این نیز بگذرد ....

سلام :

            بعضی وقتها اتفاقات ناگواری که حساب و کتاب آدم را بهم میزند بصورت غیر مترقبه ای پی در پی حسابی آدم را مثل کسی که در گوشه ی رینگ گرفتار مشت های بوکسور شده باشد  گیج و منگ و عصبی میکند . گویا گاهی سرنوشت آدم اینگونه بازیهایی را هم دارد که یکبار از درو دیوار به نظر میرسد دروازه ی بخت ما باز شده  و یکبار هم می بینی بلا و مصیبت است که از در و دیوار بر سرت فرود می آید بطوریکه نمیتوانی خودت را جمع و جور کنی درست مثل هنرپیشه هایی که در چند فیلم پشت سرهم نقش دارند و دائم دیده میشوند و ستاره ی بخت شان طلوع کرده است و یک وقت هم می بینی سالهاست که خاموش خانه نشین شده اند و دیگر در بورس نیستند و به دلیل شرایطی دیگر از انظار ناپدید اند . 

                   در این شرایط آدم نمیداند چه کار بکند جز صبر و صبر و صبر !..... حقیقتا این موقعیت ها که حضرت مولانا از آن تعبیر به قضا میکند آدم را به این حقیقت میرساند که هیچ موقعیتی اعم از شرایط خوب یا شرایط بد در زندگی پایدار نیست تنها فرق قصه در این است که در شرایط خوب بشدت مست میشویم مغرور میشویم و به واقعیت ها توجه نمیکنیم تا زمانی که این حوادث غیر مترقبه مثل صاعقه از راه برسند و رشته ی این خواب خوش را از هم بدرد .... آدمهایی که در اطراف مان به آنها دلخوش کرده بودیم  بروند - ناامیدمان کنند یا از دست شان بدهیم .... یا موقعیت اجتماعی و یا شغلی یا .... که حسابی ما را در بهترین حالت در میدان رقابت قرار میداد ناگهان یک شبه دود بشود و به هوا برود .... یا سرمایه هایی که بما اطمینان میداد که ما همیشه در صدر هستیم مثل برفی در برابر آب آرام آرام تحلیل برود و احساس کنی در همه ی این مدت مشت آبی را در کف دست نگهداشته بودی که از میان درز انگشتانت فرار میکند ..... خلاصه که نهایتا علی می ماند و حوض خالی اش !

                 اما وقتی اینها برود و بروند تازه میفهمی دلت را به هیچ چیز و هیچ کس نباید خوش کنی که دلخوش کردن اصولا حماقت مکرری است که ما آدمیان دوپا هر روزه و هر هفته و هر ماه و سال به شیوه های مختلف درگیر آن میشویم و نهایتا یک روز هم این دلخوشی های موسمی مثل نسیم های بهاری میرود و تو میمانی و داغی تابستان ! .

                  اما در شرایط سخت و بد شاید اوضاع واقع بینانه تر باشد چیزی نداری که از دست بدهی  - روی پای خودت ایستاده ای و از افتادن و سقوط نمی هراسی اصلا گور پدر روزگار ! .... دیگر میخواهد با ما چه کند ؟؟ آدمهای دور و برت واقعی تر میشوند - لذتی اگر هست یا باشد تا ته دلت می نشیند و اگر از دست برود دیگر برایت آنقدرها تعجب آور نیست خودت را برای بدتر از اینها آماده داری پس ملالی نیست گرچه دیگر نمیتوانی آرزو کنی یا خواب و خیالهای گنده تر از دهنت ببینی اما خیالی نیست هرچه هست تصویری واقعی است از آنچه هستی و میتوانی از همین که هست لذت ببری به شرط آنکه یاد بگیری صبر داشته باشی در برابر خیلی چیزها .... در برابر نیش و کنایه ها .... در برابر فخر فروشی آنهایی که این نسیم های موسمی به سوی آنها کرده است .... در برابر نبودن چیزهایی که شاید اگر میبود کمتر درد میکشیدی ... در برابر آنها که به دلیل همین موقعیت ها خودشان را  حالا دیگر بالاتر از تو احساس میکنند .... در برابر فراموش شدن هایی که شاید گاهی دردش بیشتر از طاقت از توان ات باشد ..... در برابر حق کشی هایی که حالا بیشتر احساسش میکنی .... همه ی این ها صبر میخواهد و صبر و صبر تا این نیز بگذرد !

                  ملاهادی سبزواری در تفسیر مثنوی اش این حکایت را آورده که پادشاهی از وزیران و خردمندان خواست که جمله ای برایش پیدا کنند که روی انگشترش حک کند که در مستی لحظات خوشی اش  و در میان توفان غم ناشی از بلاها و مصیبت هایی که ناگزیر به هرکس میرسد حتی اگر پادشاهی باشد تا چشمش به آن می افتد امیدش را از دست ندهد و صبرش را هم .... و یکی به او پیشنهاد داد که بر انگشتر بنویسند :

                               « این نیز بگذرد ..... »

/ 2 نظر / 21 بازدید
زیزیگولو

هر چیزی رو که بیشتر از همه میخوای سه بار تکرار کن،بعد نوشته زیر رو بخون: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لاقوة الا بالله العلی العظیم آمین این پیام رو به نه نفر بفرست،آرزوت برآورده میشه،باور نمیکردم ولی واقعا برآورده میشه. پاک کنی یا نفرستی ممکنه آرزوت برآورده نشه. الآن ساعت رو نگاه کن،دقیقا نه دقیقه بعد یه اتفاقی میافته که خوشحالت میکنه...

گیتا

سلام وقتی روزگار هر بلایی داره سر ادم میاره تازه ادم به نقطه ارامش میرسه . دیگه هیچ چیز براش مشکل حساب نمیشه.هر چی باید ببینه دیده. وقتی مردم از مشکلاتشون تعریف میکنند به نظرش مسخره میاد.اهن وجودش توی کوران حوادث و مشکلات -یک اینه صاف وصیقلی میشه.از این به بعد هر مشکلی هم که پیش بیاد براش مشکل حساب نمیشه.و این یک ارامش بزرگه.ارامشی که در مقابل صبر خداوند به انسان میده.به نظر من این مقاوم شدن و این بلوغ فکری ارزش تحمل اون مشکلات را داره.