سلام : 

        همیشه از مسافرت میترسم بیشتر بخاطر اینکه هر سفری خودبخود تعادل حس و حالم را بهم میزند . به تجربه به این حقیقیت رسیده ام که آرامش نسبی ما آدمها بشدت وابسته به حس و حال آدم دارد و این تعادل حاصل برخوردهای طولانی ما با استرس ها و سختی های گوناگونی است که بی امان پی در پی برای ما میرسد و آموخته میشویم چگونه باشیم اما سفر این تعادل را برهم میزند.

/ 5 نظر / 21 بازدید
غریبه

زیاد موافق نیستم.وقتی ادم غمگینه یا یه مشکل داره یا هرچیزی اولین چیزی که بهش معرفی میکنن یه سفر هست.دقیقا نفهمیدم اما میدونم سفر خیلی خوبه

زهره

سلام .شما بسیار زیبا مینویسید خوشحالم که به طور تصادفی با سایت شما آشنا شدم..عالیه../من هم در سفر استرس دارم..دارم مطالب قبلی شما رو با آرامش میخونم...سپاس سپاس

نادی

سلام اگه به من نخندی منم از جاده میترسم و همین باعث میشه به سختی تن به سفر بدهم با اینکه در طول سفر حالم بهتر میشه اما این ترس برای دفعات بعد باز تکرار میشه... ممنونم که جسارت اعترافم دادی..

شادي

دكتر حس ميكنم ديگر وقتي براي ترسها نيست بايد تا شقايق هست با حس خوب زندگي كرد

آرزو

سفر بستگی به همراهی همدل و همدرک داره که لذت بخش باشه یا نه.اما کلا انسان در برابر تغببر مقاومت میکنه.سفر هم یجور تغببر از یکنواخت بودن زندگیست. زیبا بود