سیرت عقل و سیرت دل در زندگی روزمره ی ما

سلام :

          ما بعنوان یک انسان که با اندیشه و آگاهی به زندگی نگاه میکنیم برهه های مختلفی را تجربه میکنیم یعنی در زمانهایی این عقل است که حاکم بر تصمیم و ذهن ماست و و در برهه‌ای دل اما وقتی عقل حاکم است در این حالت است که میخواهیم تا جایی که بشود سود بکنیم به این معنا که عقل میخواهد در یک مقطع زمانی تا جایی که میشود چندین کار را با هم انجام دهد تا سود بیشتری بکند به همین خاطر شاید علاقه نسبت به هریک از این کارها چندان جایی نداشته باشد مهمتر این است که در یک آن بتوانی چندکار انجام بدهیم مثل خیلی از وقتها که هم داریم تلویزیون نگاه میکنیم هم چیزی میخوریم هم با تلفن حرف میزنیم همه ی این کارها با عقل و فکر سروکار دارد و شاید تمرکز زیادی روی هریک نداشته باشیم مگر وقتی که چیزی را با دل مان بخواهیم در آن صورت به آن تمرکز میکنیم و دقت میکنیم والا وقتی میخواهیم زرنگی کنیم و عقل اندیش شویم تند تند چند کار را با هم انجام میدهیم که به همه ی کارها رسیده باشیم حتی وقتی رانندگی میکنیم با موبایل هم حرف میزنیم و احیانا چیزی هم میخوریم خب اینها همه کارهایی است که لزوما فکری است ولی عقل زیاد در بند علاقه به تک تک آنها نیست و میتواند همه را انجام دهد  مسئله اینجاست که چون تمرکز و علاقه ای در بین نیست جزئیات و خاطرات کارهایی که اینگونه انجام میدهیم در ذهن مان نمیماند یعنی شما وقتی در اتومبیل هستید و دارید چیزی میخورید و با کسی حرف میزنید مسلما یادتان میرود از چه منظره هایی عبور کردید یا چند تا بیسکوییت یا شکلات در حین حرف زدن تناول کردید ! چون برای عقل انجام امور برای لذت و سودش مهم است و اعتنایی به جزئیات و نگهداشتن خاطراتش ندارد همه از حافظه و ذهن پاک میشود و زندگی سرشار از این لحظات و اموری است که طی کرده ایم و بخاطر نداریم !!! البته شاید لازمه ی زیستن گاهی اینگونه باشد که کارهایی بکنیم که زیاد راجع به آن فکر نکنیم ولی این کارها البته با روح ما نسبتی ندارند  روح ما در قید آن چیزهایی است که قلب ما به آن توجه و تمرکز میکند و با علاقه درگیرش میشود و به آن تعلق خاطر پیدا میکند که عموما از جنس  کارهای ذوقی خاص است که دل را به هیجان و اشتیاق آورد  و البته کارهایی است که با دل مان انجام میدهیم این کارها بدون شتابزدگی است و با تمرکز و البته ترافیک  ندارد چون دل اهل تجارت و سود آوری نیست که بخواهد محصول بیشتری به دست آورد این است که در هر لحظه و هر مقطع تنها یک موضوع و یک علاقه بر دل می نشیند و دل را بخود مشغول میکند  سایر امور باید در صف بایستند تا نوبت شان شود و چون دل تمرکز میکند در یاد و خاطرمان میماند چون هرچیزی و هرکسی که در دل نشیند لاجرم بر صدر می نشیند حتی در زمینه ی علاقه به امور و اشخاصی که واقعا به آنها علاقه داریم نیز ما در هر لحظه در مقام علاقه نمیتوانیم به همه ی آنان بطور همزمان با قلب خود بیندیشیم و آنان را در خاطر آوریم بلکه در هر لحظه و مقطعی به ترتیب عمل میکنیم چرا مایلیم به آن شخص یا آن موضوع درست و دقیق تمرکز کنیم این است که خاطرات و جزئیات هر علاقه ای و حوادث همراه با آن دقیق به خاطر سپرده میشود . این است که کارهایی که ماندگار است کارهایی است که با دل خود انجام میدهیم و جالب است که در قرآن و عرفان و بطور کلی عشق با قلب و دل سروکار داریم تا به عقل ! چرا که دل است که تمرکز ایجاد میکند و اگر خود را به موضوعی نسپرد چیزی از آن بخاطر نمی آوریم یا بی اعتنا میگذریم . به همین دلیل است که قرآن تاکید دارد که برای نزدیک شدن به خدا و صحبت با خدا در قالب نماز وقتی که کسل و بی ذوق هستید به آن نزدیک نشوید و به آن اقدام نکنید چرا که تا دل به کسی یا چیزی نسپرید محال است به آن دقت کنید و طبعاً آنگونه که شایسته است با آن برخورد کنید و حق مطلب را بجای آورید. بر عکس این مطلب هم هست یعنی اگر دچار ملال و کسالت از چیزی یا امری هستید باید بدانید دل شما به آن علاقه ای ندارد و اگر خواهان رفع این ملال هستید باید دل را بر آن متمرکز و علاقمند کنید.  این مطلب اخیر همان ریاضتی است که عرفا برای دل در نظر میگرفتند تا دل مشتاق اموری شود که اصالت دارد و عشق بخدا مصداق بارز این امور است دل کسی ذاتاً تمایل و تعلق به هیچ امری ندارد مگر به شکلی درگیر آن شود یا با ممارست با آن مواجه شود در اینصورت تمرکز دل را بخود جلب میکند مثل شنیدن موسیقی سنتی که عموماً برای بسیاری از جوانان امروز شاید اشتها برانگیز نیست ولی موسیقی پاپ غربی از بس از کودکی در گوش آنان نواخته شده راحت با آن اخت شده اند درحالیکه انتظار این است که آنچه بومی است تعلق خاطر بیشتری ایجاد کند ولی ناخودآگاه در اثر بمباران تبلیغ دل به چیزی که بطور تصنعی برای آن تربیت شده تمایل نشان میدهد اینجاست که این نکته روشن میشود که پس انتخاب دل لزوماً بمعنای بهترین نیست مگر آنگه که با تحقیق و آگاهی شکل بگیرد نه براثر هجوم علاقه ی دیگران. 

/ 1 نظر / 24 بازدید
نادی

سلام شرح زیبایی بود دلیل ماندگاری خاطرات کودکی همان ست که دلانه بود و ماهنوز از عقل و خرد و محاسبه بی بهره ایم.