعت نور به چند روز و گاهی چند ماه دیگه وصل کنه و از ذهن خاموش یک شمعی روشن کنه بلکه انسانی رو تعالی برسونه؟و این دقیقا همین کلام شماست که گفتید "روح ما که از یکنواختی و درجا ماندن می گریزد با مواجه شدن با این چیزها به خروش در می آید و پرواز می کند..." که البته هر روحی با این صدا از خواب خوش بیدار نمیشه بلکه باید اون پتانسیل در او وجود داشته باشه. موسیقی و کتاب بد دردیه . وقتی دچار شدیم درمانش فقط پیش خودشونه![نیشخند]

سارا

متنی که نوشتی به دل مینشیند. من مثل ج.انهای امروز شب و روزم را با موسیقی و آن هم هر موسیقی ای سر نمیکنم. ولی وقتی خودم را به نوای موسیقی ای میسپارم، تمام وجودم را سرشار میکندو غنی.