حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

بدون شرح !!‌
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                  این روزها خیلی عصبی ام آنقدر عصبی و بی حوصله که طاقت خیلی حرفها و دلسوزی ها  و مخصوصا نصیحت ها را ندارم انگار دارند فحشم میدهند و دعوت به خریت ام میکنند بقول معروف خوش بحال آنکه کره خر آمد و الاغ رفت ...!‌ و وقتی کسی میخواهد مثل مادر بزرگها نصیحتم کند که رضا بیخیال سیاست شو ! کفرم در می آید .  مگر میشود در کشوری باشی که همه چیز رنگ ایدئولوژیک و فرقه ی خاصی دارد و تو بی خیال شوی ؟؟ یا مثل مادر بزرگها تن به قضا و قدر بدهی و بگویی خب قسمت است دیگه چه کارش میشود کرد ؟؟

                  مگر میشود وقتی میدانی متاسفانه  گروهی که بر سر کارند و با اعمال هزاران نیروی قهریه میخواهند به مردم حکومت کنند و مرام و مسلک شان خشونت به قصد قربت است ساکت بمانی ؟؟  دیگر تنها آن بیرون خانه نیست که در همه ی امور تو دخالت میکنند بلکه از حالا به بعد در درون خانه ات هم راحت ات نمیگذارند آن وقت میشود نشست و دم نزد ؟ شاید اگر حکومتی بود که تنها از قدرت و ریاست  دنبال سهم ثروت اش و ازدیاد ثروتش بود باکی نبود ولی وقتی حکومتی باشد که نظامی ایدئولوژیک دارد آنهم در این قرن بیست و یکم !! و بخودش اجازه ی اعمال نظر در همه چیز میدهد و  آنچه داری را میگیرد و به دیگرانی می بخشد که هیچ دخلی به زندگی و کشور تو ندارد و اصلا انگار توی باغ نیست که اینجا ایران است دیگر نمیتوان تحمل کرد ! اگر  به زندگی عادی مردم کاری نداشت شاید میشد بیخیال شد و گذشت و دم فروبست و شاید اینهمه مردم بی گناه کشته نمیشدند ! ولی در جایی هستیم که در همه ی سوراخ و سنبه های زندگی ات دخالت میکنند حتی در خلوتت راحت نیستی ! در خیابان و کوی و برزن ات راحت نیستی ...سر کارت راحت نیستی ... در میان خانواده ات راحت نیستی ! و برای عقیده ات راحت نیستی .... برای رفتارت راحت نیستی ... برای تولدت راحت نیستی... برای اسم گذاری فرزندت باید اجازه بگیری ....برای عروسی ات  راحت نیستی ....برای زنده بودنت راحت نیستی حتی برای بعد از مرگ ات راحت نیستی !! آیا میتوانی برای ابد سکوت کنی ؟ حتی برای توالت رفتن ات دستور صادر میکنند !  در هنرت راحت نیستی در شنیدن یک ترانه ات نیستی ! .... مرده شور همه چیزشان را ببرند حتی در عبادت ات دخالت میکنند و برای شیعه بودنت هم راحت نیستی .... اینها حتی در خدایت دخالت میکنند  و تو برای خلوت ات با خدایت هم راحت نیستی !   برای اخلاقی که آموخته ای راحت نیستی برای ماه رمضانت عید فطرت و ... راحت نیستی .... همه چیز اینجا طعم کثیف دولتی دارد  و مصنوعی !! همه چیز ات را مثل یک آدم آهنی میخواهند دیکته کنند !.... و اینبار به همه ی مردم نشان دادند که رای شان هم یعنی کشک ! ولی نه یک چیز خیلی خوشحالم میکند و آن اینکه ملت نشان داد این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست ! این همه نقش های مقدس را بازی کردن کافی است و کسی اینجا و هیچ جا نماینده ی خدا نیست ! کسی نمیتواند به آنها دروغ بگوید و برای مدت زیادی دوام بیاورد .... این خیلی خوشحالم میکند و خوشبختانه مردم جسارت شان بازگشت .... تکبیر !!!