در عظمت یک اندیشه

سلام :
                   هر سال که می آید محرم و ایام تاسوعا و عاشورا برای من حس قدیمی ام را که داشتم از دست میدهد دیدن آنچه که در شهر میگذرد بیشتر ماتم سرایی برای عده ای است که در رفتار عملی شان هیچ بویی از تاثیر امام حسین به مشام نمیرسد جز بوی قیمه و نذری و سیاهپوشانی که در همین حد که اشکی بر مظلومیت بریزند ادای تکلیفی است که دارند . اما مخصوصا دیدن صحنه های شرم آوری که به اسم عزاداری یا نذری گرفتن یا عشق به حسین با چشمان خود می بینم حس تلخی را در روحم می ریزد اینکه گویا دیگر کسی رفتار و اهداف امام حسین را نمی بیند یا نمی شناسد همه ی آن دستوراتی که برای حفظ این صدا در طول تاریخ بما رسیده است حالا فدای آفتابه لگن مراسم .... شده است و رقابتی برای خودنمایی عده ای که بجای عشق جهالت در کام مردم بریزند .... من سگ درگاه تو ام عوعو عوعو .... و مردی که قلاده ای به گردن بسته و شان انسانیتی که خداوند به او داده است را اینچنین به قهقرا میبرد که چه شود ؟ نشان بدهد خیلی عاشق است .... عشقی که معلوم نیست به چه دارد یا به به چه کسی دارد ؟ آیا هدف ائمه از این بزرگداشت تحقیر شخصیت امام حسین بود یا تحقیر شیعیان که اینقدر عده ای همه چیز را به مضحکه میگیرند ولو ناآگاهانه ؟؟ ...... مشکل این است که دیگر فکر کردن به اصول اسلام جایش را به مراسم داده است و حفظ ظاهری سیاهپوش اما بی تفکر و بی تاثیر از آنچه امام حسین و سایر ائمه در صددش بودند یعنی حفظ اصول و فضای سالم اولیه ی اسلام که خداوند و پیامبر ص آن را به انسان هدیه دادند ولی در اثر سیاست بازی ها و مج اندیشی ها به مرور جایش را به  فضای رعب و وحشت و رقابت و ثروت و بی اعتمادی داد آنهم به این دلیل که عده ای نمیخواستند مردم فکر کنند و بیدار شوند تا درست تصمیم بگیرند و آن اصول و بنای اولیه از گزند هر سیاست مداری در امان بماند ولی تاریخ چنین رقم خورد که بعد از حضرت علی و با امام حسن ع رفته رفته فضای فکری عوض شد وتطمیع و سطحی نگری و رقابت برای ثروت و نهایتا قدرت اسلام را در کام خود کشید تا جایی که خود امام حسین فریاد زد و علی الاسلام السلام .... با اسلام پاک باید خداحافظی کرد چرا که جایش را ظاهر پرستی که با قرآن بر سرنیزه کردن آغاز شد و بعد وعده های و عهدنامه هایی که زیر پا نهاده شد و قدرت پول هایی که با رشوه و سیاست اعتقاد افراد را به راحتی خرید همه ی آن امانت پیامبر را به فلاکت انداخت و حرمت همه ی اصول زیر پا نهاده شده این بود که امام حسین که تجربه ی سیاست کاری معاویه در مقابل علی و عهد شکنی و ترور خاموش امام حسن را بعد از او دیده بود خاموش ماندن را جایز ندانست و دست به حرکتی زد تا نشان دهد پیروزی یک عقیده به لشکریان عدیده نیست به ایمانی است که به هدف داریم و صداقتی که در برابر خداوند در قلب داریم ......

/ 1 نظر / 21 بازدید
نادی

هر شب قصه گو با روایتی خواب رو میهمان چشمانم می سازد. سالهاست که کودکانه گوش به این قصه سپرده ام گویی که فقط باید گوش باشم... نه تو شهرزادی و نه من... کودک خفته ، کی بیدار میشوی؟؟