ای زبان هم تو مرا چون آتشی !

 آقا واقعا ما با این صدایی که از زبان قرمز و اون حنجره ی طلایی مون بیرون میدیم گاهی چه گندها که به حریف نمیزنیم !!!   البته من صدایم فقط در گرمابه خوبه اونم توی مایه های دستگاههای مدل بالا مثلا شش گاه به بالا  !! از این مدل قدیمی هاش عمرا اگه بخونم !! ... خلاصه جونم واسه تون بگه فهمیدم که   آقا اگه ما به این نکته حواس مون بود که ما آدمها توی این دنیای حرفها و کلمات غوطه وریم چقدر حواس مون رو بیشترتر جلب میکردیم !! و مواظب فرستنده ی خودمون بودیم ! بیخود نیست بودایی ها روزه ی سکوت میگیرند تا شمشیر زبان رو غلاف کنند !  آدم بقول فردوسی پور چه میکنه !!!‌  مخصوصا وقتی که صدای تلویزیون رو کم کنی میفهمی چقدر بعضی حرفها زیادیه !! و همه حرکات آدمها واسه ات بی معنی میشه !! ولی واقعا ما نسبت به حرفهامون فکر نمیکنیم و  عمرا درک میکردیم که چرا اینقدر قدیمی ها میگفتند انسان حیوان ناطق است حیوان ناطق است و ناطق است و ناطق است ... این چند مدت با همه ی سلولهای خاکستری ام به عمق فاجعه پی بردم ! بله واقعا انسان با کلمات زنده است و کلمات بازتابی است از احساسات او و احساسات او نشانه ای از دنیای دل او ! .... ما آدمها با دل خود زنده ایم . هر چه بیشتر از زندگی می چشیم بیشتر طعم احساسات را که همه ی چهار ستون وجودمان را تسخیر میکند بیشتر میفهمیم . شاید آن اوایل چنان به عمق حادثه توجه نمیکردیم ولی به تدریج یادمان میدهند که زندگی ما در پشت نقاب کلمات رقم میخورد ! گاهی با یک حرف ساده یک واژه یک عبارت کوتاه همه ی وجودمان به اسارت میرود و بدبخت آدمی که نداند از کجا خورده است !! ... شاید روزی برسد که بتوانیم هنر بکار گیری کلمات را بیاموزیم و خود را از ترفند جملات اغوا کننده نجات دهیم آنروز احتمالا عید ما خواهد بود !! چرا که ما حیوانات ناطقیم و سخنگو ! وقتی حرفهای خوش بشنویم و بگوییم فضای اطراف مان را عطر آگین میکنیم و  آن هنگام که روی دنده ی لج بیفتیم یا کفری بشویم آقا می سوزیم و می سوزانیم !! که گاهی تا فلان جای مبارک مان را به درد می آورند ! ...

                        گاهی هم کلمات در مقابل حسی که در درون مون داریم حقیقتا لنگ پهن میکنه و شدیدا دچار یک شکاف میشیم شکافی که مجبورت میکنه حرفهات رو توی دلت بزنی ! و دلت میشه حرمخانه ی وجودت ! و انصافا ارزش آدمها به اندازه ی حرفهایی است که نگفته اند !  و توی حرمخانه ی دلشون برای همیشه میمونه ! شاید موسیقی پلی است بر روی فاصله ی کلام و احساس ! .... نکته ی عجیب تر وقتی زبان از بیان چیزی که در دل میگذره قاصر میمونه این چشمها هستند که هرگز دروغ نمیگن و زبان چشمها همیشه اونقدر لطیف و ژرف میشه که وقتی به حرفها اعتمادی نمیکنیم چشمها همه چیز رو لو میدهند !

                            اما ببینیم مولانا در این رازخانه ی دل چه زیبا حرف سخن میگوید :

                 گور خانه ی راز تو چون دل شود 

                                                   آن مرادت زودتر حاصل شود

                گفت پیغمبر که هر که سر نهفت

                                                    زود گردد با مراد خویش جفت

                دانه ها چون در زمین پنهان شود

                                                    سر آن سر سبزی بستان شود

               یعنی معتقد است که خیلی رازها را باید در دل نگهداشت و کاشت تا مثل دانه ای سبز شود و از سبزی آن همه بفهمند که تو در دل چه داری ؟

                       بدترین نوع خود آزاری کلامی آزاری هست که خودمون به دست خودمون با خودمون میکنیم ! گاهی چنان با کلام خودمون رو تخریب میکنیم که هیچ ویروس و هیچ زلزله ای نمیتونه اینقدر مخرب باشه به شکلی که امیدمون رو از خودمون قطع میکنه و همه ی رشته های وجودمون رو پنبه میکنه ! و وجودمون مثل یک کامپیوتر اوراق میشه به همین سادگی و به همین خوشمزگی !! ...

 

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

یادم رفت [نیشخند]

سپیده(خدایی تازه می خواهم)

سلام و سلام انگار من که نمیام رونقم نمیاد انگار شما زیاد با برو بچ موسیقیایی و حرکات موزون و ترانه و ....استغفرالله [متفکر] البته یه ترانه گفتم انشالله بعد از تنظیم میفرستم خدمتتون خوراک داروخونه و کشیک و قر کمره[خنده] خلاصه اینکه: همتا دارم گوییا!!!!! میخ های وارونه در سوسکی دلت و پنجره ای که ویژ ویژ چه بوق بنفشناکی ست اینجا کسی انگار حوله ی تنش درد می کند باز جمعه آمد دیشب قراربود مگس کش کوچکی را... ب ...ی...ا...و...ی....ز...م! من تو را در خرناسه های کوفتی ات عاشق شدم باد در بند رخت پیچیده ست! این شعر بسی متفکرانه تقدیم به شما دکتر گرامی ... جدیدن زدم تو کار شعرهای امروزی گفتن مدل جوانهای امروزی شاید خدای نکرده منم یه چیزایی از اینا بیاموزم[نیشخند][پلک]

سپیده(خدایی تازه می خواهم)

یادم رفت روز سعدی و روز تولد بعضی ها رو که فرداست (اول اردیبهشت ) برای یادآوری تبریک بگم سپدیا مرد نکو نام چه بهتر که مباد مر ندانی که در او ظرفیت و جنبه نباد!!!! گر نکونام شود وای به حال من و تو پس چه نیکوست که مردی به سرای تو نیاد[نیشخند] اینم بنر تبلیغاتی من: متخصص در گند زدن به شعر به صورت شبانه روزی و اورژانسی حتی به شعر شما دوست عزیز[زبان]

تنها

تولد تولد تولدت مبارک بیا وبلاگتو خاموش کن تا صد سال زنده باشی [بغل] اگه اینکارو نکنی خودشون خاموشش میکنن واااا [شیطان]

رضا

سلام تولد کیه ؟ سعدی ؟ یا فردا ؟ یا دو ؟ گزینه ی چهار ؟

سپیده

سلام یه سر به دلتنگی ها بزنی دستگیرت میشه تولد کیه... دکتر جان تولد فردا که شونصد زمان پیش بود گزینه چهار صحیح شده باشد مگر آیا!

تنها

[گل] اون بغل واسه شما بود این گلم بازم برای شما که اصلا تنها نیستی برای سپیده ای که در ابتدای آشنایی منو دعوا کرد . بازم تولدت مبارک ( من به حریم خصوصیتون وارد شدم قول میدم آخرین بارم باشه [زبان] ) اگر خدایم تازه شود من نیز برای او تازه ترین خواهم شد

رضا

تنهای عزیز سلام خیلی خیلی محبت داری نه بنده تنها نیستم چون دوستان عزیزی چون شماها رو اینجا دارم و حقیقتا باعث بسی شعف و خوشحالی این درگاه است . بعدشم هم اینجا حریم خصوصی نداریم چون همه در حریم اند و صاحب خانه پس لطفا غریبی نکن تکبیر .. تازه فهمیدم تولد سپیده ی عزیزه و از همین جا هم تبریک توپ برای تولدش پرتاب میکنیم ! ... با آهنگ تولد تولد تولدت مبارک ...[گل][پلک]

تنها

[خجالت] در حین کار گپ زدن با شما ایجاد فرح و شادمانی مینماید خودمونیم ها چه وب بازی شدم وااااا[هورا]

سپیده

از تبریکاتتون سپاسیده مشعوف می شودم! برای بیشتر فرح شدن!!( حاج خانوم شدن اسلامی تره) متن یکی از کارهای دوست خوب و نازنینم حامد هاکان رو براتون می نویسم تا حسابی در این روزهای بس شادمان ولادت من حالشو ببرین ترک سپیده با صدا و ترانه حامد هاکان تنظیم دی جی عارف! سپیده وهمی که تو نگاته می کشه قلبمو /میمونم تا همیشه با تو تنها زیر بارون برتو/ میخونم تا مست چشات خوابش بگیره / لباتو بذار روی لبام گرمه تنت غمام میمیره ...جاده اسم تو رو فریاد میزنه / دل من به سوی تو پر میزنه / ای تموم خاطرات هستی ام قلبمو یاد تو خنجر میزنه...اگه تو رفیق یار دیگری شی میذارم سر به بیابون/ کی میاد اگه یه روز نباشی تا صبح بمونیم زیر بارون/ می شنوی صدای خسته منه داره از عشقت می خونه / حرف دل فقط همینه دوست دارم اینو بفهم دیووووونه /...خب حامد جان فهمیدم[خنده][خنده] دو روزه چه حالی می کنم به جان خودم حامد بی نظیره [زبان]