سلام :      

در آن حالی که حالم بازجویی
محالی را میسر می توان کرد

جهان شش جهت را گر دری نیست
چو در دل آمدی، در می توان کرد

...

از آن جرعه که از دریای فضل است
بهشت و حور و کوثر می توان کرد

وگر در راه تو نامحرمانند
تو را از جام چادر می توان کرد...

مولانا جلال الدین، دیوان شمس تبریزی، غزل شماره 660

        

          عشق تجلی خداوند است بقول دکتر سروش  عشق همچون خداست . اگر هر پدیده ای آنچنان که ابن عربی گفته است یک تجلی از تجلیات اسم یا صفات خداوند باشد عشق البته در این حالت مقامی شگفت دارد گویی عشق تجلی خلاقیت یا خالقیت خداوند است که کیمیاگر هستی است این است که هر محالی را ممکن و میسر میکند اما نکته ی ظریف تر آنکه بسیاری آنچنان غرق عشق میشوند که فراموش میکنند معشوق خویش را در پس این تجلی نهان کرده است تا لطافت و زیبایی اش را نبینیم چرا که عشق دست پخت اوست و چگونه میشود چنین خوراک لطیفی آشپز لطیف تر و شگفت تری نداشته باشد ؟

/ 2 نظر / 56 بازدید
سارا

زیبا بود مثل همیشه. مدتی بود بخاطر برنامه هایی که داشتم و خدارو شکر در آنها موفق شدم فرصت نمیکردم زیاد به اینترنت سر بزنم. امروز آمدم، خواندم و لذت بردم. من هنوز دنبال تصور خدا هستم و هر روز و هر شب معادلات ذهنی ام بهم میخوره و دوباره شکل میگیره!!!! تا روزی دیگه و شکلی دیگه!

یک خواننده

اگرعالم همه پرخارباشد دل عاشق همه گلزارباشد همه غمگین شوند وجان عاشق لطیف وخرم وعیارباشد وگرتنهاست عاشق نیست تنها که بامعشوق پنهان یارباشد مولانا جلال الدین ،دیوان شمس ،غزل 662