حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

اینروزها ... اینروزها .... ای برادر تو همه اندیشه ای !
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                 اینروزها چهره ی شهر نشاندهنده وضعیت حکومت نظامی است همه جا گوشه به گوشه سربازان باتوم در دست ایستاده اند و آنچه به چشم می آید چهره ی شهری اشغال شده ی تاریکی است  که مردمان بی دفاعی دارد که بی خبر از هم هراسان به عاقبت سرنوشت خویش می اندیشند و  چشم به آینده ای مبهم دارند !  آری برادر و خواهر جان حقیقت دارد چشمهایمان را باز کنیم ... اینروزها مشکل بتوان به سرنوشت مردمی که مورد هجوم قرارگرفته اند نیندیشید "  به کسانی که ضرب و شتم شدند نیندیشید و به کسانی که در نهایت مظلومیت نه در کارزار جنگ  ! که در کوی و برزن خودمان به خاک و خون افتادند نیندیشید ! ...چرا جماعتی از آنانکه میفهمند اینروزها سکوت مرگباری اختیار کرده اند ؟ بیم چه چیز را دارند ؟ شاید هم به دام سن و سال و مصلحت اندیشی و همین یک لقمه نان گرفتار شده اند و پیرامون خویش را تار عنکبوت جهالت و بلاهت و مصلحت گرفته اند ! ... کجاست آن شهامت برخاستن ؟

                       اینروزها تن شهرهای ما زخم خورده است و روح مردم بیباک و آزاده ی ما لبریز از درد است گرچه در دل آنان آتشی زبانه میکشد که نور امیدی در این فضای تاریک می تاباند ! بله مردم از هیبت های دروغین نهراسیده اند و چون مهمان مسجد مهمان کش بی خیال و مصمم پای به معبد ریا و دروغ گذارده اند و فریاد بر می آورند که ای همه ی دروغ و نیرنگ و جنایت ببار بر سر ما آنچه داری که ما مرعوب این کاخ پوشالی ات نخواهیم شد گرچه ما را به بسیار آزار داده ای ولی قرار ما سکوت است سکوتی بلند تر از همه ی نعره های مستانه و مردم فریب ات ! .... اینروزها مردم مهربان ما باز همدیگر را یافته اند ! هنرمندان ما حتی فوتبالیستهای ما ... اینروزها مردم دوست داشتن بی ریا را بیاد آورده اند و اینکه بازوان یکدیگر را در همه ی سختی ها وتاریکی های اینروزها محکم بگیرند تا دژخیمان با آنکه جسم مان را مجروح میکنند ولی  نتوانند روح ما را آسیب بزنند ....

           اینروزها مردم ما بیدارترند مردم ما بسیار هوشیارتر شده اند اینروزها دیگر کسی در پستوی خانه اش فریاد نمیکشد ! اینروزها همه ی ما باید بیدار بمانیم که این شعله خاموش نشود ....  چرا که ما بیشتریم !! .....