حرفهای تنهایی2

نوشته هایی است درباره ی زندگی و دیگر هیچ !

اراده ی معطوف به ذهن !
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام :

                                   دوستی دارم که در خیلی از کارهایش مشکل دارد و وقتی هم به او یادآوری میکنم که این برنامه ها و رفتارهایت درست نیست اوایل ناراحت میشد ولی از آنجاییکه میداند من بخاطر دوستی هایم حاضرم هر سرزنشی را تحمل کنم ولی حرفم را بزنم و بدون رو دربایستی عیبهای خودم و خودش را صریح بیان میکنم از دستم دلخور نمیشود . اینبار که کلی ایراد و اشکال به تفکر و شیوه ی زندگی قاطی پاتی اش گرفتم و لجم حسابی در آمده بود مثلا در مقام دفاع از خودش خواست حرفی زده باشد و بمن میگوید : «  ببین حرفهات کاملا درست ! ولی واقعیت رو باید قبول کرد ! من فکر میکنم  ذاتا قادر به رفع این قضایا نیستم درسته که دلم میخواد زبانم رو تقویت کنم و مثلا مثل تو رژیم غذایی بگیرم و لاغر بشم درسته که دلم میخواد کتاب بخونم و عادتش رو تو خودم تقویت کنم درسته که دلم میخواد باهات بیام کوه و یا بسکتبال خیلی هم عالیه ولی خب ....... »  منم متعجبانه پرسیدم خب ولی چی ؟ ... میگه : « میدونی دکتر من فکر میکنم ذات هرکسی هرچیزی باشه همونه ! و این هم بخاطر اینه که ما از کائنات همین هستیم که هستیم !!! »  منم با صدای بلند داد زدم : تکبیر !! چه کلام نغزی گهر باری !!! اینو خودتون کشف فرمودین !؟؟ یا از آلبرت ( منظور آلبرت اینشتین ) کمک گرفتین که سری تو کائنات داره !!!‌؟؟ یا شاید لابد از قانون نسبیت به این نتیجه رسیدی ؟ مردی حسابی این مزخرفات چیه بلغور میکنی ؟ بگو اراده ندارم خلاص !! دیگه چرا واسه تنبلی هات اینقدر فلسفه بافی میکنی و پای کائنات رو وسط میکشی ؟؟ باباجون اراده نداری !! نمیتونی آگاهانه و با اراده زندگی کنی همین و بس ! دیگه بقیه اش توجیهات کشکیه !

                              راستش اصلا از آدمهای تسلیم و بی اراده خوشم نمی آید مخصوصا آدمهایی که کمبودها و نواقص شان را میدانند و می بینند ولی با آن زندگی میکنند نه آنکه اراده کنند آن را رفع کنند ! اگر به چیزی بنام عقل باور داشته باشیم و کاربرد آن اینکه کاسه ی چه کنم چه کنم دست بگیریم و خود را تسلیم آنچه که برای خود ساخته ایم بکنیم و نخواهیم از این پیله ی عیب هایمان خلاص شویم دیگر خیلی خیلی مسخره است ! مخصوصا که ما بدانیم چه چیزهایی و چه کارهایی به دردمان میخورد و هی امروز و فردا کنیم و بعد هم بخاطر این تاخیر و پشت سر هم انداختن ها یواش یواش احساس بی اراده گی کنیم و بعد اعتماد به نفس مان را از دست بدهیم و خیال کنیم تقصیر از ناحیه ی آسمان است و کائنات ! نخیر اینطور نیست !! کائنات از روی زمین شروع میشود . همین جاست که ما آرزوهامون رو رقم میزنیم و با اولین قدمی که به سمت اش برمیداریم در واقع کائنات رو شکل میدیم . خدا هیچوقت سنگ جلوی پای آدم نمیندازه اگه مشکلی هست روی زمینه بگرد و پیداش کن کجا رو اشتباه رفتی ؟  ماها بیشتر توی ذهن مون فتواهای ساختگی در میاریم و جالبه بهش باور هم پیدا میکنیم و مسخره تر اینکه تسلیم اش هم میشیم و باور میکنیم نصیب و قسمت و قضا و قدر همین رو میخواسته ! نه به اعتقاد من وقتی آرزویی - نیازی - خواسته ای در ذهن شکل میگیره اتفاقا یعنی کائنات خواسته که تو بهش برسی و اراده کرده که بلند بشی و بسمت رسیدن به اون نیاز - آرزو و هدف بری ولی اینکه دلت میخواد ولی نمیری خب این از چی چی تو ناشی میشه ؟؟  آقا من تجربه کردم هرچیزی رو که دوست دارید همین الان انجام بدین و الا فردا احساس میکنید نمیتونید و پس فردا احساس میکنید نمیشه !!  ... همین ! در خانه اگر کس است یک حرف بس است !!