دین امروز ما نیاز به جراحی دارد ! ......

سلام :

       امروز باز نمایش قدرت موج سبز برپا شد و همه ی رویای حاکمیت که با توجه به پروژه ی پخش اعترافات و بعد حذف مراسم شب قدر و تعیین دولت فرمایشی و جالبتر اینکه با وجود افشای فاجعه ی کهریزک و پیگیری کروبی و موسوی و خاتمی و رسوایی های بعد از اون (‌ آقا رو که نیست اینها دارند سنگ پای قزوینه !! خیلی راحت مثل آب خوردن انکار میکنند و دروغ میگن ! ) و خلاصه کلی تبلیغات صدا و سیمای ولایت فقیه با اون خبر هشت و سی که نمونه ی کاملی از رذالت و شانتاژ خبره حسابی تلاش کردند مردم رو نا امید کنند و خود ما هم که خسته از تاخیر اعتراضات بودیم و بعضا نا امید از ادامه ی راه  ...این بود که  این حضرات تمام سعی شون  در نشان دادن فضایی آرام و گل و بلبل کردند و اینکه بقول معروف بخودشون بگن : بعله دیگه مردم رو ساکت کردیم و دیگه جنبش سبز رفت تو قوطی ! ولی تکبیر ! کور خوندند  با وجودی که اینها سعی داشتند پیش از آغاز دانشگاهها با عجله و شتابزده مسئله ی روز قدس را دوباره تایید انتخابات و رهبری نشان دهند شکست خورد ! به همین سادگی و به همین خوشمزگی !... امروز ایران باز هم شلوغ بود و موج سبزی ها غوغا کردند ! اینقدر افسوس میخورم که نتونستم برم ...

                                                 ************

                 ماه رمضان هم داره تمام میشه ولی من هیچ لذتی ازش نبردم ! دروغ چرا تا قبر آآآ ... دارم به خیلی از چیزها شک میکنم !  شک میکنم پس من نیستم !! رنه رضا !!‌.........اینقدر سوالات جور واجوری ذهنم رو پر کرده که حسابی قاطی ام !  آیا دین بدون روحانیت  میشه ؟ چرا باید دین رو همیشه با روحانیت تصور کنیم ؟   خب و امادر این قسمت از برنامه شما هنوز خدا وکیلی به خیلی چیزهای مذهبی تون مثل قبل باور دارید چشمک؟  نترسید به کسی نمیگم .... قول قول  مطمئن باشید اگه واسه گزینش اومدند میگم شما تو اوج ذوب ولایتید و تازه نقطه ذوب تون هم بالاتر از شیش هزاره بلکمم بیشتر تر !

                   در همین راستا ..دیشب داشتم با دوستم محمد که استاد دانشگاهه و داشت واسم از دستورات توبیخی و کنترلی حکومت برای دانشگاهها و جلسات توجیهی اساتید حرف میزد بحث میکردیم !  بهش گفتم : من این روزها حال خوشی ندارم بقول محسن چاووشی .... آخه این چه حسیه ؟ فکر میکنم خیانته ! .... گوشی رو بردار ... نه این قسمت اش رو شطرنجی بخونید ! بد آموزی داره ! ... بگذریم محمد از من می پرسه تو هم مثل من شدی ؟ بهش میگم : آره ! میدونی من اینروزها به خدا و دین هنوز نیاز دارم نه بخاطر سیاست زدگی ازش سیر شدم و نه بخاطر سیاست زدگی بهش رو آوردم !‌ نه من همه جور زندگی داشتم زندگی مادی که همه اش دنبال پول باشی و حرص و طمع های بعدش ... زندگی خوشگذرونی و لهو و لعب داشتم و بی قیدی اونهم به شکلی که خودم رو کامل رها کردم از هر حس سرزنش و گناهی و میخواستم بقول میلان کوندرا مزمزه کنم اونهم بدون اینکه یک حس مذهبی رو در پشت سرم خودم داشته باشم هر چیزی رو تجربه کنم !‌ میدونی به نظر من این خیلی مهمه که توی یک فضای کاملا آزاد و در خلاء هر چیزی رو تجربه کنی تا بعد راجع بهش قضاوت کنی و ببینی به دردت میخوره یا نه ؟ و الا اگه انجام کاری یا تجربه ای صرفا بخاطر ترس از خدا باش یا طمع در چیزهایی که خدا بهت وعده داده خب اولا شهامت ات رو از دست میدی و ثانیا چشمات بسته است فقط حس شیطنت ات هست که داره تو رو جلو میبره ! و ثالثا اینکه این وسط اصلا چیزی بنام خدا عملا واسه ات مطرح نیست و دنبالش نیستی فقط با نوعی هوس بازی و دین وصله پینه داری  زندگی میکنی منظورم اینه که روز گناه میکنی و باورهات رو پاره میکنی و بعد  شب با توبه های الکی وصله اش میکنی  (‌ البته در مورد شب و روزش انتخاب با شماست ! هدف ما رضایت شماست !! ) ولی من اول از همه خدا رو حذف کردم تا در محیطی مطلقا خودم باشم که تصمیم میگیره چیکار کنه ؟ و از کاری که میکنه حال میکنه یا نه ؟ نتیجه ای به درد بخوری واسه اش به دست میاد یا نه ؟ این بود که خیلی بی قید شدم و بعدها فهمیدم از بین تجربه های مختلف خب واقعا حس تجربه ی داشتن باور به خدا و مذهب تجربه ی آرام بخشیه ! توی دلت خوشحالی که اگه توی اون فضای بی قید و بی در و پیکر هر چیزی مباحه و چیزی بنام اخلاقیات یا ارزشهای انسانی خیلی وقتها مطرح نیست یا اگه باشه واسه ویترینه ولی توی فضای مذهبی انگار رفتی زیر سایه ی چتری که احساس میکنی دروغ و ریاکاری و فسادی در اون نیست و در واقع مثل یک حرم امن میمونه که توش راحتی !  البته بماند که اینروزها اون چتر هم دیگه واسه ما سوراخ سوراخ شده و اون حرم امن بخاطر دولتی شدن دین از هم پاشیده و احساس نا امنی و عدم اطمینان دوباره در ما شکل گرفته ولی اعتقاد دارم دین امروزی ما نیاز به یک جراحی وسیع داره تا سره را از ناسره جدا کنیم مخصوصا از وقتی طبقه ی روحانی متولی دین شد و واسه خودش حق امتیاز برداشت و فروش رو منظور کرد باید حسابی دین رو تصفیه کنیم تا اون گوهر اولیه اش رو بدست بیاریم ! اساسا هنر این دار و دسته این بوده که اینقدر گوهر دین رو با هزاران خرافات و آداب و ادا و اطوار پیچیده و دست نیافتی اش کردند که دین خود دین یا پیغمبر رو شما دیگه حرفی ازش نمیشنوید بیشتر ولایت فقیه و رهبر و بس ! بقیه هم طفیلی اند مثل همون قرآنهای قدیم که لای هزارتا ملافه و مخمل و پارچه می پیچیدند که خود قرآن دیگه پیداش نبود و دیگه جرات نمیکردیم لای اون رو باز کنیم یا همین حرم امام رضا یا امام حسین که قدیما اینقدر ساده و راحت الوصول بود ولی حالا از وقتی اینا اومدند اینقدر رواق و صحن و میدان ساختند و بزرگنمایی های الکی راه انداختند که دیگه ملت خود ضریح رو نمیتونند ببییند عینا همین بلا رو سر دین آورند ... واسه همین هم باید دوباره از نو دین رو جراحی اش کنیم و متون دینی رو از نو بخونیم و خیلی خرافاتی رو که اینها توی ذهن ما نشاندند پاک کنیم تا دوباره به اون حریم آرامش برسیم .

    

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده(خدایی تازه میخواهم)

سلام دکتر گرامی سلام دوستان حرفهای تنهایی و کامنت گزاران با ایمان عید همگی مبارکا بادا!!! امسال چه شود ...دو تا دو تا عید داریم[نیشخند] خدا این شش ماه باقی مونده شمسی خانوم رو به خیر کنه! راسی راسی دیدین چه شلم شوربایی شده!!! یکی ماه رو نمی بینه یکی هم ماه بشه گلم می بینه خوبشم می بینه بر عکس هر سال هم سر ساعت و به موقع می بینه(جووونم علی جون) بجز اون یکی هفت تای دیگه هم ندیدن - میگه مشکل خودشونه خواستن ببینن - تو نماز امروز هم گفته من یه چشم پزشک خوب می شناسم خواستن بگن بفرستمش یه سر بره قم!!- !! منم که دم به دقیقه میرم جلو آینه ماه رو می بینم چه ماهی[زبان] خب از قرار معلوم عیدتین مبارکتین!!! ببخشین که زبان عربی رو از بیخ عربم [نیشخند] ناهید جان شما هم زیا قصه نخور د خترم !!! بالاخره دردیه که همه باید از سر بگذرونیم این شتره دیر و زود داره اما سوخت رو نمی دونم بذار شاید چاوز تکلیفمون رو روشن کنه! خدا به همه صبر جمیل و یه چیزایی جزیل عنایت بفرماید انشالله برای شادی روحشون تکبیر

زمانیان

سلام دکتر عزیز. می بینم می خواهی تیغ جراحی تون رو بردارید و اسلام رو جراحی کنید. گیریم که چنین باشه. متخصص بی هوشی هم که می خواهید. کادر اتاق عمل چطور؟ اینا رو از کجا میارید؟ کدوم بیمارستان؟ هیچ جا راهتون نمی دند. جراحی هم خشونت و خونریزی و این جور چیزا رو داره. شما هم که دل نازک. تیغ و جراحی خیلی ها رو می ترسونه. طرح دیگری باید ریخت. مثلا بگویم دین به پالایش نیاز داره. بعد پالایشگاه بزنیم . سر درش هم می زنیم پالایشگاه نفت. هیچ کس هم حساس نمی شه.طرح سوم هم می تونه به اسم تصفیه ی دین مطرح بشه. تصفیه خانه هم حساسیت برنداز نیست. مثلا تصفیه ی آب و... شریعتی به پالایشگاه معتقد بود. پالایش منابع فرهنگی. روزه ی امسال همه مون رو خدا قبول کرد. سند ش هم همینه که امسال دو تا عید داشتیم. با اون دوتایی که ( خانم سپیده ) تو آیینه دیدند میشه چهار تا عید. خب چی ازین بهتر.

fardaa

دی بر سر گور ذله غارت گردم مر پاکان را جنب زیارت کردم شکرانه‌ی آنکه روزه خوردم رمضان در عید نماز بی طهارت کردم ابوسعید ابوالخیر » رباعیات

fardaa

با عشق ونفرت به روزم[لبخند]

ر . م . مبهوت

سلام سوال جالبی بود آیا دین بدون روحانیت میشه البته که میشه و تنها راهه یعنی دین فقط زمانی واقعی و درست و درب معرفت میشه که همه چی کنار میره و فقط خودتی با خودت ( نه با خدا چون بقول دوست مشترکمون باید خدائی تازه پیدا کنی ) اونم تو خودت و خوشحالی بیشتر اینکه به همه چیز شک کردی باید شک کنی خراب کنی خراب بشی تا بتونی از نو بسازی بهتر و پایدارتر یه شعر داشتم که بعدا کامل اون رو تو وبلاگ میزارم علی الحساب سه بیتش اینه دلاراما دلـم پر اضطراب است از نـگاه همچو خورشيدت بخاك افتاده و پر التهاب است اين خراب از روي مهشيدت جلوست در ميان تختگاه قـــطره هاي اشك من پيداست چو مَـه پيــــدائي اي زيباترين با اين همه دنياي تمهيدت نگارا سيــل اشــكي بُرده دنياي پر احســـاس خيـالم را جهـــاني نو بســاز اينــجا در اين ويرانه با معمار اميدت امیدوارم همه ما به اضطراب برسیم و چشممون به نگاه خورشیدوش درونمون روشن بشه در مورد کلمه اضطراب فکر کنید و نظرتون رو بفرمائید

Fariba

salam من اسلام رو به خاطر برخي از مسلمانان فرهيخته ای كه در عمرم ديدم، بعضي نكته های علی و حظهايی كه در زمان مسلمانی از گاه به گاه نمازی كه می خواندم از جمله آن چند بار نيمه شبش و دعاهای امام سجاد و اذان موذن زاده و ربنای شجريان و خاطرات عارفانه ای كه از كودكی در مكانهای مذهبی داشته ام خط مطلق نمی كشم وگرنه گاهی دلم می خواد [متفکر] [نیشخند] در آيات قران پره از تناقض و خدای اسلام دو چهره داره. مهربان و غضبناك. برای همين هم بن لادن از توش بيرون مياد به استناد همون آيات و هم انسان ماهی چون عبدالعلی بازرگان و پدرش. عارفان از نظر ديدگاه شخصی من بزرگتر از پيامبرانند چون كمك می كنند هر كس بالهای پروازش رو كشف كنه و آسمان بی انتها رو تجربه كنه اما بيشتر پيامبران دست و پای انسان رو به كتاب و فاميل و اقوام و خودشون گره زدند مخصوصا محمد.

Fariba

سلام بچه ها. اگه بدونين يكشنبه چه خبر بود در استكهلم. تراژدی و كمدی توامان. حاميان احمدی نژاد در روز قدس سخنرانی داشتند در ميدان سرگل استكهلم و ايرانيان با وجود حصار آهنينی كه از ماشين پليس ساخته شده بود چقدر هووووووووو كردند و تخم مرغ زدند و ... كه الان می خندم اما هم عصبانی بودم و هم متاسف. چون سخنرانان احمدی نژادی بودند؛ نه شنونده هاشون. اونها برای اعتراض به اسرائيل آمده بودند؟؟!! هنوز خودم نتونستم تحليل كاملی داشته باشم اونقدر شكلكهای جنسی معدودی از هر دو گروه برای هم فرستادن!!! كه نگو!!! اونها چهل، پنجاه تا بودن گوشه ی ميدون و ايرانيان خيلی... دورتادور ميدان. پله های اونطرف مختص اونا و پله های اينطرف مختص ما. در وبلاگم مطلبی گذاشتم در اين مورد

سپیده(خدایی تازه میخواهم)

سلام شب قبلش دیده بود یا هر شب یه ماه...آخ که چه اقماری می بینه این آقا...[زبان] دم آقا گرم ...نمیدونم چرا یاد یه صحنه از فیلم مبتذلی افتادم !!! مرحوم فروهر و خانم گوگوش و شب مهتابی و بساط وافور و خلاصه ماه رو میشد دید و فطر اعلام کرد. خسته نباشی از روزه داری استاد.

fariba

salam اعتراض به ورود احمدی نژاد به نيويورک با بيلبوردهای اطلاع رسانی نقض حقوق بشر http://photos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs236.snc1/8332_138510709453_45061919453_2380288_5669549_n.jpg

Farda

یه عزیزی میگفت توی کلاس زبان انگلیسی به معلممون گفتم باراک اوباما مسلمون و شیعه هستش معلم با همون تعصب انگلیسی و کاتولیکش گفت " نه این چه حرفیه ؟ او مسیحیه " گفتم ولی از نظر ما مسلمونا او مسلمون و شیعه . چون پدرش مسلمونه!!!" میگه خانم معلم داشت از تعجب شاخ در میاوورد که دین پدر چه ربطی به فرزندش داره ؟!! گفتم باید بیای ایران زندگی کنی تا ربطش رو بفهمی تو کشور دمکراتیکی مثه کانادا نمیتونم ربطش رو حالیت کنم [چشمک] راستی اگه پدرامون مسلمون نبودند و ما میخواستیم مسلمون بشیم دینمون رو کاملتر و بهتر درک میکردیم یا حالا که دینمون هم مثه نام خانوادگیمون و بقیه چیزامون از پدر به ارث میرسه و مادرمون هم که مثه همیشه هویجه.اصلا اون ضعیفه رو چی به این حرفای مردونه![نیشخند][چشمک][چشمک]