حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

تفکر عینی تفکر انتزاعی ....
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                  وقتی که هنوز در دوران کودکی هستیم نوع تفکر ما تفکر عینی یا Concret  است یعنی درک ما از محیط بر اساس ظاهر و سطح اشیا است نه عمق و باطن  آن .  تفکر عینی به عبارت ساده تر همان نوع تفکری است که بچه ها دارند یعنی اگر به دو بچه دو تا شکلات عین هم یا اسباب بازی دقیقا مثل هم بدهید و بعد برای لحظه ای آن را پس بگیرید و جابجا کنید گریه و داد و بیداد راه می اندازند که من شکلات یا عروسک خودم رو میخواهم و هرچه با دلیل و منطق به آنها ثابت کنید که این دوتا که فرقی نداره اصلا زیر بار نمیروند ! چون تمام ذهنیت اونها بر اساس دیدن ظاهر سطحی اونهاست نه فکر کردن به اینکه ماهیت و خصوصیت این دو یکی است بعبارت دیگر به قول معروف عقل شون به چشم شونه ! بعدها که بزرگتر میشویم یاد میگیریم که از اشیا و پدیده هایی که در اطراف مان هست به درک و فهم عمیقتر و کلی تری برسیم و به مفاهیم کلی تر و وسیعتری دست یابیم مثل انسانیت - حقوق - زیبایی - عشق - زندگی - اخلاق و ....که اصطلاحا به آن تفکر انتزاعی میگویند یا اصطلاحا  اعتباری یا Abstract .  مثل اینکه شما از یک سری پدیده ها به معانی عمیقتر میرسید  . همین نوع تفکر عمقی است که ما را از سطح اشیا - حوادث و پدیده ها به سمت عمق و باطن آنها میبرد و باعث رسیدن ما به حقایقی دقیق تر و ظریف تر میشود که خب البته خیلی لذت بخش تر و عالی تر از آن تفکر سطحی و عینی است  و اساسا علوم مختلفی که الان در دست داریم محصول همین نوع تفکر است  - همینطور هنرهایی مثل شعر - موسیقی -  نقاشی و نیز رسیدن به مفاهیمی عمیق تر مثل منطق و فلسفه .  البته خودمانیم خیلی ها با وجود اینکه سن شون بالا میره ولی هنوز توی همون عالم تفکر عینی باقی میمانند مثل پیر زنی که جلوی تلویزیون چادر سرش میکرد مبادا  جلوی آقایی که مجری برنامه است موهایش پیدا باشد !!!  عموم مردم در برخورد با حوادث نوعی تفکر عینی یا به اصطلاح Concret   دارند  یعنی مشغول ظواهر و سطح قضایا میشوند مثل اینکه فیلمی از تلویزیون پخش میشود و این فیلم تنها آن قسمتهایی که کارگردان میخواهد را نمایش میدهد و تلقی عمومی را به این سمت میخواهد ببرد که این پدیده چقدر مثلا زشت و نفرت انگیز است !! و مثلا بریزید توی خیابان !! البته این روش برای کسانی که اطلاعات و شواهدشان محدود به همین قطعه فیلم باشد قطعا باعث وقوع اشتباهات وحشتناکی میشود که گاهی فاجعه بار است ! . اما متاسفانه در جوامعی مثل جامعه ی سنتی ما تفکر غالب اساسا همیشه تفکر عینی بوده است تا انتزاعی مثلا اگه یه نقاشی کوبیسم ببییند که روی دیوار بزرگی کشیده شده فریاد میزنند کدوم احمقی این رنگها رو اینجور رو دیوار پاشیده حالا مجبورم بدهم عباس آقا بیاد یک رنگ مفصل به این دیوار بزنه !!

                           حالا چرا اینها را گفتم ؟ چون در خیلی از مسائل اجتماعی هم خیلی از توده ی مردم بخاطر شرایطی که دارند ذهنیت شون و برخوردشون نشان میدهد که اینها هنوز در عالم ذهنیت عینی یا Concret  بچگی شون باقی مانده اند . نمیخواهند یا نمیدانند که مشکلاتی که در جامعه هست ریشه اش در جای دیگری است یا نمیفهمند نباید به ظاهر گفتار و رفتار آدمهای شیاد و به ظاهر خیلی ظاهرالصلاح اعتماد کرد و ملاک شناخت باید تحقیق و عملکرد افراد باشه نه یک سری رفتارهای عوام پسندانه یا به اصطلاح پوپولیستی ! .... ما در درمانگاهمان رییسی داریم که به دنبال منفعت مردم نیست تازه از اذیت و آزار مردم و دادن جوابهای بی سرو ته و بی ربط به ارباب رجوع خیلی هم کیف میکنه ! منظورم از اون دست جوابهایی است که مشخص است که گوینده چیزی برای گفتن نداره ولی با پیچاندن حرفها پاسخی میدهد که عصبی و مبهوت تون میکنه ! مثلا اگه ازش بپرسید چرا اینجا خدمات پزشکی درست ارائه نمیشه ؟ جواب میده : عوضش اینجا دستشویی هامون فعاله !! .... یا اگه از مسئولین بالاتر بپرسید چرا تورم اینقدر نرخ اش بالاست ؟ جواب میدهند : کی گفته ؟ ما الان در اوج شکوه و عزت و افتخاریم ! نگاه کنید چقدر مردم غزه واسه ما دست تکون میدن ! .......

                      ریشه ی اینجور تفکرات در عدم وجود روحیه ی مطالعه و تحقیق در مردم است ! یا به اصطلاح خودمون بیسوادی و نخوندن کتابهای مختلف و عادت نداشتن به عمقی فکر کردنه . بخاطر همین هم هست که نمیشه آدمی رو که سخت اهل مطالعه و کتاب هست رو به این راحتی فریب داد و دست به سرش کرد . ولی خب خیلی از حکومتها شگردشون همین نگهداشتن توده ی مردم در فضای تفکر عینی یا Concret هست مثل اینکه بجای روشن کردن ذهن مردم نسبت به رفتار و اهداف امام حسین مبالغ هنگفتی هزینه میکنند تا ملت مشغول علم و کتل بشوند و ایضا خوردن نذری و شله زرد و آش رشته باشند و حتی پیشاپیش برنج شون رو هم تامین میکنند اونهم با هزینه های بالا به اسم دولت ! مثل خیلی از بازاری ها که در طول سال جیب خلق الله را خالی میکنند و اتفاقا دیدم بعضی هاشون در مهمانی های خصوصی شون شدیدا معتاد و دلبسته ی مسکرات اند ولی آقا دو دهه روضه خوانی فقط برای رضای خدا و عشق حسین !! به شوخی به یکی شون که اشتباهی بجای ریختن گلاب توی شله زرد خانمش شیشه ی مشروب اش رو خالی کرده بود توی دیگ شله زرد گفتم : تقبل الله حاجی امسال مومنین و مومنات رو آباد کردی !! .....  هرچه جامعه از این نوع تفکر عینی زودتر خلاص بشه و به سمت تفکر انتزاعی یا Absract   بره رشد و شعور جمعی قطعا بالاتر میره و جلوی خیلی از عقب ماندگی ها و فریب خوردگی های جمعی که حاصل ذهن محدود عوام هست کمتر میشه !  ...

                                         **************

                              این شعر هم برای تغییر ذائقه و بسی ملیح از دوست بزرگوارم جناب هالو ( محمد رضا عالی پیام )  :

            دزدی که قضا بلا بدزدد دزد است      طیاره روی هوا بدزدد دزد است

            از داخل پایگاه نیروی پلیس              ماشین پلیس را بدزدد دزد است !!

                 تکبیر !!