حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

آیا بنیان های اولیه ی انقلاب دچار یک دگر ریسی اساسی نشده است ؟
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

        اینروزها اتفاقات جالبی در حال شکل گیری است  خیابانها و محلات و شهرها اساسا به بهانه ی انتخابات صحنه ی برخورد نسلها و افکار عمومی با مسائل و مشکلات کشور است که تبلور آن را هر چهار سال یکبار به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران می بینیم . اما اینبار بعد از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و محاسبه ی همفکران و حامیان ایشان که بعد از به دست گرفتن قدرت (‌ آنهم با هزاران ابهام و تشکیک )‌ و ترکتازی قصد در اختیار گرفتن اختیار ملت غیر خودی را داشتند یعنی همه ی آنانی که خود را قیم همه ی ملت میدانستند و از پشتیبانی علنی و همه جانبه ی مقامات بالاتر نیز برخوردار بودند  حوادث به گونه ای رقم خورده است که نمونه ی مفتضح آن را در مناظره ی شفاف کسی که عنوان ریاست جمهوری یک ملت را به زور بر روی شانه ی خود بدوش میکشد دیدیم ! تفسیر و توضیح این واقعه ی کم نظیر در طی این سی سال را بسیاری نوشتند اما نتایج این برخورد بگونه ی جالبی باعث شده بسیاری از کسانی که در این ده سال عملا کنار کشیده بودند و یا انتخابات را تحریم کرده بودند تصمیم بگیرند فعالانه شرکت کنند و به میرحسین موسوی رای بدهند !  

                 نکته ی جالب دیگر اینکه باید بخاطر آوریم که نسلهای تازه ی بعد از انقلاب یعنی متولدین دهه های شصت و هفتاد یعنی همانزمانی که نسلهای ما درگیر جنگ و افکارهای خاص آن دوران بودند که خالی از شور انقلابی نبود وارد گود شده اند آنهم نه بصورت منفعل و محافظه کار که بصورتی کاملا فعال و بی مهابا و بدون داشتن افکاری که از کاریزمای خاصی وام گرفته باشند بر خلاف ما که تحت تاثیر ایده هایی که ذهنیت محدود آنزمان مسئولین وقت به جامعه ی محدود و بی خبر از همه ی عالم تزریق مینمود  بودیم و باعث میشد افکار عمومی آن زمان بخاطر خیلی ملاحظات دینی - سیاسی و فرهنگی در مقابل ایده های اولیه ی انقلاب که خالی از اشکالات محتوایی و عملی نبود  منفعل و بی اراده برخورد کند  که پرواضح است که عوارض و هزینه های گزافی برای کشور بهمراه داشت و جامعه عملا راه سکوت و مدارا با پیش بگیرد ولی امروزه نسلهای تازه که قدرتی اجتماعی قابل توجهی بدست آورده اند و حجم قابل ملاحظه ای از جامعه را در بر میگیرند به میدان آمده اند قشری که برخلاف نسلهای پیش از خود که درگیر انقلاب و جنگ و افکار کاریزماتیک زمان خود بودند  نیستند و بدون اینکه درک شفاف از وضعیت نسلهای قبل از خود داشته باشند شجاعانه و بی پروا به میدان آمده اند و بطور منطقی به نقد و پرسش از انقلاب و آرمانها و اهداف اش می پردازند و نقش قدرتهای سیاسی موجود را غیر قابل هضم می پندارند ! ضمن اینکه حاضر به زیر سیطره رفتن خیلی از این افکار و رفتارها نیستند . این ها نه به توصیه های مسئولین نظام وقعی مینهند که سرتعظیم فرود آورند و راه سکوت و محافظه کاری را در پیش بگیرند و نه نه به هشدارهای مخالفین دل می سپارند که راه تحریم و شورش های بی سرانجام را در پیش بگیرند و خود را از مسائل مملکت و روندی که همه ی آنانکه در داخل زندگی میکنند و آنرا با پوست و استخوانشان لمس میکنند کنار بکشند . عرصه ی رقابت بین میرحسین موسوی و احمدی نژاد تبلور آینده ی انقلاب و کشوری است که سی سال است تحت فشارهای قشر خاصی که خود را صاحبان کشور و انقلاب و ثروت مملکت میداند و بخاطر خیلی از تهدیدها ارعابها و نهایتا باندهای قدرت مخالفین خود را در خفقان نگهداشته بود ولی اکنون به وضعیتی رسیده ایم که بسیاری از بانیان و سرمداران سابق انقلاب به لزوم تغییراتی اساسی در روشها و افکار و برخوردهای سیاسی رسیده اند و حتی بسیاری از آنان دست به عدول از افکار و ایده های اولیه ی خود زده اند . این روند نشان میدهد کشور ما حقیقتا کشوری غیر قابل پیش بینی است و اگر همت مردم همراه با جسارت آنان و دست برداشتن از روحیه ی محافظه کاری به میدان آید میتوان به آینده امیدوار بود . همزمان در طیف موافقین و سینه چاکان نظام نیز بعد از به قدرت رسیدن احمدی نژاد و آزمودن ناکارآمدی افکار و ایده های نخ نمای انقلابی که توام با شعار زدگی و روحیه ی خود بزرگ بینی و دشمن تراشی و خیال پردازی های واهی بوده نیز سوالات بیشماری به ذهنها رسیده که آیا مسئولین و رهبران انقلاب در خیلی از مسائل داخلی و طرح خودی و غیر خودی اشتباه و فاجعه های مهیبی نکرده اند و حمایت از این افکار و رفتارها کشور را به سقوط نکشانده است ؟