تعریضی بر یک نوشتار .........

سلام بر استاد عزیز و نکته سنج جناب زمانیان ...

                         در راستای نوشتار قابل تامل حضرتعالی در باب اینکه چرا اینقدر مردم در یک نظام توتالیتر و بعبارتی تمامیت خواه تحت نظر و کنترل هستند (‌ مثل رمان یا فیلم مشهور جرج ارول یعنی ١٩٨۴ )  عرض کنم که به نظر میرسد که در هر حکومت توتالیتر امر نظارت بر همه ی امور شخصی و جمعی که با اینهمه شدت و حدت اعمال میشود  شدیدا  بر باورهای ایدئولوژیک استوار است و برای آحاد ملت این نظارت و کنترل شدید به مثابه یک ضرورت ایدئولوژیک  به همین شکل تعریف و تشویق میشود -  حتی مردم بینوا را در اطاعت کورکورانه و ترغیب به کنترل یکدیگر بشدت تهییج میکنند با این تصور که گمان کنند دارند به نظام خدمت میکنند و نامش را میگذارند عمل به تکلیف ! . 

                        طبعا هویت - علائق و اراده و ارتباطات  فردی  از اولین قربانیان چنین سیستمهایی است مخصوصا وقتی در چنین نظامهایی پای خدا هم در میان باشد  که در این صورت مشکل مضاعف خواهد شد ( مخصوصا که حالا  قرار است همه چیزمان مضاعف باشد ! ) یعنی سرمداران با شدت بر حق نظارت و  دخالت خود در دخالت در هر مسئله ای می افزایند و این حق را تفویض امر از جانب خدا می پندارند -  این یعنی چراغ سبزی بر اعمال قدرت بی حد و حصر  نظارت نظام بر هر فردی همچنین چنین حاکمیت هایی از حق انحصاری هرگونه دخالت بر روابط و باورها و ارزشگذاری های ایدئولوژیک بهره مند اند . در چنین سیستم هایی افراد هویت مستقلی نمیتوانند داشته باشند چرا که منجر به طرح ایده های تازه و از همه بدتر امکان مخالفت با مبانی نظام بیشتر میشود در حالیکه به زعم نظام   ملت باید در هر حالی در خدمت اهداف نظام باشند و بس.  این است که شالوده و طراحی چنین نظامهایی بر نظارت و دخالت گسترده و دقیق امنیتی و پلیسی و جاسوسی  حتی بر خصوصی ترین ارتباطات فردی ریخته شده است .  به باور چنین نظامهایی  هر فرد جامعه تنها جزئی از اجزائ قابل حذف شدن نظام است که تنها با یک شماره یا رقم که هویتی ندارد شناخته میشود که شخصیت و عملکردش از دید نظام به هیچ وجهی قابل اعتماد نیست ! به همین مناسبت از دید نظام  نحوه ی زندگی - رفتارها - علائق و اهداف و باورهای شخصی اش تا جایی امکان بقا دارد که در پای اهداف این نظام قربانی شود . حتی وقتی سخن از رفتارهای به ظاهر با نیت های  به ظاهر مقدس نظیر فدا شدن در راه آرمانهای نظام یا معلول شدن و ...در میان است آنچه عملا روی میدهد حذف شدن عده ای از افرادی است که خود را ندانسته یا دانسته بعنوان مصالح  بنا و بقای چنین نظامی فدا کرده اند تا عده ی دیگری که مانند خودشان هستند و خود را همواره مدعی داشتن حقوقی بالاتر از دیگران میدانند بر مسند امور و  در راس نظام باقی بمانند و در راه  ادامه ی انحصار قدرت  نظارت و کنترل نامحدودتری را بر رعایای فاقد قدرت اعمال کنند .

/ 3 نظر / 7 بازدید
مجید

درود وبلاگ زیبایی دارید نویسا و پاینده باشید

مجید

درود متشکر از بذل توجه تان. کتاب خانم محبی را قرار است که نمایشگاه کتاب رونمایی کنند. وبلاگ ایشان در این باره مختصری توضیح داده است. همواره نویسا و پاینده باشید

زمانیان

از نظر لطف شما سپاسگزارم