حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

سخنی در باب بی حوصلگی و فامیلهای وابسته !!‌.......... بزن بریم به سرعت برق و باد
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                    اینروزها باید حسابی روحیه خودمون و مردم مون رو تقویت کنیم ! حالا فرقی نمیکنه با جوک و خنده یا با صحبتهایی که نکته آموز و نقد باشه . راستش من با بی حوصله گی و عنق بودن و افسردگی میانه ی خوبی ندارم و اصلا هم نمی پذیرم دوستان طرفش بروند !  به نظر من بی حوصلگی و اینا یعنی تنبلی !

                   حالا چرا ؟ چون شدیدا اعتقاد دارم افسردگی و بی حوصلگی و اینها مال آدمهای تنبل است چون ناشی از عدم تحرک ماست شما نگاه کنید حتی توی قرآن هم هست که وقتی عده ای که به اونها ظلم شده پیش خدا میرن و خدا ازشون می پرسه : خب چرا اینقدر خودتون رو اذیت کردین و زیر بار ظلم رفتین ؟  اونها آه و ناله میکنند که آقا ما وضع مون خوب نبود و جایی بودیم که خیلی به ما ظلم میکردند !  خدا هم بهشون میگه : خب مگه زمین وسیع نبود که از جاتون تکون بخورین ؟ این یعنی اینکه برای حل مشکلات باید حرکت کرد ! حالا این حرکت میتونه فیزیکی باشه یعنی از جایی که هستیم تکون بخوریم ! که البته گاهی ممکنه نشه ! ولی البته گاهی ! ... و یا حرکت روحی و فکری باشه یعنی اینکه شما فکر و روح تون رو به جنبش بندازین ! برین تحقیق کنین مشکلات رو ارزیابی کنین و راه حل اش رو پیدا کنین ! بعبارت دیگه تحقیق و مطالعه و تفحص خودش میشه یک حرکت !‌ ... حتی جوک ساختن - شعر گفتن اونهم شعرهای عالی و ناشی از زحمت و مطالعه و وسواس نه از اون شعرهای خلق الساعه و آبگوشتی که ناشی از بخارات آبگوشت یا کاپوچینو یا قهوه ی ترکه !‌... خیر زحمت بکشید و یک کار عالی واسه ی رفع روحیه ی رکود خلق کنید ! یا نوشتن رمان یا ساختن آهنگی که کلی واسه اش مطالعه و وسواس بکار برده باشید نه صرفا تولید انکرالاصوات صرفا برای اینکه چیزی ساخته باشید ! مهم اینه که توی این دوران تاریک و از این دوران تاریک بهترین آثار رو خلق کنیم و الا توی خوش خوشان که همه قهقهه های مستانه شون تا فلک میره !‌....  اینقدر هم ادای بی حوصله ها رو در نیارید تو رو خدا که بهتون نمیاد !! ... ما باید از خیلی از خانواده های زندانی یاد بگیریم که کیک جشن تولد شون رو هم میبرند پشت در زندان ! این یعنی اینکه از هر شرایطی شرایط زیباتری خلق کنیم !‌ و الا هر کس قصد مردن و رفتن و نیست شدن داره خب بسم الله !!!  حالا فکر کنید وقتی نباشیم آب از آب تکون میخوره ؟ خیر عمرا !! .... بودن ماست که باید مفید باشه و کاری ازش بیاد !‌ ... اینقدر هم توی سوراخ تنهایی تون نخیزید !‌ خبری جایی نیست ! بیایید وسط حالا اگه خواستید و حرکات موزون تون هم خوب بود که تکبیر !!  ما هم مثل همه ی امت همیشه در صحنه حاضریم به خیل مشتاقانتون بپیوندیم !! آخه اینهمه عبوث چرا ؟؟ بابا چه خبره ؟ این اونهایی که ظلم میکنند هستند که باید از شدت غضب دق کنند  ما چرا ؟ خلاصه اش میخواستم عرض کنم که بیحوصلگی و افسردگی از نظر بنده یعنی فرار از برخورد با واقعیت بجای جستجوی راه حل ! همینطور افسردگی و کسالت به اعتقاد من ناشی از بی حرکتی و عدم جنبش ماهاست ! و آدمهای بی اراده و سست و تنبل اند که افسرده میشوند حالا این عدم حرکت میتونه فیزیکی باشه میتونه روحی باشه یعنی اینکه بجای مطالعه و ارزیابی مسائل بریم توی کنج عزلت و خودمون رو عذاب بدیم همینطور الکی ! خلاصه بکوشیم جامه ی ذلت نپوشیم ! از کمبودها و مشکلات برای خودمان زندان نسازیم که زندگی هنر کشمکش رویارویی با گرفتاریهای سر راهمان و نیز واقعیت ها است با سلاح صبر و تلاش و تحقیق و مطالعه برای حل مشکلات ! تکبیر ... برای سلامتی آقای راننده و خودتون بلندتر صلوات !

                                             ***********

            کلی دیروز بعد از ظهر خنده ام گرفت آخه دیروز موقع رانندگی از دست یک بابایی که توی ماشین روبرویی همینطور قوز کرده بود و فرمان توی دست اش رو محکم گرفته بود و اصلا تکونی بهش نمیداد حسابی حرص خوردم !! آقا دریغ از یک اپسلیون حرکت !! تازه با سرعت 30- 40 کیلومتر میراند و راه بنده رو حسابی سد کرده بود حسابی عصبی و کلافه ام کرد ! توی دلم بهش گفتم : عجب فرهنگی داریم این بابا نمیفهمه که باید از سمت راست حرکت کنه تا ترافیک راه نندازه ! خلاصه در یک فرصت مناسب که اجبارا از راست  سبقت گرفتم بهش رسیدم و پشت چراغ خطر همینطور زل زدم بهش  !! با تعجب نگام کرد و گفت : چیه ؟ چرا اینجوری نگام میکنی ؟ گفتم : میخواستم ببینم وقتی یک لاک پشت   پشت رل میشینه قیافه اش چه شکلی میشه ؟ ! ....