گفتاری در باره ی بسته شدن درهای کشف !

سلام :

                 امام محمد غزالی رساله ی کوچکی دارد بنام  کشف و تبیین انگیزه های غرور در انسان که گرچه رساله ی کوچکی است اما به واقع بسیار پر بار و قابل تامل است .  موضوع کتاب توجه انسان به زمینه های ناپیدای غرور است که در مواردی که ذکر میکند با ظرافت عیبهای رفتاری و پنداری انسانها را در هر مقام و موقعیتی به زیبایی تشریح میکند . عنوان کتاب نیز جالب است - کشف انگیزه های غرور در انسان - که گویای این نکته است که امام محمد غزالی از پیشگامان این پدیده ی مهم در زندگی یعنی کشف بوده است و در تمامی آثارش کشف هر آنچه مفید برای زندگی و تفکر و ذوق انسان است را البته با نهایت احتیاط ذکر کرده است . به واقع هریک از ما نیازمند کشف نکته هایی هستیم که در زندگی ظاهری به راحتی دیده نمیشوند اما اگر اهل تامل باشید مانند جویندگان طلا که خروارها شن و ماسه را میجویند تا به گوهری برسند رفته رفته به نکات خیلی ظریف و زیبایی دست پیدا میکنیم که البته باید تشنه باشید تا به دل شما راه پیدا کند و لازمه ی تشنگی عدم وجود غرور و خود بزرگ بینی است ! و الا کسی که خود را سیراب و بی نیاز احساس کند هیچ تکانی نخواهد خورد و راههای کشف بر او بسته خواهد ماند !‌  گفتم که امام محمد غزالی با احتیاط بسیار حرفهایش را بیان میکند و در زندگی عملی نیز چنین رویه ای داشت یعنی زندگی همراه با احتیاط ! یعنی بر خلاف دوران اول عمرش که به دنبال شهرت و کسب اعتبار در مجامع علمی بود از هنگامی که خودش را و زندگی عرفانی را شناخت دیگر گرد شهرت و قدرت علمی نگشت و آنقدر در این امر احتیاط مینمود که کتابهایش از جمله احیای علوم الدین دارای ادبیاتی بسیار همراه با خوف و خشیت است بسیار حس بیم و امید میدهد بر خلاف ادبیات مولانا که سراسر ذوقی و وجد و شادی در آن موج میزند . اما حقیقت آن است که غزالی اهل ورع و زهد عارفانه بود و مانند سنت آگوستین بوی خوف و ترس از خدا و احتیاط برای آلوده نشدن به خود بزرگ بینی و عجب مانع از آن میشود که بیان حقایقی که کشف میکند را مانند مولانا در فضای بی خودی عرضه کند .

               خب شاید به این دلیل که رهایی و بیخودی مولانا شرایط خاصی دارد که کمتر کسی چون مولانا جلال الدین بتواند در عین بیخودی مهار تار و پود اندیشه و روح و جانش را در همه ی لحظات وجد در اختیار خود بگیرد که دچار خود بزرگ بینی یا بلای شهرت زدگی نگردد و در ضمن از بخارات مسموم ریاکاری برای محبوب شدن در نزد عامه ی مردم خویشتن را در امان نگهدارد . به همین سبب رساله ی غزالی یکی از پرمایه ترین کتابهایی است که با الهام از آیات قرآن که ذکر میکند گمراه ترین انسان ها آنانی هستند که عمری به را کارهایی مشغولند و به گمان خود دارند درست زندگی میکنند و درست رفتار میکنند اما اینطور نیست و چه بسا در اثر بلای غرور - ریاکاری - خود بزرگ بینی و عجب هر چه رشته اند پنبه شود ! این بود که کسانی مثل غزالی بشدت از اینکه در میان خیل طرفداران و مریدان در اثر تشویق ها و تحسین ها خود را ببازد و برای لحظه ای مغرور شود بر خود می لرزید چرا که این بزرگان نیک میدانستند درهای کشف و رسیدن به حقیقت با توجه با دیگران و انتظار تشویق و تحسین از دیگران داشتن به راحتی بسته میشود و در اثر کبر و غرور انسان به موجود حقیری تبدیل میشود که قلب اش و عقل اش در خیلی از مواقع زندگی اش قفل میشود و افسرده و نگران اش میکند .  

/ 0 نظر / 24 بازدید