سلام :

            بحث جبر و اختیار به این دلیل حایز اهمیت است که شرط اینکه مراحل بعدی سیر و سلوک برسد این است که انسان در ابتدا فرض را بر این بگذارد که اختیاری دارد ! اما نکته اینجاست که این اختیار مهار گسیخته نیست و اینجا بحث جبر مطرح میشود . وقتی بدانیم که در زندگی هم اختیار داریم و هم به طریقی دچار جبر هستیم آنگاه احساسی که به انسان دست میدهد این است که این اختیار نه مهار گسیخته است از لحاظ فکری و تصمیم گیری و اهدافی که در زندگی برای خود انتخاب میکنیم و از طرفی هم نه ناامیدیم که منفعل و بی اراده ایم ! برای همین هم مولانا یک حالت بینابین را در پدیده ی جبر و اختیار برمیگزیند و در نظر میگیرد ( همانطور که میدانید در عقاید شیعه هم چنین برداشتی از جبر و اختیار وجود دارد یعنی امر بین الامرین حالتی میان جبر و اختیار )‌ ! در داستان کنیزک و پادشاه که زرگر در نهایت از ماجرا خارج میشود - البته به نوعی شاید ناراحت کننده باشد - اما مولانا میگوید منظورم از این داستان این نبود که فرد بیگناهی را بکشم که پادشاهی به کنیزی برسد به همین خاطر هم به باور بنده  مقصود او  این بوده که آن خواسته ها و نیروهایی که در درون انسان وجود دارد را شخصیت ببخشد (‌ اصطلاحا Personalisation ) یعنی با توجه به توضیحات مولانا کنیز مصداق یا سمبل یا تمثیلی است از نفس آدمی که هرچه را دوست بدارد را به راحتی دست از سرش بر نمیدارد مگر اینکه به دلایلی آن مقصود یا هدف پژمرده و مخدوش شود مثل غذایی که در حالت گرسنگی بی تردید میخوریم ولی اگر چند دقیقه قبل از غذا کسی بما بگوید مثلا داخل غذا مو دیده است یا چیزی افتاده است در این حالت در نهایت گرسنگی هم که باشیم دلزده میشویم و قید آن غذا را میزنیم اگر هم ناچار شویم با احتیاط میخوریم ولی دیگر شوق خوردن اش را مثل سابق نخواهیم داشت ! منظور اینکه در داستان پادشاه و کنیزک .... این کنیزک مثالی است از نفسی که نمیداند پادشاه را انتخاب کند یا زرگر را ؟  مولانا پادشاه را تمثیلی از عقل الهی میداند چرا که از آنجاییکه جایگاه بالاتر و درایت بالاتر و مقام و علم بالاتری دارد مسائل را از آن زاویه نگاه میکند . در واقع روح انسان را در قالب پادشاه آورده است در تقابل با زرگر که نمادی از دنیاست پر زرق و برق که به نظر پر رنگ و لعاب و به ظاهر خوش سیما و خوش چهره میرسد ولی در داستان اینطور نقل شده که بسیار مادی و طمعکار بوده و خیلی اهل مال و ثروت بوده نه لزوما دنبال کنیزک و وقتی دید بحث مال و ثروت است و آن کنیزک را مفت به او میدهند طمع کرد درست مثل خصلت دنیا و دنیا طلبی انسان که خصلت زرگر را در خود دارد ..... ادامه

             

/ 0 نظر / 6 بازدید