حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

شور میرحسینی ..کاش همیشه آزادی بود حتی به اندازه ی همین یک ذره شادی ا....
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                  اینروزها شاهد موج سبزیم بقول آن ترانه ی معروف سبز سبزم ریشه دارم .... در زمستان هم بهارم ... یاد خسرو شکیبایی بخیر و آن خانه ی سبز ! . خدارا شکر اینروزها روحیه ی مردم باز گشته است نه به دلیل اینکه شرایط بهتر شده است یا خواستهای آنان جامه ی عمل پوشیده است بلکه بیشتر از آن روی که تصدق سر این دولت و حاکمیت روحیه ی مردم از چنان آشفتگی رنج میبرد که همگان از یاد برده بودیم که اهل این کشوریم و نسبت به آن احساسی داریم و غیرتی ! همه پراکنده شده بودیم کسی کسی را نمی شناخت و به کسی اعتماد نمیکرد اما اکنون با دیدن هر نشان سبزی دلمان میلرزد و با هم سرود بیداری و همدلی سر میدهیم همچنانکه دوست عزیزم سپیده درویشی در سرودی این چنین زیبا برای موج سبز سروده :

  همه جا پرچم سبز       همه در جوش و خروش 

 می رسد بوی امید      نغمه صبح به گوش

همه جا جلوه ی نور    همه جا سبزه به بار 

 همه لبخند به لب      می رسد بوی بهار 

ایران...ایران...ایران...ایران!

 گشته خورشید پدید    از فراسوی سپهر 

 دست در دست همه     هر طرف صحبت مهر 

 دشت سر سبز غرور      وطن پاک صبور 

 از خزر تا به خلیج      همه جا شادی و شور 

 رویش آینه ها            موسم یاری و داد

رقص یک پرچم سبز         موج در دامن باد

صف به صف مست سرور     این زمان خنده کنان 

 پراز شوق حضور               مرد و زن پیرو جوان

ایران...ایران...ایران...ایران!

 

                        

                 چند سال پیش وقتی احمدی نژاد با آن وضع آمد دلمان شکست از مردم بیزار شده بودم احساس میکردم مردم ما قدرناشناسند خب شاید بعضی مواقع باشند ولی حقیقت این است که انتظاراتی دارند که وقتی کسی از آنانکه مورد اعتماد مردمند و وی را به نمایندگی خویش در برابر حاکمیتی برگزیده اند حتی نیاید و به زبان آنرا مطرح کند رنجیده میشوند آنهم در کشور ما که نمیتوان باور داشت کسی به این سادگی ها از فیلترهای مختلف گزینش بگذرد !

         بهر حال فکر میکردم که جریان اصلاحات نیز چون ابر بهاری است با شتاب می آید و به شتاب میرود و خلاص .... !! مخصوصا وقتی بعد از آمدن احمدی نژاد و تسلط آنان و بوق و کرنای روزنامه ی کیهان بود که عربده میکشید : .....مردم کار را تمام کردند !!  آیا به راستی این مردم بودند که کار را تمام کردند ؟؟ یا جریانی بودند که چون کفتار بر پیکر نیمه جان اصلاح طلبی هجوم آورده بودند و طالب مرگش بودند ؟  آنروزها سخت دلم گرفت میدانستم که تقلب در آرا و تخلفات جز لاینفک نظام سیاسی موجود است ولی از طرفی هم مردم بخاطر نفرت از بدنامی که از رفسنجانی داشتند و  امثال گنجی و غیره سر آن را باز کردند عملا به این تحفه رای دادند و خیلی ها هم رای ندادند ولی حالا همه آمده اند همه بازگشته اند راستش فکرش را نمیکردم خاتمی چنین موج سبزی براه بیندازند اما اینبار بدون باج دهی به این طیف یا آن طیف ! مقتدر و با صلابت و میرحسین بعد از مدتها آمد با آنکه هزاران کس کوشیدند وی را مشکوک قلمداد کنند ولی او صداقت و وفاداری اش را به موج سبز بارها نشان داد و آزادگی اش را در برابر همه ی فشارها .

                  اما جریان حاکم با حمایت علنی از بالا چنان تبلیغی و تهدیدی کردند و از قدرت مفت و مجانی چنان سود جستند که جریان اصلاحات و شخص خاتمی را ترور شخصیت کنند  و اینبار بر مردم فقیر و اقشار پایین چه رندانه و مکارانه سرمایه گذاری کردند تا شکاف میان مردم را حتی در دید بسیاری از ساده لوحان اقشار متوسط بیشتر کنند !  واقعش  وقتی خاتمی دوباره آمد و استعفا داد دلم شدیدا گرفت سخت ناامید شدم احساس کردم دیگر نمیشود امیدی به اصلاح بست و مردم پشت اصلاحات را خالی کردند ولی حالا کاملا متحیر شدم اینهمه شور و اشتیاق اینهمه شادی از همدلی اینهمه جسارت از بیان آنچه نمیخواهیم و آنچه میخواهیم ! مهم نیست اینها باز هم تقلب کنند مهم نیست اینها باز سنگ اندازی کنند و با مدعی العموم به جان اصلاحات بیفتند مهم این است که نتوانستند جریان اصلاح طلبی را بخشکانند ولی مهم این است طلسم خیلی چیزها بقول میرحسین شکست همه ی این نمایش قدرت که سالهاست مردم را به تنگ آورده زیر سوال رفت  و مردم باز نشان دادند که همیشه طالب اصلاح اند و میان جریان دروغ و جریانی که سعی دارد اخلاق و راستی و حق را بگیرد بخوبی تمایز قائلند ! بگذریم که طرفداران احمدی نژاد هم کم نیستند و او را به زعم خود قهرمان مبارزه با دزدی و اشرافی گری میدانند گرچه آنچه نمیدانند روحیه ی ریاکاری و پوستین میشی است که به تن کرده است . جالب آن است که خیلی ها هم به احمدی نژاد رای میدهند که به خیال خود با فساد بیشتر این آقا رژیم زودتر سقوط کند !! این یعنی اینکه حتی در بین جریان مخالف اصلاح هم راستی نیست ! ..... نبرد سختی در راه است و رقیبی تا دندان مسلح ! و نظامی که همه ی ماشین تبلیغاتی اش را برای حمایت از وی به کار گرفته است پس یاران بیایید که حضوری محکم داشته باشیم که این جریان اصلاح و آزادی خواهی و عدم سلطه و دیکتاتوری ریشه هایی به این قدرت دارد و بدانیم که با باد های نیم جان افراط گرایی از میان نخواهد رفت ولو آنکه رای را به نفع خود مخدوش کنند !