ای برادر تو همه اندیشه ای - قسمت پنجم ... مقام صبر

سلام :

               ما آدمها بطور معمول خیلی دیر یاد میگیریم که با اندیشه زندگی کنیم بلکه بیشتر با عواطف و هیجانات یا هوس های آنی است که با زندگی برخورد میکنیم شاید به این دلیل که همیشه از همان بچه گی یاد میگیریم هرچه را می طلبیم خیلی زود و فوری آماده شود و اگر نبود بی تاب میشویم حتی وقتی گرسنه هستیم تحمل اینکه غذایی تا آخر پخته شود تا آماده ی خوردن شود نداریم و نمیتوانیم صبر کنیم تازه هرچه دعوت به صبر میشویم بی قرارتر میشویم چرا که طبع عادی ما انسانها عموما از فکر کردن و اندیشیدن گریزان است چرا که اندیشیدن مستلزم صبر است و انسان طبیعتی عجول و بی تحمل دارد . پس برای رسیدن به بلوغ فکری و اندیشیدن نیاز اولیه صبر و استقامت است ! همچنانکه در قرآن نیز به آن سفارش شده که (‌ واستعینوا بالصبر و والصلوه فانها لکبیره الا علی الخاشعین ) در سختی ها و دشواری ها از صبر و نماز کمک بگیرید گرچه این کار برای انسان خیلی بزرگ و سخت است مگر برای کسانی که اهل خشوع اند یعنی اهل تواضع ! یعنی انسان تا یاد نگیرد که به مقام صبر برسد نمیتواند بیاموزد ( در این باره داستان حضرت خضر و موسی در سوره ی کهف از آیه  65  تا آیه ی 82 در قرآن مسئله ی ارتباط علم و صبر به زیبایی و روشنی ذکر شده است و طبعا تا نیاموزد به مقام صبر برسد قابلیت آموختن هیچ دانش و آگاهی ای را پیدا نمیکند !! در این آیاتی که اشاره شد در باره ی حضرت خضر آمده است که او از بندگان خاص ما بود که ما به او رحمت مخصوصی را از نزد خود به او دادیم و از جانب ما به او همچنین علمی لدنی داده شد ( فوجد عبدا من عبادنا آتیناه رحمتا من عندنا و علمناه من لدنا علما ) .... و حضرت موسی وقتی ایشان را استاد و پیرمرشد یافت درخواست تعلیم از ایشان میکند اما واکنش حضرت خضر جالب است که به موسی میگوید تو توانایی و استطاعت صبر داشتن در کنار مرا نداری پس نمیتوانی تعلیم بگیری ! بخصوص اینکه چگونه میتوانی برچیزی که احاطه نداری صبر داشته باشی ؟ ( قال انک لن تسطیع معی صبرا × و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبرا ؟ .... ) حضرت موسی پاسخ میدهد انشالله مرا بر تعلیم و آموختن صابر خواهی یافت و در کار تو عصیان و سرکشی نمیکنم ! حضرت خضر میگوید بشرط اینکه تا خودم توضیح ندادم هیچ سوال و اعتراضی نکنی ! یعنی شرط آموختن صبر بر درس و آموزگار است که اگر نباشد استفاده از درسی در کار نخواهد بود !

                  توضیح : این توضیح را عرض کنم که فرق علم لدنی یعنی که علمی که مستقیما از جانب خداوند به کسی یا موجودی داده شود با علم و دانشی که انسان بصورت اکتسابی بدست می آورد این است که علم لدنی یعنی علم که از جانب خداوند به انسان میرسد نه از راه تلاش و تحصیل ( لدن یعنی از نزد خداوند ) بطوریکه این علم یکباره و بصورت کامل و با تمامی جزئیات و ریزه کاری ها به روح و ذهن کسی داده میشود بطوریکه دیگر نیاز به تحصیل آن را ندارد و از همان لحظه استاد میشود ضمن اینکه فراموش شدنی نیست اما علم اکتسابی اولا به تدریج با طی مراحل آزمون و خطا و کسب تجربه برای انسان کشف میشود و تازه معلوم نیست به کل یک موضوع دست یابیم و تازه احتمال خطا و تغییر دارد و ضمنا میتواند فراموش بشود یعنی فرار نیز هست در حالیکه علمی که نام علم لدنی به آن اطلاق میشود علمی است کامل و بدون نقص و خطا که در اعتقاد عرفانی و دینی مستقیما از علم خداوند به انسانی واگذار میشود و طبعا فراگیر و از جنس دیگری است و از بین رفتنی یا نابود شدنی نیست مثال این را میتوان اینطور گفت که مثلا کامپیوتری که الان استفاده میکنیم یک سری اطلاعات اولیه دارد که با خاموش و روشن شدند نابود نمیشود و اتفاقا مسئول بکار انداختن هارد و تمامی قسمت های ویندوز و غیره است اینها هیچگاه از خود کامپیوتر حذف شدنی نیست اینها مثال علم لدنی است که سازنده ی کامپیوتر در آن تعبیه کرده و ارتباطی به کاربر ندارد اما هر کاربر کامپیوتری وقتی کامپیوتری را خرید به فراخور علاقه اش اطلاعاتی را روی این کامپیوتر اضافه یا حدف میکند که قابل نابود شدن ویروسی شدن و فراموش شدن است اینها مثال علم اکتسابی ماست در مورد خود ما هم علم لدنی میتواند مطرح باشد مثل هر نوزادی بطور ذاتی و فطری بطور معمول شیر خوردن را بلد است و نیاز به کلاس آموزشی ندارد یا سایر اعمال حیاتی که خود مثالی از یک علم و آگاهی است اما اینها در وجود ما تعبیه شده تا ما با این علم ها زندگی را آغاز کنیم و ادامه دهیم این کارهای اولیه و این علم های اولیه در ما ودیعه گذاشته شده تا بتوانیم نیازهای بدن خود را تشخیص دهیم و آن را رفع کنیم والا اگر از ابتدا بلد نبودیم که خوردن یعنی چه ؟ که فاتحه ی زندگی مان خوانده شده بود .... ادامه دارد

/ 3 نظر / 4 بازدید
نادی

سلام این ریز به ریز شرح دادن شما در فهم مطالب چقدر کمک می کند.ممنونم که متوجه هستید که شاید خواننده ای از حوالی این پنجره بگذرد که تشنه دانستن به زبان ساده باشد. بی شک که علم لدن درجه و منزلت می خواهد اما بوده کسایی در یک مقطع از زندگی بخش هایی از آن را درک کرده اند بی آنکه علم اکتسابی را داشته باشند اما چون در زمره بهتران نبوده اند و از ان طرف علم اکتسابی هم نداشتند تصورشان بر این بوده که به انها مشتبه شده... سپاسگزارم که نکات مبهم را واسم روشن کردید امیدوارم که شما هم در حال طی کردن این پلکان باشید.

fariba

http://www.rahesabz.net/story/86786/ ba ejaze rezaye aziz

ناهید

چند ساله که کامپیوتر من چند روزی یکبار این پنجره ی زیبا رو باز میکنه ، مناظرش رو نگاه میکنه ؟ یادم نیست دقیقا چند ساله !! هر چه هست شاگردی من در محضر شما تمام نشدنی ست . مانا باشی [گل]