در بزرگداشت زاد روز دکتر عبدالکریم سروش

سلام :

                   بنده هم به نوبه ی خود زاد روز استاد دکتر عبدالکریم سروش این متفکر بزرگ و شیفته ی بحق حضرت مولانا را به ایشان و همه ی علاقمندان تبریک عرض میکنم و مایلم اضافه کنم خوشبختانه از بخت بلند ما ایشان هم عصر ما بوده اند و این از برکات و نعمت های بزرگ خداوند بوده است که بر سفره ی علم و حکمت ایشان ریزه خواری کنیم و به این خوان نعمت بر خود ببالیم . واقعیت آن است که ما در بعد از انقلاب متفکرین دیگری هم داشته ایم که هرکس البته در جای خویش تاثیر نیکویی بر جریان فکر و اندیشه در ایران بجای گذارد و بنده به سهم خویش از خرمن دانش هریک از این بزرگان خوشه چینی کرده ام که خدا را شاکرم که هریک باغی هستند از باغهای بهشت !

                اما آنچه کار دکتر عبدالکریم سروش را متمایز میکند جدای از وقوف علمی و وسعت مطالعه ی ایشان در کار گذشتگان در واقع گام بعدی ایشان بوده است که جدای از درک لطایف سخن گذشتگان ایشان تنها به دریافت قناعت نکرد و آنچه حایز تقدیر کار ایشان است البته جسارت قدرت نقادی ایشان مخصوصا در بازکردن گره هایی است که بعضا از تابوهای فکری و اعتقادی تاریخ اندیشه در طی قرنها بوده است و طرحی نو در انداختن ئر نگاه تازه ای به مقوله ی دین و عرفان و البته بازشناسی دلنشینی از مثنوی و حضرت مولانا ! که به جرات میتوان گفت بعد از انقلاب ایشان سهم عظیمی از نشر آرا و عقاید حضرت مولانا در بین اقشار مختلف جامعه اعم از ایران و سایر کشورها داشته است و احاطه ی ایشان بر کتاب مثنوی و دقایق آن از شاخصه های بزرگ کار ایشان است به گونه ای که شهامت خواندن کتاب مثنوی را با بیانی ساده به مخاطب میدهد .

               اما ایشان در زمینه ی علوم انسانی حقیقتا با توجه تحقیق و حافظه ی قوی تاریخی که در خود دارد یک منتقد جسور است و سخنان ایشان در این زمینه با توجه به اشرافی که در طی سالها بر مسائل علوم انسانی و تاریخی و سیاسی داشته است ستودنی است و کتابهای جسورانه ی ایشان اگر نگوییم نوآوری بی بدیلی است اما کم نظیر است و حتی اگر نظریات ایشان روزی مورد نقد جدی قرار گیرد باز اما چراغ تازه ای بر علوم انسانی و دینی گشود و باعث شده است جریان فکری مخالف ایشان هم به تکاپوی جدی بیفتد و این باعث گردیده است گردو غبار علومی که قرنها تنها سینه به سینه منتقل میگردید اکنون به زبان برسد و به بحث و گفتگوی گذاشته شود .

                  اما در زمینه ی دین و عرفان دکتر سروش با اینکه اهل سلوک عارفانه بوده است - دست کم در عالم ذوق - اما در عین حال  البته شیفته ی یافتن گوهر حقیقت ورای آن است نه تحویل گرفتن تسلیمانه ی آنچه گذشتگان بجای گذاشته اند کما اینکه با اینکه در شیفتگی ایشان به غزالی و مولانا تردیدی نیست اما هرجایی که لازم باشد عنان نقد را به دست میگیرد و راه منطقی تر را برمیگزیند گرچه خود معترف است که نتایج تجارب و تعقلات ایشان لزوما حرف آخر نیست و این درسی است برای علاقمندان که بنا به ارادت قلبی کار تحقیق و نقد را با ارادت ورزی افراطی به گفته به بن بست نکشانند که زیبایی اندیشه در همین پویایی است همچنانکه ایشان خود را اینکه ارادت بسیاری به دکتر شریعتی دارد آنقدر که در مراسم تشیع ایشان حاضر و ناظر بود ولی از اینکه از شریعتی اسطوره بسازد بشدت احتراز کرد و این باعث شد بجای اسارت در شیفتگی به نام به تحقیق در اصالت کلام دقت بیشتری کنیم و ارزش گفته های دکتر شریعتی را بدون حب و بغض درک کنیم . پس جا دارد دست از سنت حسنه ی نقد بر نداریم و کلام را نقد و جرح کنیم تا حقیقت و عظمت هر سخنی از هر بزرگی دقیقا تا عمق جان چشیده شود ! ...

/ 2 نظر / 29 بازدید
نادی

سلام برای کسی که فقط مصرف کننده است بی شک دریافت هر متفکری نقطه پایان راه است اما اگر اهل تفکر و تأمل باشد یاد می گیرد که باید این راه را ادامه بدهد تا بتواند آنرا دست به دست و سینه به سینه بگرداند و خود را مسول میداند در هموار کردن این راه برای همگان..چون زیبایی زندگی و ادامه حیات انسان در گرو پویایی است. ممنونم از محاضره های زیباو مفیدشما [گل]

نادی

سلام چقدر خوبه که دیر به دیر آپ میکنی چون فرصتی پیش میاد تا چندبار پست هاتو بخونم و هربار مفهومی تازه...