حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

ارزیابی اوضاع داخلی .....
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                                داشتم به مناظره ی آقایان اطاعت و زاکانی نگاه میکردم . به نظر میرسد این هم روشی است برای سرگرم کردن مردم به مناظره هایی که اصولا نقش کاهش هیجان معترضین را دارد تا بررسی مشکلات و رفع آن . تقریبا حرفها و گفته های معترضین و منتقدین بی جواب میماند و یا با سوالهای بی ربط مخدوش میشود تکنیکی که برای مسئولین و مسببین عادت شده است یعنی اصل سوال رو ول کن و به حواشی های بی ربط بپرداز !


این جناب زاکانی عملا شمشیر را از رو بست و در مورد عدم دادن مجوز راهپیمایی اعلام کرد وقتی خروجی این تجمعات منجر به این حوادث میشود ( انگار که مردمی که اینقدر مسالمت آمیز به خیابانها آمدند ولی وحشیانه مورد هجوم نیروهای ویژه و مخصوصا لباس شخصی هایی که آزادانه کمر به قتل و غارت زده اند قرار گرفتند که تازه این نیروهای لباس شخصی که معلوم نیست به چه مجوزی مسلح هم شده اند خیلی راحت دوشادوش نیروی انتظامی راه میروند و حمله میکنند و در این وسط معترضین اند که تازه بدهکار هم شده اند  و تازه  متهم به اغتشاش و تخریب هم میشوند و پیشاپیش از هرگونه حق اعتراض و راهپیمایی منع میشوند بعبارت دیگر حق هرگونه  اعتراض و تجمع اعتراضی را هم دولت تعیین باید بکند !!! جل الخالق ! ‌آقا اینها عجب وقاحتی دارند ! تازه این وسط کارگردان و تهیه کننده  برنامه هم برای نمک فلفل برنامه بصورت بی ربطی میان پرده هایی از تجمع حامیان دولت پخش میکند که مهمان طرفدار موسوی گوشی دستش بیاید که وارد لانه ی زنبور شده است و جالب این بود که دکتر اطاعت خیلی راحت برخورد کرد و نقد تحلیلی عملا طرف را به دفاعی آشفته وادار کرد و حامی احمدی نژاد مثل خودش با فهرست کردن دلایل بی ربط خودش در مورد اینکه آقای اطاعت از جمله کسانی بوده که در مجلس ششم نامه به رهبری نوشته و خواستار ارائه ی مشکلات فجیع جامعه شده خواست که طرف را به اصطلاح برادران ولایت مدار افشا کند !! که نتوانست !

                               این مناظره ها عملا آدم را بیاد مناظره هایی می اندازد که مامون و یا یزید در دربار خود برگزار میکردند تا به خیال خودشان مخالفین شان را که به مردم خارجی (  امروزه بخوانید مزدور بیگانه و ایادی خارجی !! ) معرفی میکردند رسوا کنند و از قضا اوضاع بر عکس شد حالا هم بی تردید عنقریب است که این مناظره های تلویزیونی به دلیل دست خالی بودن حامیان دولت وقتی مردم فهیم و حقیقت طلب با منطق دو طرف مناظره را بدون حب و بغض بررسی کنند  به  خالی بودن دست حامیان دولت پی خواهند برد و وقتی این رسوایی ها بر ملا شود خیلی زود این برنامه نیز مثل هر برنامه ی نقد زنده ای متوقف شود . نیت برگزاری این مناظره ها گرچه نام مناظره را بر خود ندارد ولی به شکلی است که مناظره گونه تمام شود  تا مردم را کودکانه تحت تاثیر حرفهای توخالی و شعار زده ی حامیان دولت قرار دهند ولی اگر منتقدانه و بی حب و بغض هم به فحوای کلام دو طرف گوش بدهیم آن وقت است که به ارزش گفتار و عملکرد میرحسین موسوی پی میبریم . بیایید دستپاچگی رفتارهای اخیر و هماهنگ دولت و صدا و سیما را که ظاهرا هدف اش از طرح این مناظره ها کاستن از روحیه ی اعتراض بر آنچه در این هفت ماه رفته است بوده است  مرور کنیم و البته یادمان باشد که بیست و دو بهمن هم نزدیک است !

                خواهرزاده ی میرحسین موسوی  به شکلی مافیایی ترور میشود و بعد آن استاد فیزیک دانشگاه را که دست بر قضا از طرفداران موسوی بوده است و بقول معروف اسنادش هم موجود است ! اینها بقول میرحسین موسوی تازه سرآغاز ماجراهای بزرگتری است شبیه به قتلهای زنجیره ای مخصوصا که هیچ گروهی هنوز مسئولیت این ترورها را از خارج از کشور قبول نکرده است به نظر میرسد اینها نوعی هشدار به موسوی و یاران نزدیک اوست که حواس شان باشد اینها برای رسیدن به اهداف شان از هیچ جنایتی دست بردار نیستند .... حالا نگاهی بیندازیم به وضعیت کلی مطبوعات ! عملا خبررسانی عمومی از این طریق را بسیار محدود کرده اند و سایه ی سنگین سانسور بر سر روزنامه های باقیمانده بسیار سنگین است ! روزنامه هایی که خبرهای پشت پرده ی خیلی از دولتمردان را نشر میداد و اقدامات دولت را نقد میکرد  ! مخصوصا که موضوع یارانه ها هم ناگهان در این بین در شورای نگهبان تصویب شد ! آقا این شورای نگهبان عجب قدرتی پیدا کرده است !!‌ چه کسی فکرش را میکرد ؟  بگذریم روزنامه ها را بسته اند و باقیمانده ی روزنامه های اصلاح طلب را هم هر روز با تهدید از سوی مقامات و کشیدن خط قرمز ( بخوانید خط و نشان ! ) از طرح هرگونه نقد یا افشاگری علیه دولت برحذر میدارند ! .

                      فیلترینگ شدید اینترنت همراه با فیلتر شدید مخصوصا بر روی سایتهای خبری عمده و حتی سایتهای خبری مستقل داخلی مثل آینده هم که نور علی نور شده است  مخصوصا با درج عکسها و فیلمهای خیلی از این وقایع اخیر عملا دولت تحت فشار شدیدی قرار گرفته است .  این نوع برخورد گسترده با اینترنت البته با حمایت کشورهایی صورت میگیرد که خود سرآمد تولید فیلترینگ در جهان شده اند مثل چین و روسیه ! اما با همه ی این فشارها باز هم دست دولتها در اینترنت بسته است و اینترنت تنها کشوری است که هیچ پاسپورت و روادیدی برای مدت طولانی نمیتواند افراد را از ورود و خروج به سایتهای دلخواهشان منع کند !!

                     در مورد ماهواره ها هم گویا با تمام قدرت در حال پخش پارازیت اند تا بخیال خود چشم و گوش مردم را به روی خیلی از واقعیت ها و اتفاقات وحشتناکی که بنام اسلام در حال وقوع است ببندند !! زهی خیال باطل ! ( بدون توجه به هزینه هایی که برای سلامتی مردم دارد ولو طیفی از مردم از طرفداران خود همین ها باشند )  در حالیکه  سوال اینجاست که دولت و حاکمیتی که به ادعای خودش دلگرم به پشتیبانی است و به اقتدار مردمی دلبسته باشد و خود را کاملا بر حق و از طرف خدا بپندارد چرا باید از نشر اخبار و به زعم اینان اکاذیب اینقدر دچار وحشت شده باشد ؟ چرا که منطقا و اصولا نباید هیچ واهمه ای از حرفها و تصاویر و البته فیلمهایی داشته باشد که از صدای آمریکا و یا احیانا بی بی سی پخش میشود داشته باشد ( تازه  مگر همین بی بی سی خائن نبود که در دوران انقلاب در ساعت هفت و سی دقیقه ی هر شب اخبار ایران را همراه با اطلاعیه های رهبر فقید انقلاب پخش میکرد ؟؟ )‌  البته لابد اینطور توجیه میکنند که اینها ذهن مردم را علیه نظام فاسد میکنند !! آیا مردم اگر به ادعای حضرات اینقدر طرفدار شما هستند که جای سوزن انداختن در تظاهرات خودجوش و مردمی و عاشقان ولایت نیست اینقدر ساده لوح و زود باورند که مثلا با صدای آمریکا فریب بخورند ؟  یا قصه چیز دیگری است ؟؟ یعنی ترس از ریزش و کاسته شدن طرفداران شان و نیز بی اثری فریبکاری و درغگویی این دولت است که اینهمه اینان را به وحشت انداخته است ؟ و لابد اینقدر مخالفین شما گسترده و قدرتمند اند که ذهن شما را سخت آشفته و پریشان کرده اند ؟اینها برای طرفداران جنبش سبز نشانه های بسیار خوبی است از اینکه حاکمیت مجبور خواهد شد در همین روزها دست به معامله یا مذاکره بزند چرا که بازی از دست اش خارج شده و اینهمه بند و بست و اینهمه تهدید و ارعاب و نهایتا جنایت نشانه ی وجود حالتی از اعتماد و آرامش در حاکمان نیست !!! .

                           موج تازه ی دستگیری ها اصلاح طلبان که از قضا فرزندان یاران اصلی بنیانگزار جمهوری اسلامی بوده اند و نیز طرح و نقشه ی حملات به دفتر و منزل ائمه ی جمعه در یزد و شیراز و ....  نیز نشانه ی دیگری از آشفتگی ذهن حکومتیان است و سوال اینجاست که هدف از اینهمه دستگیری و زندانی کردن چیست ونشانه ی چه رفتاری است ؟؟  به نظر میرسد که  این اقدامات با این  هدف صورت میگیرد که در  محاسبه ی حاکمیت و قوه ی قهریه اش میشود با این اقدامات جمع هواداران موسوی و حتی طرفداران بازگشت به همان اصول اولیه ی انقلاب و خواسته های اول مردم را به شکلی متفرق کنند و به گمان شان با حذف فیزیکی و یا در بند کردن نیروهای مخالف از آمار جمعیتی مخالفین و قوه ی محرکه ی این جنبش خواهد کاست ! در حالیکه این احمقانه ترین نتیجه گیری و محاسبه ی عملیاتی حضرات است ! نیروی جنبش اتفاقا نه متمرکز به اشخاص خاصی است و نه به لحاظ داشتن رهبری متمرکز کلیه ی هواداران و طرفداران این جنبش مثل طرفداران ذوب ولایتی هستند که مطیع بی اراده و صرفا احساساتی جنبش باشند و صرفا خود را سرسپرده ی رهبران بدانند بلکه اتفاقا هواداران و حامیان این جنبش همگی اهل تفکر و اهل نقد اند و به این دلیل نیز همگی خود میتوانند رهبر و هدایت کننده ی ادامه ی راه این جنبش همیشه سبز باشند  ضمن آنکه این جنبش بر خلاف تک صدایی حامیان ولایت مطلقه از قدرت بالای انعطاف و اصلاح خطا و تنوع استراتژی برخودارند که مانع از تصمیمات احساساتی و بدون منطق در این جنبش شده است به همین خاطر است که هم ظرفیت طرح اعتراضات خیابانی مسالمت آمیز را در خود دارند و هم در شرایط لازم قادر به گفتگوی رو در رو و مذاکره و مطالبه ی حقوق انسانی خود را دارند .

                       حال این سوال را در ذهن می آورد که آیا اینهمه فشار ومحدودیت و سانسور و فیلتر و پارازیت آیا واقعا نشانه ی اقتدار یک حکومت است ؟ آیا اینها نشانه ی آرامش و اعتماد به نفس یک حاکمیت است ؟ آیا نشانه ی قلیل بودن موج سبز است ؟ آیا نشانه ی خستگی جنبش و عدم تاثیر منطق و گفتار و آرمانهای جنبش  در باور عمومی جامعه حتی در بی تفاوت ترین لایه ی های جامعه ی متکثر ایران با داشتن فرهنگ ها و باورهای مختلف است ؟  این رفتارهای شتابزده و دغل کارانه ی حامیان دولت آیا به نشانه ی اثبات حرف دولت نامشروع کنونی یعنی دال بر نشانه ی وجود آزادی بیان و آزادی در حد مطلق است ؟؟ و یا این رفتارها در قیاس با ادعای سیمای ضرغامی دغل بازی و عوام فریبی برای سرد کردن و کشتن وقت معترضین نیست ؟