سلام : 

          این روزها بیشتر از نوشتن دوست دارم مطالعه کنم گرچه اینقدر کارهای ریز و درشت سرم را شلوغ کرده که همت مطالعه نمیکنم.  یکجورایی تنبل شدم حوصله ی کارهای پر زحمت را نداشتم البته این بی انگیرگی یا تنبلی فکری متاسفانه یک پدیده یا بیماری همگانی شده است طبیعی است در جامعه ای که همه ی مردم مبتلا به بیماری عجله شده اند کمی مکث کردن و خود را به کارهای فکری علاقمند کردن کار حضرت فیل است چون نیازمند صبر کردن است و سریع نتیجه نمیدهد ! طبع مردم ما در این زندگی ماشینی رقابتی به طبیعتی شتاب زده بدل شده است همینطور الکی عجله داریم توی خیابان که باید عادی رانندگی کرد بیخودی پا را روی پدال گاز فشار میدهیم تا جلو بزنیم و ادای افراد اورژانسی را در میآوریم در حالیکه در مقصد خبری نیست اصلا کار مهمی نداریم ! موقع چای نوشیدن است چنان با عجله چای را می بلعیم که اصلا این حفره ی بیچاره ی دهان مان اصلا نمیفهمد این جرعه چای بیچاره اصلا کی آمد و کی عبور کرد ؟؟ خلاصه که عجله داریم به هدف برسیم و به مقصد برسیم بدون آنکه هدفی در کار باشد یا اصلا وقت کنیم از رانندگی یا نوشیدن چای لذت ببریم !!! در حالیکه لحظات  زندگی را به دلیل اینکه تکرار شدنی نیست نباید مفت از دست بدهیم !!! اتفاقا باید مکث کرد تا در هر لحظه تعمقی بکنیم . مدتها بود داشتم به این موضوع فکر میکردم که چرا ما ایرانی ها در هر کار لذت بخشی و اصولا در هر فعالیت مفیدی شروع کننده ی خوبی هستیم اما ادامه دهنده ی خوبی نیستیم ؟ چرا خیلی زود دلزده میشویم خیلی زود کم می آوریم ؟ بعدها متوجه شدم ما دو جور از کارها لذت میبریم : نوع اول که خیلی عمومی تر و شایعتر است لذت ناشی از تنوع طلبی است چنین لذت هایی را هر روز تجربه میکنیم مثال بارزش خرید کردن است ! عمده تفریح ایرانی های امروز خرید کردن است نه اینکه واقعآ چیزی نیاز داشته باشیم صرف اینکه برای تنوع برویم و پول مان را خرج چیز جدید کنیم برایمان لذت بخش است و جالب اینکه تا خریدیم بخانه رسیده یا نرسیده پرتش میکنیم به یک گوشه چون لذت مان ارضا شده است ! این لذت ناشی ازآن تنوع طلبی بلای جان امروز ماست ! علامت اش اینکه خیلی زود کم می آوریم و برای تنوع سوژه را عوض میکنیم حوصله ی تمرکز بر روی موضوع را علی رغم ابراز علاقه نداریم و فقط میخواهیم آن را داشته باشیم ! این طبع شتابزده و تنوع طلب از ما انسان هایی عصبی کم حوصله و مضطرب ساخته است و نهایتا افسرده جوری که دیگر هیچ چیز بما لذت نمی بخشد !! چنین طبیعتی ما را از کارهایی که نیازمند صبر وتحمل و گام به گام است منزجر وفراری میکند کارهایی مثل کتاب خواندن تحصیل علم هنرهای پر زحمت حتی کارهایی مثل باغبانی و پرداختن به موسیقی های اصیل بیزار و متنفر و بعد فراری میکند ! اما دسته ی دوم لذت ها لذت هایی هستند که آنان را برای تاثیرات عالی و ماندگارش دوست داریم ولی نتایج آن آنی به دست نمی آید باید صبور باشی تا به نتیجه برسیم شما میوه ی یک درخت را نمیتوانید وادار کنید زودتر از طی شدن مراحل رشد بدست آورید یا با سریع ورق زدن کتاب نمیتوانید انتظار داشته باشید همه ی مطالب کتاب را یاد بگیرید باید آرام آرام وبا صبر بخوانید تمرین کنید اشتباه کنید تا نهایتا به صفحه ی آخر برسید !  یا اگر در کلاس زبان شرکت میکنید باید روزها ولحظه ها بیاید و مطالعه کنید تا کلاس را به اتمام برسانید و کامل شوید ! این دسته از لذت ها اگرچه آنی به دست نمی آید ولی لذت هایی هستند بشدت ماندنی و برخلاف لذت های دسته ی اول نه تنها خسته کننده نیست که به دلیل ذات کامل کننده اش بشدت باعث پویایی انسان میشود . از طرفی این لذت ها انسان را صبور و آرام بار می آورد عصبی وعجول نمیکند و باعث میشود انسان یادبگیرد از سختی ها نهراسد و از تکرار شکست ها تجربه کسب کند نه دیوانه شود ! اما شرط لازم برای رسیدن به چنین لذت های عمیقی یک شرط اساسی دارد که شاید به اعتقاد بنده بزرگترین دستور زندگی است و آن اینکه برای اینکه شخصیت مستحکم  و کم اضطرابی داشته باشیم باید خودمان را وادار به کارهایی کنیم که علی رغم میل تنبل مآب و شتابزده ی فطری مان برای ما لذت های عمیق ببار می آورد که نتیجه ای همیشه لذت بخش برای ما دارد.

/ 3 نظر / 34 بازدید
شادي

بسيار عالي بود حرف دل بود

نادی

سلام این ریز شدن شما جایی برای گریز نمیزاره..ممنون ♧♧♧♧

آرزو

سلام استادانه قلم فرسایی میکنید.عالی بود.