درسی از دکتر سروش در باب امید و آرزو !

سلام :

                    بحث بسیار جالبی رو از دکترعبدالکریم سروش گوش میکردم در باب تفاوت امید و آرزو . خیلی خیلی واسم جالب بود همیشه فکر میکردم آرزو چیز جالبی است که توی دلمون داریم و اساسا لابد آدمی بدون آرزو نمیتواند زندگی کند ولی حالا درست ترش اینه که بگم بدون هدف و امید نمیتواند زندگی کند !!  حتی این تصور اشتباه  را چندین بار به اشتباه قبلا نوشته بودم ولی وقتی بحث دکتر سروش را گوش میکردم ( حداقل بیش از شش بار سخنرانی ایشان را توی ماشین گوش کردم و هر بار بیشتر مسئله برایم جالبتر شد ) ایشان از قول حضرت علی ع نقل کرده اند که آرزو سرمایه ی سفیهان است ! ....خب راستش از شما چه پنهان کلی پکر شدم و بهم برخورد و حالمان گرفته شد !  مخصوصا که وقتی باوری را قبول کرده باشی و هی تکرار کرده باشی و برای خودت جا انداخته باشی اصولا خیلی سخت است که باورت را به این راحتی عوض کنی (‌ و این متاسفانه درد همه ی مردم ما ایرانی جماعته !! که دو دستی چسبیدیم به خیلی عقیده ها و یک وجب هم کوتاه نمی آییم و سریع در برابر افکار نو جبهه میگیریم !! )  ...ولی حالا اعتراف میکنم که اشتباه میکردم یا حداقل باید تعریفم رو از آرزو عوض کنم !  تصوراتم از آرزو غلط بود آرزو حتی با خیال هم تفاوت دارد آرزو مثل  جا دادن  دنیا در یک پوست تخم مرغ است !! و باید پذیرفت که آرزو سرمایه ی سفهیان است ! حالا چرا ؟

                     ایشان میگویند آرزو یعنی دنبال چیزهای محال باشیم نه چیزهای سخت !  بلکه دنبال چیزهایی باشیم که حقیقت ندارند ولی دلمان را بهش خوش کنیم  یا دست کم سر خودمان را بجای روبرو شدن با واقعیت و  مشکلات و رفتن و رسیدن به هدف های منطقی و عقلانی به خیالات کاذب و اوهام و خوابهای خوش گرم کنیم ! یعنی به زبان خودمانی اش آب در هاون کوبیدن ! ... این با داشتن هدف های خوب و بلند ولی سخت در زندگی و داشتن آرمان و آرمان خواهی خیلی تفاوت دارد که این مسئله اتفاقا خیلی خیلی هم خوب است ! آرمان خواهی به تعبیر دکتر سروش  حرفی منطقی است یعنی اینکه شما بر اساس عقل و تجربه های شخصی خودتون و دیگران احساس کنید به چیزهایی واقعی نیازمندید حتی ممکن است الان تحقق پیدا نکرده باشه ولی امکانش هست و توان رسیدن به آن را هم در خودتان احساس میکنید و بعد هم یاعلی میگید و دنبال رسیدن بهش حرکت میکنید ! طبعا همه ی ما باید از بین آرزو و آرمان یکی را انتخاب کنیم .  اگر واقعبین باشیم باید در زندگی هدف و آرمان خواهی داشته باشیم چون آرزو بخاطر طبیعت دروغش اساسا توان ما را از بین میبرد و ما را علیل بار می آورد ولی آرمان و هدف های بلند ولو اینکه این آرمان و هدف بزرگ و سخت باشه  تلاش برانگیزه و خیلی انرژی زا  ( مثل رسیدن یک سیاه پوست به ریاست جمهوری آمریکایی که تا همین چند دهه پیش کاملا تبعیض  نژادی بود ولی مارتین لوترکینگ این آرمان را در بین سیاه پوستان جا انداخت !  گرچه ما کلمه ی    Dream  را که وی بکار برد به فارسی آرزو ترجمه کردیم ولی واقع مطلب این است که این یک آرمان بود نه یک رویا ! ) .

                  طبیعتا ما در زندگی فردی و اجتماعی مون  یکی از بزرگترین گرفتاری های امروز مون که باعث بی انگیزگی و خماری و ایضا افسردگی و هرز رفتن شده همین بی هدفیه و نداشتن امید !! حتی دیگه رمق هدفهای کوچک هم نداریم مثل اون وقتها که عشق مون آموختن زبان بود یا خیلی کارهای دیگه و کلی ذوق میکردیم که هدفی داریم و پله پله بالا میرفتیم ولی حالا میل به کارهای راحت الوصول پیدا کردیم و نشستن پای تلویزیون و حرفهای سطحی ! و بقول معروف فرار از کتاب !! .... اینه که احساس میکنم ما شدیدا نیاز به یک سری هدف داریم یا همان آرمان های بلند !

                         کسی که هدفهایی رو برای خودش در نظر نگرفته باشه شدیدا دچار روزمرگی و رخوت میشه و کشوری هم که هدف ها و آرمانهایی رو واقعا و نه بر اساس شعار برای همه ی افرادش و شهروندهاش در نظر نگرفته باشه و مردم رو هم ترغیب به مشارکت نکنه تبدیل به باتلاقی میشه که همه از تعفن به هدفی به جان هم می افتند ! در شکل فردی اش اما قضیه برای ماها خیلی جدیه ! خیلی دارم از خودم میپرسم که هدفهای بعدی ام حقیقتا باید چی باشه ؟ آخه مشکل مملکت ما و اساسا شکل تربیت خانوادگی ما اینطوریه که ماها را برای گرفتن مدرک یا داشتن شغل خاصی و بعد احتمالا تشکیل خانواده ای و این جور چیزها تربیت کردند و میکنند عقل شون دیگه بعد از این چیزها اصولا قد نمیده !  چرا چون خودشون یعنی پدر و مادران ما و جد و آباد ما بیشتر از این عقل شون  تجربه نکرده به همین خاطر هم باور ندارند و تلاشی هم نکردند ! مخصوصا که بقول دکتر سروش تعریف عقل هم یعنی مجموعه ی تجربه هایی که از خودمون و دیگران می اندوزیم ! و وقتی نسلهای قبل ما و خود ما تجربه های تازه ای نکرده باشند خب طبعا عقل شون هم تا نوک بینی شون رو میبینه مثل وقتی که شما تصمیم میگیرد کاری رو بکنید که تا حالا کسی از امثال اونها نکرده مثلا اگه بخواهید مشهد برید همه به به میکنند ولی اگه بگید میخواهید برید جزایر هونولولو موجی از خشم و اعتراض و اینکه بابا مگه دیوانه شدی شما را در ایکی ثانیه می بلعد ! ... و این تفاوت ما با دیگرانه که اونها شجاعت تجربه های جدید رو بخودشون میدهند تا عقل شون زیادتر بشه و طبعا به دنبال اهداف و آرمانهای بزرگ میروند ولو با هزاران مشکل روبرو بشن ولی ما مثل این عربهای شیخ نشین که یکی شون به دایی بنده توی آمریکا گفته بود : شما مگه خل شدین که اومدین اینجا درس بخونید و جون بکنید ؟؟؟ خب شما هم برید به باباتون بگید از چاه نفت اش یک کم نفت بفروشه برید حالش رو ببرید !!  بذارید این آمریکایی ها باشند که جون بکنند درس بخونند !! .... و بعدش هم ایشون میرفتند لاس وگاس هم برای لاس و هم برای قمار .... و این تنها هنر این شازده بود ! .... ملاحظه میکنید همت آدمها چقدر با هم فرق داره !! ولی بنده شخصا اعتقاد دارم آرزو با خیال فرق داره چرا که خیال پیش زمینه ی خیلی از هدفها و حقیقتهاست بقول معروف هرچیزی که در دنیای خیال ما آفریده میشه میتواند تحقق هم بپذیرد و حتی انگیزه ی خیلی از کارهای بزرگ باشه مثل شعر مثل هنر مثل حتی دستاوردهای علمی و فنی ولی این با آرزوهای بی منطق و صرفا ناشی از تنبلی و علیل شدن مخ خب خیلی خیلی فرق فکوله !!  این بود تفسیر بعد از خبر ما !! ... فتعقلوا یا اولوالالباب !

/ 10 نظر / 59 بازدید
سپیده(خدایی تازه می خواهم)

اومدم فقط سلام بدم به رسم بزرگتری و ادب دیگه کامنت نمیذارم چون نمیدونم کدوم طرفی هستین.خطناکه نه؟!!! دوستی برام نوشت: یکی به فلسفه پر زدن می اندیشد / عمو جواد و حسن جوجه میزنند به سیخ / و من نوشتم: هنوز هم ندانه ایم * زما چه می خواهند/ یکی به نعل می زنند و یکی دگر به میخ/ که حکایت شماست دیگه! هم جوجه به سیخ می زنید و هم معلوم نیست کدوم وری هستین.یه دفه اسمتون رو بذارین عمو جواد یا حسن!!!!! از این رو تحریم می شین و از این به بعد فقط یه سلام اونم به رسم بزرگی بیش از 40 کیلو براتون میذارم. * ندا نه ایم : نمیدانیم و ایضا در برابرشان دانه ای هم نیستیم.[چشمک] خدای تازه ام ارزانی من / شما با کهنگی هاتان بمانید / همیشه نو شود زیب یا حق

سپیده(خدایی تازه می خواهم)

ببخشین دی سی شدم نمیدونم چی شد که شعر فی البداهه من نصفه اومد: خدای تازه ام ارزانی من / شما با کهنگی هاتان بمانید که او عشق و شما دنبال یارید / کنار ساحل و تشنه دلانید! چه ساده نو شود تقویم عشقم / نمیدانید و هرگز هم ندانید! منظورمم با کسی نیست دکتر جنگ تموم شد جهبه هم تعطیل[زبان]

تنها

[نیشخند][نیشخند] سلام دوست عزیز ... واقعا چرا تا حالا به این مسئله فکر نکرده بودم ؟! همیشه فکر میکردم امید اسم یه آقاست ! آرزو هم اسم یه خانوم ! همین باشه از حالا به بعد سعی میکنم فقط به امید فکر کنم کمی صبر کن این بحث جیز جیگر زده ی انتخابات تمومم بشه ببینیم چه بلایی سرمون میاد [نگران] اگه نتیجه همونی بشه که از حالا مشخصه اون موقع دیگه وقت نداریم حتی به مذکر مونث بودن موضوع هم فکر کنیم. ژرفا را میگذاریم برای بعد برای آن روز که شاید آسمانمان با باران خویش بشوید همه ی نحوست ها [رویا]

merikhi

نفوس بد نزن خواهشا(پست قبلي)

فريبا

سلام رضا جان. جالب بود مثل هميشه. و من در كنار گفته هات فكر می كنم وقتي انسان در راه حقيقی خودش قرار می گيره با هدف فاصله ای نداره تا بهش برسه يا نه؛ بلكه هر لحظه هدفه، هدفی كه فرد، در درونش قرار داره و ازش لذت می بره، انرژی می گيره و قدم بعدی از درون همين لحظه برداشته می شه، به شكل خيلی طبيعی. پروفسور مغز و اعصابی سخنرانی داشت و نكته ی جالبی رو اشاره می كرد و اونهم اينكه هرگز به چيزهايی كه علاقه نداريم نپردازيم، آدمهای مزاحم رو نزديك نشيم. يادگيري مغز همونطور كه خودت می دونی در چيزهايی كه علاقمند نيستيم، بازدهی خوبی نداره و فيلتر می كنه و برعكس به آن چيزهايی كه علاقمنديم با سرعت عمل می كنه. برای خوب بودن حالمون لازمه كه هر رووووز هوشهای مختلفمون ( هوش رياضی، موزيك،زبان و تحرك بدن، احساسی،اجتماعی ، لذت بردن از تنهايی و با خود بودن، لذت بردن از طبيعت ) رو تقويت كنيم يعنی به عبارتی تمرين بدنی، احساسی و عاطفی، مغزی و عقلی، تغذيه؛ مثل مسواك زدن هميشگی بايد بشه. و به نظر من به همين دليل هم هست كه در رابطه های اشتباه رشد فردی و اجتماعی سير منفی داره مخصوصا در ازدواجها و همچنين دوستی ها و بهترين رشد هميشه در

فريبا

هميشه در بهترين رابطه ها يا مكانهايی كه جايگاه خودمان بوده اتفاق افتاده پس بايد روی اين مسئله توجه بيشتری داشت

فريبا

در كنار تمرينهای مختلف تمرينهای عرفانی كه ما رو از درون با خودمون مواجه می كنه هم كمك كننده است ببخش كه خيلی معلم بازی درآوردم.[زبان][پلک][گاوچران] خلاصه همه ی ايرانی هايی كه سياست ايران و همين رای دادن يا رای ندادن مسئله اين است رو دنبال می كنن تمرين سنگين مغزی انجام می دن

فريبا

سلام. رضا جان اون انگشت شكلكه كلاهو بالا می كشه نه برای حماسس نه هيچ چيز ديگه. [لبخند]

زمانیان

سلام دکتر جان امام علی در نهج البلاغه چنین فرموده اند: آرزو سرمایه ی سفیهان است. و اتفاقا یکی از مصیبت هایی که ما مردم ایران با دست و پنجه نرم می کنیم همان آرزو اندیشی رهبران کشور است. کسی که به جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان فکر می کند - آن کس که به مدیریت جهان می اندیشد و ... به واقع آرزوهایی را در سر می پروراند. و آرزو سرمایه ی سفیهان است. آرزواندیشی های بی پایان کشور را به پرتگاه نیستی کشانده است. محو امپریالیسم و برپایی عدالت جهانی از همین دسن ارزوها است. آرزو تخیل کودکانه ای است شیرین که آدمی را از واقعیت باز می داردو رابطه آدمی را با مسائلش قطع می کند. آرزو اندیشی - خواب شیرین است که به نتیجه ی تلخ منجر می شود. در آرزو اندیشی مرز بین واقعیت و تخیل از بین می رود. شاید باورتان نشود - وقتی احمدی نژاد خود را برای مدیریت جهانی آماده می کند و یا وقتی از هاله ی نور سخن می گوید - او دروغ نمی گوید. بلکه تنها مشکل او در هم شدگی و تداخل تخیل و آرزو و واقعیت است . و این البته یک بیماری روان شناختی است. او باید طبابت شود و نه چیز دیگر. اما مسئله ی ما این است که سرنوشت همه ی ما به دست همین آرزو اندیشانی است

ادامه اما مسئله ی ما این است که سرنوشت همه ی ما به دست همین آرزو اندیشانی است که چون از پس مصایب و مشکلات برنمی آیند به تخیل و آرزو پناه برده اند. خداوند ما را از دست آرزو اندیشان تخیل پرور نجات دهد.